| 15:06   
کد خبر : 15380

یادداشت اختصاصی پیام نو؛

برخلاف نظر تحلیلگران سیاست خارجی نه تنها دولت سیزدهم نتوانسته گام موثری در مورد «احیای برجام» بردارد، بلکه از همین حالا اتاق‌های فکر ایالات متحده در حال مخابره این پیام هستند که انتخابات آمریکا می‌تواند اوضاع را به ضرر دولت بایدن و صرفاً ایران رقم بزند.

پیام نو، شایان ملک‌زاده| برخلاف آنچه که بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاست خارجی فکر می‌کردند، نه تنها دولت سیزدهم (فعلاً) نتوانسته گام موثری در مورد «احیای برجام» بردارد، بلکه از همین حالا محافل نظری و به خصوص اتاق‌های فکر ایالات متحده و شرکای اروپایی آن در حال مخابره این پیام هستند که انتخابات هشتم نوامبر ۲۰۲۲ آمریکا که مقارن با ۱۶ آبان ۱۴۰۱ است، به صورت مشخص می‌تواند اوضاع را به ضرر دولت بایدن و صرفاً ایران رقم بزند.

تحریک از پشت پرده!

واقعیت غیرقابل انکار این است که اساساً وضعیت فعلی و آنچه برخی‌ها در داخل و خارج از کشور، شکست مذاکرات اخیر وین می‌نامند، خروجی اقدامی است که ترامپ آنرا رقم زد. زمانی رئیس جمهوری وقت ایالات متحده در تاریخ هشتم مه ۲۰۱۸ در کاخ سفید پشت تریبون قرار گرفت و رسماً اعلام کرد که از برجام خارج شده است، همه معادلات بهم ریخت. اینکه بسیاری از کارشناسان می‌خواهند به دنیا بگویند که خروج ترامپ از برجام هیچ تاثیری بر معادلات سیاسی – اقتصادی ایران نداشته است، اساساً یک کنشگری منفی تلقی می‌شود؛ چراکه آثار آن خروج به خصوص در حوزه اقتصاد کاملاً عیان است. به گونه‌ای که ما حالا به فروش اندکی نفت و آزادسازی چند میلیارد دلار افتخار می‌کنیم، در حالی که این ارقام در شرایط کنونی صرفاً یک مُسکن سطحی به حساب می‌آید.

خروج ایالات متحده از برجام توسط ترامپ بدون تردید معاملات پشت‌پرده دیگری را هم در بر داشته است. به عنوان مثال تحریک اسرائیل و به خصوص بنیامین نتانیاهو (نخست وزیر وقت) و همچنین داد و ستدهای اقتصادی واشنگتن با اعراب منطقه که بیشتر به فروش تسلیحات محدود شده بود، از عواملی بود که تاجر نیویورکی را که حالا مستأجر کاخ‌سفید بود را به سمت خروج از برجام سوق داد. از منظر غرب (آمریکا و اروپا) بیزینس و خط و خطوط اقتصادی هیچ دخلی به سیاست ندارد، حتی طیف محافظه‌کار آمریکا که در هِلالِ شمالی با مرکزیت نیویورک فعال هستند، بر این باورند که می‌توان ادله‌های سیاسی را طوری در کنار هم چیدمان کرد که در نهایت اگر نقض آنها هم صورت گرفت، هیچ خللی به زد و بندهای اقتصادی پنهان و پیدا وارد نکند.

حالا از آن سال چیزی در حدود چهار سال گذشته است. نه تنها ترامپ در کاخ‌سفید حضور ندارد، بلکه نتانیاهو هم در تل‌آویو به عنوان اپوزیسیون ایفای نقش می‌کند. در تهران هم اثری از حسن روحانی نیست و کمی پس از پیروزی بایدن در انتخابات ۲۰۲۰، ابراهیم رئیس سکان دولت سیزدهم را به دست گرفته است اما باز هم به نظر سایه ترامپ و «ترامپیسم» بر سر برجام سنگینی می‌کند. همین چند روز پیش بود که او در مصاحبه با شبکه فاکس‌نیوز با انتقاد از عملکرد دولت بایدن مدعی شد که توافق دولت وی با ایران، بدتر از توافق دوران ریاست‌جمهوری باراک اوباما خواهد بود و چنین توافقی می‌تواند به معنای نابودی رژیم صهیونیستی باشد.

اینکه چرا ترامپ در حال مخابره چنین پیامی است، چندین علت دارد که موضوع نوشتار فوق نیست، اما بحث اینجاست که در انتخابات پیش روی کنگره آمریکا، نه تنها هم‌قطاران او در «کپیتال هیل» برای زمین زدن برجام و توافق تیم بایدن با ایران دندان‌تیز کرده‌اند، بلکه حالا برخی از دموکرات‌ها هم با جمهوریخواهانی که ترامپ را به نوعی به عنوان یک سرمایه سیاسی برای حزبشان قبول دارند، هم‌صدا شده‌اند. مساله دیگر که کسی کمتر به آن توجه می‌کند این است که ترامپ در واپسین روزهای حضورش در اتاق بیضی کاخ‌سفید، توانست توافق ابراهیم را در سال 2020 میلادی (یعنی دو سال پس از خروج از برجام) به عنوان یک هدیه مهم به شبکه یهود و در رأس آن «آیپک» هدیه دهد.   

