کد خبر : 1582

مهدی فتحی/معلم و فعال مدنی

یکی از اصل‌های فراموش شده قانون اساسی اصل ۱۵ آن است که آموزش زبان مادری را در مدارس و آموزشگاه‌ها در کنار زبان رسمی کشور حق هر کسی دانسته است.

«اجازه دهید راز هایمان را به زبان مادری خود بیان کنیم» 

تیتر فوق پیام یونسکو است برای بزرگداشت روز جهانی زبان مادری و ما نیز در کشوری زندگی می‌کنیم که اگر بر اساس قانون اساسی آن پیش برویم و نکات درج شده در آن را مو به مو اجرا کنیم قطعا خیلی بهتر از اینها می‌توانیم از همه لحاظ پیش برویم. یکی از اصل‌های فراموش شده قانون اساسی اصل ۱۵ آن است که آموزش زبان مادری را در مدارس و آموزشگاه‌ها در کنار زبان رسمی کشور حق هر کسی دانسته است.

طبق این اصل «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است‌. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان وخط باشد ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات ورسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس‌، در کنار زبان ‌فارسی آزاد است‌.» که متأسفانه سال‌های سال است که این مورد در مدارس و دانشگاه‌ها مغفول مانده و در کنار آن حجم کتب درسی مدارس و برنامه‌های حاشیه‌ای آنها به اندازه‌ای زیاد است که مدارس فرصت نمی‌کنند به مواردی غیر از موارد درسی و امور مربوط به مدرسه پرداخته و این باعث شده است که زبان مادری بصورت رسمی و نوشتاری در بین بسیاری از مناطق دو زبانه کشور به سمت فراموشی برود. 

قاعدتاً هر گویشی در کشور رسم الخط مربوط به خود را داشته و زبان کوردی نیز از این قاعده مستثنی نیست. رسم الخط کوردی و حتی حروف الفبا و هجاها و آواهای آن با زبان فارسی بسیار متفاوت بوده و چون نه تنها در مدارس بلکه در میان خانواده‌ها نیز خیلی کم با رسم الخط کوردی بصورت درست و اصولی استفاده می‌‌شود، این نوع نوشتن به تدریج رنگ و بوی واقعی خود را از دست داده و حتی نوعی نوشتار کوردی با استفاده از الفبا و رسم الخط فارسی در بین مناطق کوردنشین باب شده است که این خطری بسیار جدی برای از بین رفتن این رسم الخط و کلمات فولکلور و اصیل آن مناطق می‌باشد. 

استفاده از زبان رسمی کشور و مجال ندادن به زبان‌های غیر از آن سبب از بین رفتن تدریجی زبان‌های دیگر شده و هرچند فعالان مدنی و اساتید مناطق دوزبانه بسیار در تلاش هستند که این اتفاق نیفتد اما در مقابل هجمه و هژمونی بسیار قوی‌ای که زبان فارسی در کشور ایجاد نموده است کار آنها آنچنان به چشم نمی‌آید و این افراد به تنهایی و بدون کمک دولت و حاکمیت قادر به جلوگیری از این واقعه تلخ نیستند. 

از بین بردن و کمرنگ کردن زبان مادری و گویش‌های محلی نه تنها خیانت به آن گویش و زبان است بلکه حتی خیانت به تمام دنیا می‌باشد. مع الوصف دولت و حاکمیت می‌بایست به کمک زبان‌های غیر فارسی و گویش‌های محلی آمده و اجازه ندهد این تنوع زبانی در کشور کمرنگ شده و رو به نابودی برود.

کم کردن حجم کتب درسی و برنامه‌های اجرایی مدارس و همچنین مجال دادن بیشتر به آموزش دهنده‌های زبان مادری در مناطق دوزبانه و حتی مناطقی که در اصل دو زبانه نیستند ولی افراد دو زبانه مهاجر در آنجا زندگی می‌کنند بسیار می‌تواند در حفظ اصالت این زبان‌ها و گویش‌ها و حتی فرهنگ‌ها مؤثر واقع شود. ناگفته نماند نباید تقویت زبان‌های محلی را به معنای تضعیف زبان رسمی کشور دانست. و اگر افرادی معتقد هستند که با تضعیف زبان مادری و تقویت زبان رسمی کشور در حال کمک کردن به افراد دو زبانه هستند سخت در اشتباه‌اند و این را بدانند که وقتی یک نفر با لهجه‌ غیرفارسی به زبان فارسی تکلم می‌کند بعنوان یک ارزش تلقی شده و بدین معناست که آن شخص به دو زبان تسلط داشته و یک امتیاز مثبت برای چنین فردی نسبت به سایر افراد می‌باشد.


 

ارسال نظر