کد خبر : 6441

از سن و سال بالا تا ائتلاف کش آمده

سن بالای بایدن و گستره وسیع جریان‌های حامی‌اش ممکن است برای آینده بعد از پیروزی او مشکل‌ساز شود.

ریاست‌جمهوری یک‌دوره‌ای معمولا نشانه شکست یک رئیس‌جمهور به حساب می‌آید. ناکامی یک سیاستمدار در پیروزی در انتخابات در عین در اختیار داشتن کرسی مورد بحث همواره نشانه این است که صاحب‌کرسی در دوره صدارتش هیچ کس را به جمع هواداران خود نیفزوده و تعداد کافی را از دور خود تارانده که بتواند از برنده به بازنده تغییر وضعیت بدهد. در نیمه دوم قرن بیستم میلادی، اگر جان اف کندی ناکام و جرارد فورد نیم‌دوره‌ای را حساب نکنیم، تنها دو و نیم رئیس‌جمهور با وضعیت ناکامی در ادامه دوره ریاست‌جمهوری مواجه شده اند. از میان جمهوری‌خواهان، جورج اچ دبلیو بوش و از میان دمکرات‌ها جیمی کارتر در کسب رأی دوره دوم ناکام ماندند که برای هر دو نیز این به عنوان شکست و ناکامی آن‌ها به حساب می‌آید، اولی بیشتر در بحث‌های اقتصادی و داخلی و حذف بدنه رأیش و دومی نیز البته به لطف ما. لیندن جانسون هم که به عنوان معاون اول جان اف کندی، بعد از ترورش به جای او نشست، در موقعیت خاصی قرار دارد که به عنوان رئیس‌جمهور مستقر، یک بار در انتخابات شرکت کرده و پیروز شده است اما باز در دوره بعدی به عنوان رئیس‌جمهور مستقر پتانسیل حضور پای صندوق را داشته است. او البته آن چنان به لحاظ سیاسی به خصوص در فضای ضد جنگ آن زمان در موضع پایینی قرار داشت که به انتخابات نهایی نرسید و در خود حزب دمکرات با هیوبرت هامفری، معاون اول جانسون پای صندوق رفت و با او هم البته باخت.

اما تمام این نگاه‌ها و تفسیرها روی ریاست‌جمهوری یک‌دوره‌ای، مربوط به زمانی که رئیس‌جمهور، به خاطر روی‌گردانی مردم از دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش محروم شود. حالت دیگر که البته حالت خاص‌تر و نادرتری است، به زمانی برمی‌گردد که یک نامزد ریاست‌جمهوری پیش از این که به کاخ سفید راه یافته باشد، به رأی‌دهندگان وعده دهد که تنها برای یک دوره خواستار کرسی ریاست‌جمهوری است و در دور بعدی شرکت نخواهد کرد یا این که بعد از پیروزی به این تصمیم برسد که برای پیشبرد سیاست‌هایش بهتر است انتخابات دوره دوم را از سر خود باز کند. این نمونه در تاریخ آمریکا چند بار موفق و چند بار ناموفق به کار گرفته شده است. رادرفورد برچرد هِیز، در انتخابات ۱۸۷۶ و جیمز ناکس پولْک در انتخابات ۱۸۴۴ با وعده ریاست‌جمهوری یک‌دوره‌ای شرکت کردند و بعد از پیروزی هم به این وعده عمل کردند. ویلیام هنری هریسون از حزب ویگ که با ۶۸ سال سن تا همین اواخر و قبل از رونالد ریگان و دونالد ترامپ، پیرترین رئیس‌جمهور تاریخ آمریکا بود، در انتخابات ۱۸۴۰ با همین وعده شرکت کرد و پیروز شد اما وعده‌اش عملا از موضوعیت افتاد چرا که درست یک ماه بعد از شروع دولتش، فوت کرد و تا جان تیلور دوره‌اش را ادامه دهد. البته به نوعی دست تقدیر یک‌دوره‌ای شدن را به برگه رأی او و تیلور تحمیل کرد، چون اختلافات جدی تیلور با بدنه حزب ویگ باعث شد او خود از نامزدی دوباره منصرف شود و از پولک حمایت کند. این وعده البته در آن دوران به خاطر نبود محدودیت دوره ریاست‌جمهوری در قانون اساسی آمریکا موضوعیت جدی‌تری داشت. بعد از این که فرانکلین دلانو روزولت، چهار بار در انتخابات پیروز شد و در دوره چهارم با مرگ از کاخ سفید رفت، قانون محدودیت دوره به قانون اساسی اضافه شد و با توجه به سقف دو دوره‌ای، این ایده تا حد زیادی از موضوعیت افتاد. بعد از این دوران، کمتر کاندیدایی به عنوان گزینه جدی سراغ این ایده رفت. شاید معروف‌ترین آن‌ها، جان مک‌کین در سال ۲۰۰۸ بود که مدتی به این گزینه فکر کرد. در نسخه مک‌کین او قرار بود با یک معاون اول سابقا دمکرات، یعنی جو لیبرمن که در سال ۲۰۰۶ از دمکرات‌ها جدا و مستقل شده بود، در انتخابات شرکت و یک دوره به عنوان نامزدی برای اتحاد کشور شرکت کند، هر چند با درز خبر بررسی این گزینه و واکنش منفی به آن، این ایده کنار گذاشته شد. میشل باکمن که البته نامزدی حزبش را در کسب نکرد نیز در زمان کاندیداتوری در سال ۲۰۱۲ چنین وعده‌ای داد.

