| 17:07   
کد خبر : 11741

ابوالفضل فاتح:

یک فعال سیاسی نوشت: تریبون‌های رسمی بسیاری دیگر از نظامات اجتماعی را استوار می سازد و باید نسبت به کارکرد آن حساس بود. در حقیقت تریبون رسمی تریبون معیار است و هنجارها را واگو می کند.

پیام نو| چنان که می دانیم باورهای مذهبی از عمیق ترین و ریشه دار ترین و در عین حال لطیف ترین باورها ست و سبک و معنا و هدف زندگی باورمندان را شکل می دهد. نزدیک شدن به باورهای مذهبی انسان ها نیازمند دقت، حساسیت و تحفظ فراوانی است چرا که کوچکترین خطا در این حوزه، مسئولیت آور بوده و به شدت یک جامعه  مذهبی را دستخوش نگرانی و تلاطم می سازد.

در جوامع پیشرفته، حقوق اساسی و افکار عمومی ملاک بسیاری از موضوعات اساسی است، و پذیرفته نیست از تریبون رسمی حکومت یا مذهب یا قومیت یا حتی ورزش، اقدام به نفرت پراکنی یا هتک و اهانت به گروه های دیگر اجتماعی شود، و معمولا فرد یا گروهی که چنین کند، تحت فشار شدید افکار عمومی برای عذرخواهی و جبران و کناره گیری قرار می گیرد. چرا که این تریبونهای رسمی است که بسیاری دیگر از نظامات اجتماعی را استوار می سازد و باید نسبت به کارکرد آن حساس بود. در حقیقت تریبون رسمی تریبون معیار است و هنجارها را واگو می کند.

 از مصائب کشور عزیزمان ایران و بسیاری از جوامع نظیر ما، این است که بسیاری از تریبون های رسمی در حیطه ی کسانی قرار گرفته است که چندان آشنا به حقوق اساسی و لوازم آن نیستند و مکرر دیده می شود به راحتی درباره ادیان و اقوام و نژاد و سنت ها و شخصیت ها و آداب و فرهنگ دیگران سخن گفته می شود وگویی متوجه حساسیت و پیامدهای آن نیستند، و این محدود به موضوع تلخ اخیر نیست و متاسفانه در نزد بسیاری از رجال مذهبی و سیاسی اعم از سنی یا شیعه دیده می شود و باید چاره جویی شود.

همه ما باید از ابتدا بیاموزیم و آموزش دهیم و بدانیم که هیچ کس نمی تواند از یک تریبون رسمی عمومی به باورها و مقدسات یا نَسَب و نژاد و جنسیت و صنف و ... هر یک از گروه های اجتماعی تعریض، یا اهانت کند، و یا در سطحی دیگر افراط و خرافه و عدول از حق الناس و بهتان و .... را ترویج نماید، یا مردمی را به بهانه فرهنگ و شمائل و سنت هایشان تمسخر یا تحقیر و یا تهدید نماید  (که متاسفانه مکررا شاهد تسامح و تبعیض بسیار بوده ایم). در یک جامعه مدنی، ضرورت دارد، همه تریبون ها به ویژه تریبون های رسمی، تریبون اخلاق،  اعتدال و عقلانیت و مدارا باشند و مادام که نماز جمعه تریبون رسمی دانسته می شود مشمول این قاعده است؛ چه آن تریبون، تریبون امام جمعه آزادشهر باشد، چه زاهدان و یا تهران و یا مشهد و تبریز و شیراز و  یا تریبون های رسمی دیگر نظیر مجلس و صدا وسیما و سریال و سینما و ....

اخلاق  و حقوق و مصالح اجتماعی اقتضا دارد، تریبون داران، به شکل مضاعف حساب تریبون های رسمی را از تریبون های شخصی یا خصوصی و تخصصی  متفاوت بدانند ( البته در آن تریبون ها هم عدول از حقوق بنیادی پذیرفته نیست) و اکنون نیز در اکثر ملل نسبت به نژاد پرستی، استهزاء و یا اهانت به باورهای دیگران حساسیت زیادی وجود دارد. این مهم اکثریت و اقلیت نمی شناسد.

