کد خبر : 2886

صادق زیباکلام، تحلیلگر مسائل سیاسی:

یک تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: اصلاحات تمام شده است، در دوم اسفند 1398، همه چیز تمام شد، اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی‌شد ختم و شب هفت گرفت. مردم در این تاریخ نشان دادند که از اصلاحات و اصلاح‌طلبان عبور کردند.

به گزارش پیام نو، صادق زیباکلام، تحلیلگر مسائل سیاسی درباره وضعیت جریان اصلاحات می‌گوید اصلاحات مرده و ما به دلیل شیوع ویروس کرونا نتوانستیم ختم و فاتحه‌خوانی برای آن برگزار کنیم. او البته در ادامه تاکید می‌کند با این وجود آن ضرورتی که جریان اصلاحات را در خرداد 76 آورد، الان به مراتب ضرورت وجود آن بیشتر از دوم خرداد 76 است.

 

برخی از بخش‌های گفت‌وگوی زیباکلام را در ادامه بخوانید:

*من از تتلو، از تتلوها، از مائده هژبری می‌ترسم، از اسامه بن لادن، از ابوبکر بغدادی می ترسم امیدوارم که اشتباه کنم و از اینها نباید ترسید ولی من از اینها می ترسم. من از همه کسانی که پر از خشم و نفرت و تخریب هستند می ترسم.

*اصلاحات تمام شده است، در دوم اسفند 1398، همه چیز تمام شد، اصلاحات تمام شد، چون کرونا بود نمی شد ختم و شب هفت نمی شد گرفت، مسجد الجواد را نمی‌شد کرایه کنیم که بعدازظهر برای فاتحه بیایند. مردم در این تاریخ نشان دادند که از اصلاح طلبان عبور کردند.

*در قرون وسطی وقتی شاه می‌میرد یک اصطلاحی بود که می گفتند «پادشاه مرد،زنده باد پادشاه» این را من درباره اصلاحات به شما بگویم. می خواهم بگویم «اصلاحات مُرد و زنده باد اصلاحات» اصلاحات به آن معنایی که زیبا کلام، تاجزاده، عارف و سیدمحمد خاتمی و این و آن داشتند مرد و دیگر نیست و محال ممکن است کسی به اعتبار آنها بیاید و 1 دانه رای بدهد، ولی آن ضرورتی که اصلاحات را در خرداد 76 آورد، الان به مراتب ضرورت وجود آن بیشتر از دوم خرداد 76 است.

*آقای خاتمی باید پاسخگو باشد، آقای عارف باید پاسخگو باشد، آقای سعید حجاریان، موسوی لاری، مصطفی تاجزاده و صادق زیباکلام باید پاسخگو باشند، ما باید پاسخگو باشیم چون ما بودیم که آن 24 میلیون نفر را به رای دادن ترغیب کرده ایم. ما یکبار گفته ایم که نظرمان نسبت به روحانی چیست؟ اصلا انگار نه انگار آن 24 میلیون نفری که به او رای داده اند یک مطالباتی هم داشته‌اند. اینها نقص‌های فاحش اصلاح طلبان بوده است.

*در دوران جنگ ندیدم که اردشیر زاهدی خیلی قرص و محکم از ایران دفاع کند.او خیلی اهمیت و ارزشی برای مفاهیمی مثل حقوق بشر و زندانیان سیاسی، آزادی بیان، دموکراسی و...، قائل نیست. خیلی‌ها به من انتقاد کردند و یکی پس از دیگری سبقت گرفتند تا درد و بلای زاهدی شاه پرست را بر سر من بکوبند.

*اگر محمدرضا عارف ثبت نام کرده بود، یقینا تایید صلاحیت می شد و 100 هزار رای هم نمی آورد، اتفاقا خیلی کار درستی کرد که ثبت نام نکرد. ما 1 و نیم میلیون رای در انتخابات 94 را به 80 هزار رای کاندیداهایمان در سال 98 رسانده ایم و مقصر اصلی خود ما هستیم.

*در اصولگراها آقای توکلی را من یک فرد مستقل می‌دانم، در اصلاح طلبان هم کم نیستند افرادی که من آنها را مستقل می‌بینم، مثلا آقای سعید لیلاز، کرباسچی، حسین مرعشی. آقایان مطهری و محمود صادقی هم مستقل هستند.

*کسانی که درد و بلای آقای زاهدی وطن پرست را بر سر من کوبیدند، گفته بودند که شما هم از آمریکا و انگلیس دفاع می‌کنی پس شما هم جاده صاف کن هستی  تا اگر روزی خواستی در بروی و به آنجا پناه ببری، گرین کارتت خیلی هم مشکل پیدا نکند.