با این توضیحات مفصل به این جا می‌رسیم که این ایده برای بایدن هم مطرح شده است که او یا با اعلام این موضوع قبل از انتخابات یا با این تصمیم بعد از پیروزی تنها برای یک دوره در انتخابات شرکت کند. این مسئله یک دلیل بدیهی قابل پیش‌بینی دارد. بایدن الان ۷۷ ساله است و در صورت پیروزی، زمانی که ریاست‌جمهوری را از ترامپ تحویل بگیرد، ۷۸ ساله خواهد بود و پیرترین رئیس‌جمهور آمریکا در زمان آغاز کار خواهد شد. این یعنی او در انتخابات دوره دوم احتمالی‌اش، با ۸۱ سال سن حاضر خواهد شد که رکورد ۷۰ ساله ترامپ را دوباره و این بار با ۱۲ سال فاصله پشت سر می‌گذارد. همین موضوع سن‌وسال باعث شده است که برخی از یک‌دوره‌ای‌شدن او سخن گفته‌اند، با این احتمال که او حتی بعد از پیروزی، وقتی به انتخابات بعدی رسید، خود به خاطر سن‌وسال از ادامه کار دست بکشد و جای خود را به نفر دیگر بدهد. چنین بحثی البته برای نامزدهای سن‌وسال‌دار دیگر مثل جان مک‌کین و حتی برنی سندرز نیز مطرح بوده است.

اما یک دلیل سیاسی هم وجود دارد که گزینه یک‌دوره‌ای‌شدن را برای بایدن به گزینه قابل‌بررسی بدل می‌کند. کارزار بایدن در حال حاضر به دنبال یک سبد رأی حداکثری است. این را به‌خصوص از مجمع عمومی حزب دمکرات می‌شود فهمید. در میان سخنرانان این مجمع، برنی سندرز و الکساندریا اوکازیو کورتز به عنوان چپ‌ترین‌های حزب دمکرات حضور داشتند و از سوی دیگر در اقدامی نادر، دو جمهوری‌خواه، یعنی جان کیسیک، فرماندار سابق اوهایو و ژنرال بازنشسته کالین پاول، وزیر خارجه جورج دبلیو بوش به عنوان سخنران شرکت کردند و از او حمایت کردند. در همان روزها نیز نامه‌ای از ۲۷ جمهوری‌خواه از اعضای سابق کنگره در حمایت از بایدن منتشر شد. یکی از ویدئوهای تبلیغاتی پخش‌شده در این مجمع نیز ویدئویی مربوط به دوستی چنددهه‌ای او با جان مک‌کین فقید، از برجسته‌ترین دشمنان جمهوری‌خواه ترامپ بود.

