کد خبر : 7338

صحنه سیاسی آمریکا، لااقل در دوران ترامپ دیگر آن صحنه رقابت سیاسی کلاسیک نیست.

مناظره گزینه‌های معاون اولی رؤسای جمهور آمریکا، آخر هفته برگزار شد. اکثریت قریب به اتفاق رسانه‌ها، در توصیف این مناظره اشاره کردند که از مناظره رؤسای جمهور، ملایم‌تر، مدنی‌تر، مؤدبانه‌تر، سیاسی‌تر و منظم‌تر بود. به همین نسبت اما واکنش‌ها به این مناظره بسیار محدودتر از واکنش‌ها به مناظره بایدن و ترامپ بود. بخشی از این مسئله به ذات مناظره معاون اولی برمی‌گردد. به‌خصوص وقتی به سال ۲۰۱۶ نگاه کنیم خواهیم دید که مناظره معاون اولی بین تیم کین و مایک پنس از مناظره امسال کامالا هریس با پنس بسیار کم‌واکنش‌تر و کم‌مخاطب‌تر بود و حتی از سوی برخی رسما، حوصله‌سربر توصیف شد. به هر حال دو نفر حاضر در این مناظره، تنها قرار است نفر دوم باشند و اگر فرشته یا شیطان مجسم نباشند، سهم اندکی از تصمیم انتخاباتی مردم خواهند داشت. اما اگر از دو انتخابات ترامپ‌زده عقب‌تر برویم، خواهیم دید که ماجرا دیگری نیز احتمالا در جریان است.

مناظره‌های جو بایدن در جایگاه گزینه معاون اولی باراک اوباما، بسیار خبرسازتر شدند و توجه بیشتری را به خود جلب کردند، چه در سال ۲۰۱۲ در مقابل ستاره تازه آن زمان جمهوری‌خواهان، پل رایان، نفر دوم میت رامنی و چه در سال ۲۰۰۸، در مقابل فواره سیاسی‌ای به نام سارا پیلین که در همان دوران انتخابات و قرارگرفتن نامش در کنار جان مک‌کین ناگهان به اوج شهرت و محبوبیتش رسید و در همان دوران، وقتی با رفتارهایش بیشتر شناخته شد، چنان سقوط کرد که برخی او را از علل شکست مک‌کین توصیف کردند.

ممکن است ادعا شود جذابیت آن دو مناظره به دلیل «تازه» بودن چهره جمهوری‌خواهانِ مقابل بایدن در سطح ملی بود اما کسی نمی‌تواند ادعا کند تیم کین پیش از انتخاب به عنوان نفر دوم برگه رأی هیلاری کلینتون، شهرتی ملی داشت. جذابیت ذاتی جوانی مثل رایان و پیلین که می‌خواست اولین معاون اول زن شود شاید دلیل دیگر این توجه بود اما کامالا هریس پتانسیل تاریخ‌سازی بیشتری از هر دوی آن‌ها دارد.

از یک نگاه می‌شود ادعا کرد، آن چه از جذابیت مناظره هریس و پنس، مدعیان آینده احزاب متبوع خود کاسته است، همان چیزی بود که وضعیت مناظرات ترامپ در ۲۰۱۶ و ۲۰۲۰ را به آن شکل درآورد: صحنه سیاسی آمریکا، لااقل فعلا، هیچ نسبتی با سیاست‌ورزی به معنای کلاسیک خود ندارد و در نتیجه، مناظره‌ای بین دو سیاستمدار با قالبی کلاسیک نیز نسبتی با رقابتی که فعلا در جریان است، پیدا نمی‌کند.

ترامپ تا حدی عامل و تا حدی محصول این روند بوده است اما واقعیت این است که صحنه سیاست آمریکا امروز بسیار تقابلی‌تر، قطبی‌تر، خصمانه‌تر و افراطی‌تر است. در چنین فضایی، گر چه بایدن و کلینتون همچنان سیاستمداران کلاسیک هستند، در مقابل سروصدای ترامپ مناظره کلاسیکی شکل نمی‌دهند. هیلاری کلینتون به سبک شخصیت‌های سریال‌های طنز از دست ترامپ به دوربین خیره می‌شود و جو بایدن در نهایت یک «ببند دهنتو دیگه» حواله رئیس‌جمهور پرگفتار فعلی می‌کند.

رسانه‌ها درست می‌گویند که از این مناظره ترامپ و بایدن، محتوای سیاسی چندانی به دست نیامد اما این شکل در این مناظره، معلول وضعیت فعلی است. برخلاف ۲۰۱۶، این بار رأی‌دهنده‌های مردد نیز جمعیت کثیری ندارند. وضعیت ترامپ از لحاظ محبوبیت عمومی مثل چهار سال قبل است، اما بایدن مثل کلینتون منفور نیست و باز مثل او، چندین سال سیبل دشمنی جمهوری‌خواهان نبوده است و این باعث می‌شود برای بسیاری تصمیم‌گیری مثل سال ۲۰۱۶، «بد و بدتری» نباشد و حداکثر این دو را «بد و قابل‌تحمل» ببینند. در این فضا، اساسا مناظره قرار نیست کاربرد کلاسیک خود را داشته باشد و اگر هم بنا باشد، ترامپ اجازه شکل‌گیری چنین مناظره‌ای را به خود نخواهد داد. اما فضای سیاسی‌ای که در آن، طرفداران هر دو طرف رقابت را بخشی از جنگی تمام‌عیار بر سر سرنوشت فردای آمریکا از جنبه‌های بنیادین می‌بینند، کسی چندان مشتاق جزئیاتی نیست که پنس و هریس بخواهند تبیین کنند، برخلاف وقتی که کل‌کل‌های بایدن با رایان، معنادار بود. به همین خاطر است که پرسروصداترین اخبار حاصل از این مناظره، تقابل هریس با به میان کلام پریدن های پنس در بستر زمینه‌ای تقابل کلامی یک زن سیاه‌پوست با مرد قدرتمند سفیدپوست بود و مگسی که روی سر پنس نشست. یعنی از این مناظره مدنی‌تر نیز، آن چه جلب توجه بیشتری کرد نه محتوای سیاسی که بخش‌های تقابلی و زرد ماجرا بود.

از بعد از مناظره، بسیاری از رسانه‌ها و ناظران صحنه سیاسی آمریکا از نیاز به تغییر قالب مناظره گفته اند، به این عنوان که این تغییر بتواند مناظره را به نسخه کلاسیک خود نزدیک‌تر کند. واقعیت اما این است که مسئله قالب نیست. مسئله مناظره‌کنندگان اند یا به عبارت دقیق‌تر یکی از آن‌ها. فعلا، در دوران ترامپ، عرصه، عرصه سیاسیت قدیمی نیست.

 

ارسال نظر