کد خبر : 1571

مهدی بهلولی/کارشناس آموزش

دست یابی به زبان نیرومند و پرورده ملی که پاسخگوی نیازهای علمی و فلسفی نوین باشد شدنی نیست

  "زبان ها بدون مرزها" شعار 2020 یونسکو به مناسبت 21 فوریه،روز جهانی زبان مادری است. روز جهانی زبان مادری، از سال 1999 راه اندازی شده است و هدف یونسکو از این کار، توجه دادن به اهمیت زبان مادری در آموزش، فرهنگ، اقتصاد، آشتی منطقه ای و جهانی، و حفظ میراث فرهنگی - زبانی است. شعار امسال، به نقشی است که بسیاری از زبان های مادری می توانند در آشتی منطقه ای و جهانی بازی کنند.

در بسیاری از منطقه های جهان، در دو سوی مرزهای سیاسی و قراردادی کشورها، زبان های بومی زنده ای وجود دارند که مردمان کشورهای همسایه، برای رفت و آمد و تجارت از آن بهره می گیرند و همین کار خودش در برقراری آشتی می تواند مفید باشد.

یونسکو با گزینش این شعار می خواهد ویژگی آشتی گستری زبان های مادری را برجسته کند و دولت ها را به پاسداشت و حفظ آنها، برانگیزد. آنگونه که در پیام امسال یونسکو می خوانیم هم اکنون در جهان در حدود 3000 زبان مادری در خطر ناپدید شدن است. بنا به پژوهشی که یونسکو به آن استناد می کند و در سال 2012 انجام گرفته است حدود 40 درصد از کودکان جهان، از دسترسی به آموزش به زبانی که آن را می فهمند محروم اند.

یونسکو پیشنهاد می دهد که آموزش در کلاس درس به سه زبان مادری، منطقه ای یا ملی، و جهانی انجام گیرد و می گوید : "منطق پشت این رویکرد، این است که کودکانی که پا به دبستان می گذارند نمی توانند به نحو ثمربخشی ، در هیچ زبانی به جز زبانی که در خانه با آن سخن می گویند، یاد بگیرند". اگر پیام ها و متن هایی که یونسکو درباره ی زبان مادری منتشر می کند را پیگیری کنیم درمی یابیم که رویکرد کلی یونسکو "آموزش زبان مادری" است و گاهی هم که به " آموزش به زبان مادری" اشاره و توصیه می کند منظورش آموزش پیش دبستانی و سال های نخست دبستان است. شوربختانه در ایران، برخی کسان بدون توجه به این نکته، ادعا می کنند که اگر بخواهیم دیدگاه یونسکو را در ایران عملی سازیم کل آموزش کشور از دبستان تا دانشگاه، باید به زبان مادری و بومی انجام گیرد و زبان فارسی نباید زبان رسمی آموزش کشور باشد.

از تحریف دیدگاه یونسکو که بگذریم بحث مهم این است که "آموزش به زبان مادری" به این گونه که همه آموزش از پیش دبستانی تا دانشگاه به زبان مادری انجام گیرد، در عمل شدنی هم نیست. این نگارنده، زاده شهرستان بروجرد در استان لرستان است اما  به سختی زبان برخی دیگر از شهرهای لرستان را می فهمد. اگر قرار است آموزش به زبان مادری باشد چرا به لهجه مادری نباشد؟ و در این صورت، آیا اصولا چنین گستردگی زبانی در آموزش یک کشور، امکان پذیر است؟ برخی نیز می گویند زبان فارسی، از زمان رضاشاه و به زور او در کشور گسترده شده است و بنابراین هیچ امتیاز ویژه ای به زبان های بومی و منطقه ای و قومی ندارد. این ادعا البته بحث گسترده ای را می طلبد در اینجا تنها می توانم به کتاب ارزشمند" چالش میان فارسی و عربی" نوشته آذرتاش آذرنوش اشاره کنم که به خوبی و پژوهش محورانه، نشان داده است که گستردگی زبان فارسی در ایران، دست کم از سده های نخست پس از حمله عرب ها به ایران، وجود داشته است.

 

 و یک نکته دیگر این که آشنایان با مسائل علمی و فلسفی می دانند که دست یابی به زبان فارسی نیرومندی که بتواند پاسخگوی نیازهای زبانی ما در گستره های علمی و فلسفی نوین باشد امکانپذیر نیست مگر با توجه و برنامه ای  ملی.

دست یابی به زبان نیرومند و پرورده ملی که پاسخگوی نیازهای علمی و فلسفی نوین باشد شدنی نیست مگر با پشتوانه ای از توان همه مردم ایران. پس روی هم رفته می توان گفت که در میان دو دیدگاه "آموزش زبان مادری" و "آموزش به زبان مادری" دیدگاه نخست، دیدگاه قابل دفاعی است که هم در عمل قابلیت اجرایی دارد و هم به پاسداشت زبان مادری و نیرومندی زبان فارسی می انجامد. تاکید یونسکو بر آموزش به زبان مادری نیز، بیش از هر چیز، به سال های نخست آموزش برمی گردد که ارتباط دانش آموزانی که با زبان مادری شان زبان رسمی آموزش نیست، شدنی شود. روشن است که در ایران و در آموزش و به ویژه در سال های نخست،آموزگاران می توانند و باید برای برقراری ارتباط و تفهیم کامل درس به دانش آموزان غیر فارسی زبان، از زبان های مادری نیز بهره بگیرند.

 

 

ارسال نظر