حمایت همزمان سندرز و پاول از بایدن، البته تا حد زیادی به خاطر توافق روی بیرون‌کردن ترامپ از کاخ سفید است و البته عنصر بسیار مهم در این میان شخصیت سیاسی بایدن است، به عنوان دمکرات نسبتا میانه‌رو و با سابقه بسیار طولانی در صحنه سیاسی واشنگتن که او را برای هر دو سوی این طیف وسیع، او را  «قابل‌قبول» می‌کند.

اما مسئله این است که خاستگاه و خواست‌های سیاسی این دو سر طیف و بسیاری در میانه این دو، با هم هیچ همخوانی ندارد. سوسیال دمکراتی مثل سندرز که حتی عضو حزب دمکرات هم نیست، اشتراک مواضع اندکی با پاول، وزیر ارجه بوش و از بانیان جنگ عراق دارد و کیسیک و وارن، به معنای واقعی کلمه دو رویکرد متقابل در اداره کشور را نمایندگی می‌کنند. مسئله اینجاست که بایدن چگونه می‌تواند رئیس‌جمهوری برای این همه تفکر مختلف باشد؟ این سؤال البته پاسخی ندارد. بایدن اگر به بدنه حزب دمکرات و جناح چپش توجه کند، دولتی برخلاف خواست‌های محافظه‌کاران حامی‌اش را اداره خواهد کرد. اگر به این محافظه‌کاران نزدیک شود، با غضب چپ‌های جوان حزب مواجه خواهد شد. در یک سناریو او می‌تواند میانه را بگیرد و بخش عمده انرژی دولتش را به جبران دوره ترامپ بپردازد. در چنین سناریوی در بدترین حالت او حداکثر افراد در دو طرف خودش را ناامید می‌کند. در بهترین حالت اما این دو گروه ممکن است از کنترل زد زدن بایدن روی ترامپ استقبال کنند اما بعد از چهار سال آمریکای بی‌ترامپ، دیگر این مسئله به عنوان دلیلی برای انتخاب او مطرح نخواهد بود. قرمزهایی مثل کیسیک که قطعا در ۲۰۲۴ رقیبی در مقابل بایدن علم خواهند کرد اما این احتمال نیز وجود دارد که چپ‌هایی که روزبه‌روز در مقابل ساختار قدرت حزب بیشتر طغیان می‌کنند، تصمیم بگیرند چالشی درون‌حزبی در مقابل بایدن ترتیب دهند. حتی بدون این هم ممکن است در نبود هیولایی ترامپ، بدنه رأی‌دهنده چپ‌ها انگیزه کافی برای حمایت جدی از بایدن نداشته باشد. به طور خلاصه، از همین حالا مشخص است که چهار سال بعد، رئیس‌جمهور بایدن باید لااقل بخشی از سبد رأی خود را فراموش کرده باشد و برای حفظ بخش دیگر تلاشی جدی کند. این می‌تواند در طول دوران چهارساله نیز برای بایدن مشکل‌زا شود و اگر تیم بایدن خوب از پس این مسئله بر نیایند. دولت او به دولت یکی به نعل یکی به میخی تبدیل خواهد شد که هم سیخ و هم کباب را بسوزاند.

با بررسی این احتمالات، ممکن است بایدن از ابتدای دولت خود دست از این نگرانی‌ها بشوید و سیاست‌های خودش را بی‌توجه به ۲۰۲۴ پیش ببرد و نیز ممکن است در نزدیکی دوره اول، با بررسی صحنه سیاسی، ریسک نکند و با بخشیدن عطای دوره دوم به لقایش، بدون دردسر و به عنوان یک رئیس‌جمهور ائتلافی برای نجات کشور از مسیر ترامپی، بازنشسته شود.

این مسئله تا مطرح‌شدن به عنوان شایعه وعده یک‌دوره‌ای و تکذیب آن از سوی کارزار بایدن نیز پیش رفته است اما به هر حال آن چه مشخص است این که کارزار ۲۰۲۰ بایدن، مسیری را طی می‌کند که با برد یا باخت، در ژانویه ۲۰۲۱ به پایان می‌رسد و برای ۲۰۲۴، باید داستان متفاوتی برای فصل آخر کار سیاسی بایدن نوشته شود.

ارسال نظر