*من از 22 آبان سال 96 که زلزله آمد تا الان، 30 گزارش رسمی کتبی روی صفحه اینستاگرامم گذاشته ام که چه کارهایی کرده‌ایم و N به علاوه یک مصاحبه انجام داده ام. دوست دارم که شما یک مصاحبه یا یک بیلان کاری از آقای سعید قاسمی به من نشان دهید.

*الان می فهمم که آن شعار دی ماه 96  که گفته شد« اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمومه ماجرا» یعنی چه! و من چقدر ساده‌لوح بودم که این شعار را جدی نگرفتم. اگر شما به عمق این شعار بروید این شعار خیلی تکان  دهنده است. در این شعار نه امیدی است، نه آینده ای ونه سفیدی و نه نوری در پایان آن و فقط تخریب درآن دیده می شود. ما با نسل جدیدمان چه کرده ایم.

*اولین و شاخص ترینشان برادرم دکتر سعید زیبا کلام است. با اینکه هزار در هزار با او فاصله دارم ولی پشت سر او نماز می‌خوانم. شخصیت دومی که پشت سر او نماز می خوانم دکتر احمد توکلی است، حدودا 13 الی 14 سالی می شود که با ایشان رفت و آمد خانوادگی داریم و انصافا  من از این انسان پاک تر ندیده ام. پشت سر آقای الله کرم هم حاضرم نماز بخوانم. از ایشان گاهی وقتها هیچ خبری نمی شود و یک مرتبه چیزی اتفاق می افتد که مشخص می شود کار ایشان بوده است. یکی از دلایلی که من پشت سر آقای الله کرم نماز می خوانم این است که ایشان هنوز اتومبیل سواری ندارد(خنده) و با موتور تردد می‌کند. این برای من ارزشمند است چون من می دانم که ایشان می توانستند دراین مملکت تیلیاردر باشند ولی با موتور رفت و آمد می‌کند و پارسال هم تصادف کرد و متاسفانه مدتی در بیمارستان بود.

*معتقد هستم که اول اقتصاد درست نمی شود که بعد دوم توسعه سیاسی انجام شود، من با تمام وجود معتقدم اول توسعه سیاسی، دوم توسعه سیاسی، سوم توسعه سیاسی و آخر هم توسعه سیاسی. یک کشوری را که توانسته باشد از مدار توسعه نیافتگی ظرف 40 سال گذشته خارج شده باشد و در عین حال همچنان نظام آن استبداد دیکتاتوری مطلق بوده باشد را به من نشان بدهید، همچین کشوری هیچ کجا نداریم.

*اینها واقعیت‌هایی است که شاید شما دوست نداشته باشید بشنوید. من با تمام وجود بنا بر دلایلی که برای خودم دارم با اردوغان آبم در یک جوی نمی رود، ولی به هرحال در ترکیه یک درجه ای از انتخابات آزاد وجود دارد که حاصل آن 150 میلیارد دلار در سالی شده است که ترکیه صادرات دارد. مقصود من این است که تا یک درجه ای از توسعه سیاسی در کشوری به وجود نیاید آن کشور نمی تواند جهش پیدا کند و فقط یک استثنا وجود دارد. مثال کوبا وحشتناک بود و رد است. آن کشور چین است، چین علی رغم دیکتاتوری و استبداد حزب کمونیست توانسته است آن جهش را بکند، منتهی من معتقد هستم که هنوز کلاف چین باز نشده است، مثلا هنگ کنک یک نمونه است که برای چین مشکل به وجود آورده است، کرونا نمونه دوم است که مشکل بوجود آورده است. من معتقد هستم که کلاف چین دارد باز می شود و دیر یا زود بزرگترین مشکلی که در چین به وجود خواهد آمد دیکتاتوری حزب کمونیست است.

*بحث عبور از خاتمی نیست، 22 سال پیش یک شبی در دوم خرداد 76 اصلاحات متولد شد او اسمش دوم خرداد بود بعد اصلاحات شد. یک سوال ساده می کنم، اگر یک دختر و پسری آن شب متولد شده باشند، الان آن دختر یا پسر 22 ساله هستند و اگر خوب درس خوانده باشند الان فارغ التحصیل شده اند، اگر یک نفر از کره ماه بیاید و از آن دختر یا پسر بپرسد که چه فرقی بین یک اصلاح طلب و یک اصولگرا است، نمی تواند پاسخ دهد.

 

منبع: خبرآنلاین

 

ارسال نظر