در واقعه غم انگیز اخیر نزدیک شدن به حریم اهل بیت علیهم السلام، بخش بزرگی از جامعه ایران دچار اندوه، خشم و تلاطم شد.  برادران اهل تسنن می پذیرند  که سخنان امام جمعه سابق به ویژه درباره نَسَبِ اهل بیت گرانقدر پیامبر (ص)، تخطی از مرزهای یک تریبون رسمی و از مصادیق  عرفی و صریح خشونت کلامی و در نوردیدن اخلاق است و ارتباطی به گفت و گوی عقیدتی پیدا نمی کند. با این همه اگر حساب برخی مواضع غیر رسمی و پراکنده را کنار بگذاریم، انصاف اقتضاء دارد که عرض شود، علمای مذهب و جامعه شیعه در واکنش به اظهارات امام جمعه سابق اهل سنت، با درک هوشمندانه شرایط، مجموعا تاب آوری بسیار بالا و کم سابقه ای از خود نشان داده و شاخص های جدیدی را گوشزد کردند. شاهد بودیم که اعاظم درجه اول، به رغم اندوه  و آزردگی عمیق، عموما خویشتنداری اختیار کرده و به یادآوری خطوط قرمز و تکریم عقاید مردم اکتفا نموده اند. اساتید و مجتهدان به ویژه حوزه خراسان و قم پاسخ های تاریخی و روایی و فقهی همراه با ادب و آداب گفت و گو ارائه دادند. در تریبون های رسمی  نظیر نماز جمعه ها، به خشونتی دامن زده نشد و از سوی جریانات سیاسی نیز مدارای فراوانی مشاهده شد. جامعه رهبران اهل سنت نیز جانب تلطیف و دوری گزینی از تشدید و تا حدی عذرخواهی را برگزیدند. از حواشی رسانه های غیر رسمی که بگذریم، هر چه بود، مجموعا جامعه مذهبی ایران از اهل تشیع و اهل تسنن رویکرد انعطاف و مراعات و پرهیز از عمومیت دادن به دیگران را  برگزیدند.

کشورعزیزمان دچار مشکلات و پیچیدگی های فراوانی است. به دلیل همان پیچیدگی ها، باید از این ماجرا عبرت گرفته و در عین حال از این گلوگاه تلخ عبور کرد. جامعه ی فرهیخته، جامعه ایست که بتواند از عبرت و عبور، آمیزه ای برای بلوغ و رشد یافتگی بسازد.  باید به آینده اندیشید و در این مسیر، انتظار می رود که نخبگان در فضای تخصصی و عمومی گفت و گوهایی برای اجتناب از هر گونه خشونت های کلامی آغاز نمایند. از دیدگاه حقیر، گفت و گو آیین همزیستی و از اصلی ترین نیازهای هر نوع توسعه ای است و زمان و مکان نمی شناسد و از آسیب های اصلی که در دهه های اخیر مواجه بوده ایم، عدم پایبندی به امر گفت و گو است. تحکم، آیین گفت و گو نیست.  گفت و گو اصولی دارد که به  دریافت و مطالعات این حقیر از جمله ی این اصول: رعایت چند صدایی، رعایت انصاف، پرهیز از خشونت ( پرهیز هر نوع تهمت، توهین، تحقیر و ... و احترام به آراء و باورهای دیگران)، پرهیز از تبعیض، ابتناء بر آگاهی بخشی (مبتنی بر اطلاعات و استدلال بودن) و رعایت اصل کرامت انسان و حقوق متقابل است. که اگر این اصول رعایت شود، دلیلی ندارد که پذیرفته نشود.