بر همین اساس باید توجه داشت که اسرائیل دو سطح را دراین میان (تا به امروز) طی کرده است. سطح اوا این است که تل‌آویو دیگر همانند سال ۲۰۱۵ که برجام در زمان اوباما امضا شد، عمل نمی‌کند و سطح دوم این است که که رفتار سیاسی – امنیتی و سپس مراودات اقتصادی اسرائیل دیگر همانند ۲۰۱۸ و حتی همانند ۲۰۲۰ که پیمان ابراهیم امضا شد نیست. بازوهای امنیتی تل‌آویو بعلاوه تعمیق نفوذ سیاسی این رژیم از ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۰ و از ۲۰۲۰ میلادی (پس از امضای توافق ابراهیم) تا به امروز به هیچ وجه در یک معادله کلی و نمودار سینوسی ثابت قابلیت تحلیل ندارد؛ چراکه آنها همین حالا نه تنها به بایدن، بلکه دولت‌های منطقه هم در قبال ایران اعمال فشار می‌کنند.

جمهوریخواهان علیه برجام  

اینکه انریکه مورا، هماهنگ کننده اتحادیه اروپا به ایران می‌آید و پیشنهاد تهران را به واشنگتن و بالعکس ارائه می‌دهد، و چند روز بعد اعلام می‌شود که آمریکایی‌ها قرار نیست به حذف نام سپاه پاسداران از لیست سیاه سازمان‌های تروریستی خارجی (FTO) دولت آمریکا پاسخ مثبت دهند به نوعی نشان می‌دهد که مهمترین درخواست ایران رد شده است. طبیعی است که عوام و برخی از خواص بایدن را مقصر این امر و به بن‌بست رسیدن یا با کمی اهمال، کند شدن روند مذاکرات می‌دانند، اما واقعیت این است که اسرائیل و اعراب هم در حال اعمال فشارهای خاصِ خود هستند که باز هم باید به صراحت لهجه ترامپ که در بالا به آن اشاره شد، بازگردیم!

فارغ از این مسائل باید توجه داشت که برخی از تحلیلگران در غرب هم تحلیل دیگری از این روند دارند. آنها معتقدند که قرار دادن نام سپاه در فهرست تروریستی(FTO)  کمک چندانی به تامین منافع ایالات متحده نکرده است. در واقع، مقامات آمریکایی (به خصوص ژنرال‌ها و امنیتی‌های آنها)  اعتراف کرده‌اند که از زمان قرار دادن نام سپاه در این فهرست، بازوهای منطقه‌ای ایران اقدامات خود را تا ۴۰۰ درصد افزایش داده‌اند. آنها در نهایت معتقدند اگر مسیر دیپلماتیک در حال حاضر شکست بخورد، بازوهای ایران در منطقه قاطع‌تر رفتار خواهد کرد.

در این بین اما یک نکته وجود دارد و آنها برخورد نرمِ مخالفان برجام در کنگره است. طی روزهای اخیر بارها و بارها دیده‌ایم که علاوه بر جمهوریخواهان برخی از هم حزبی‌های بایدن هم علیه برجام و احیای آن موضع گرفته‌اند. فارغ از اینکه در انتخابات آتی کنگره چه اتفاقی رخ خواهد داد باید بهاین نکته توجه داشت که مخالفان در کنگره دو ابزار برای هدف قرار دادن بایدن خواهند داشت.

اولین ابزار قانون اینارا Iran Nuclear Agreement Review Act (INARA) است که در سال ۲۰۱۵ تصویب شد و دوم قانون کاتسا (CAATSA) است که در سال ۲۰۱۷ میلادی تصویب شد. قانون اینارا در واقع پیش از تکمیل توافق اولیه هسته‌ای با ایران تصویب شد و قانون کاتسا بعد از تصویب برجام و در دوره ترامپ به تصویب رسید. قانون اینارا، امریکا را ملزم می‌کند که هرگونه «توافق» جدید مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران برای یک دوره بازنگری ۶۰ روزه به کنگره فرستاده شود که طی آن کنگره می‌تواند یک قطعنامه مشترک عدم تایید، تصویب کند تا مانع از اجرایی شدن توافق شود.

قانون کاتسا نیز ضمن برشمردن تهدیدات مختلف ایران تحریم‌های مختلفی را علیه اشخاص حقیقی و حقوقی ایران برقرار کرده است. علاوه بر قوانین مذکور، قانون آیسا (ISA) که در کشورمان به نام «داماتو» شناخته می‌شود هم تحریم‌های مشخصی را علیه صنعت نفت وگاز ایران وضع کرده است. این سه اهرم به نظر می‌رسد که می‌توانند به راحتی هر توافقی که تیم بایدن با تهران امضاء کند را هدف قرار دهد؛ به عبارتی دیگر ما با یک «مانع سه لایه» مواجه هستیم که مخالفان برجام در کنگره می‌توانند با وام گرفتن از آنها اوضاع را بدتر کنند.

 

ارسال نظر