فراموش نکنیم که گرفتار تریبون هایی هستیم که صبح تا شام در میان مذاهب و اقوام اعم از شیعه و سنی پمپاژ نفرت می کنند و چه بسا نمی دانند چه چیزی اهانت و هتک به باور دیگران است و چه چیزی صیانت از باور خود. علاوه فراموش نکنیم، جامعه ما از نابرابری های فراوانی رنج می برد که بعضا چشم احساس و عقل را در تشخیص صواب و ناصواب دچار اشکال می کند. فراموش نکنیم  بسیاری از نقاط حاشیه ای میهن مان از حقوق سیاسی و اجتماعی محروم مانده اند. فراموش نکنیم، ظلم فاحش به شیعیان مظلوم مقیم عربستان و بسیاری دیگر از کشورهای با اکثریت اهل تسنن نیز ملاک بی تفاوتی ما به عدالت در ایران عزیز نیست، ما خود را پیرو مکتب علی (ع) می دانیم، اما چه بسیار یکدیگر را آزرده ایم. که همه نیازمند چاره جویی حکیمانه است.

بر اساس همین حکمت، واکنش گروهی از مردمان آزادشهر، در فضای شکل گرفته فعلی نیز باید درک شود. آنها ارزیابی متفاوتی دارند، و لو درمصداق اشتباه کرده باشند. شناخت آنها از امام جمعه سابق که در طول سالها شکل گرفته، با شناخت دیگر بخش های جامعه متفاوت است و با توجه به بیانیه ابراز ارادت به اهل بیت علیهم السلام، خطای رخ داده را عمدی نمی دانند و امید به پذیرش عذرخواهی دارند. آنها نیز باید بدانند این جراحت جانسوز است و دلهای شیعیان اهل بیت علیهم السلام  به آسانی آرام نمی شود و نیاز به جبران دارد. مهم این است که این نوع واکنش ها در قالب مدنی صورت پذیرد و همه مراقبت کنند، کج رفتاری یا خشونتی روی ندهد. قبول دارم این مسائل پیچیده و دشوار است، اما بالاخره همه باید از جایی تمرین کنیم. اگر مداخله و خشونتی از سوی افراطیون یا خودسرهای آن سوی و این سوی رخ ندهد، به مرور جامعه حساب هواداری متعصبانه از یک اقدام غلط و قبیله ای را، از هواداری مبتنی بر منطق همزیستی مسالمت آمیز جدا خواهد ساخت و بدین گونه به تدریج افراط منزوی، و عقلانیت و اعتدال و احترام و انصاف و عدم تبعیض و گفت و گو جایگزین خواهد شد و این از مقدمات یک جامعه توسعه یافته است.

واقعه ی بسیار تلخ اخیر،  دلهای محبان اهل بیت علیهم السلام را شکسته و زخمی  عمیق بر جای گذاشت. این اشتباه و رخداد می توانست علاوه بر این، در شرایط انباشت سایر شکاف های اجتماعی، منجر به پیامدهای دیگری شده و  نتایج بسیار ناگواری داشته باشد، لکن به لطف خداوند، با درایت و هاضمه ی جامعه ایرانی و بزرگان مذاهب در مسیر بهتری قرار گرفت و چه بسا بتواند نمونه ای از عبور به سوی روشنایی از دل تاریکی را به منصه ظهور رساند و امیدهایی را نسبت به عظمت ادراک جامعه ایرانی و اهتمام این جامعه ی خوش بنیاد به پیشگیری از این گونه جفاها و تلخی ها، و همزیستی در عین حفظ باورها و مقدسات و ارزش ها به رخ کشد و نشان دهد چرا جامعه ایرانی با کظم و دوراندیشی مومنانه  ولو با خون دل، راه های عبور از بحران ها و بازسازی خود را می شناسد. از همین روست که طی قرون متمادی در صلح و آرامش، کنار هم زیسته ایم. امید است پس از این، هرگز شاهد نزدیک شدن به حریم باورهای بنیادی مردم نباشیم و تریبون ها اعم از شیعه و سنی  نسبت به رموز اسلام و خاندان پیامبر (ص) و  یکدیگر مراقبتی مضاعف داشته باشند.  البته در هر جامعه ای، همیشه  قلیلی هستند که مسیر افراط را خواهند برگزید، اما این هرگز شامل اکثریت نخواهد شد. ان شاء الله

 

 

 

 

 

 

ارسال نظر