کد خبر : 4134

پیام نو در گزارشی، مفهوم «غیرت» در قتل‌های ناموسی را واکاوی می‌کند؛

رومینا، ریحانه، فاطمه و... اولین قربانی زن‌کشی‌ها نبودند و مرگ دردناک‌شان هم نقطه‌ پایان این قتل‌ها نخواهد بود.

پیام نو| آسو محمدی - هنوز خبر قتل «رومینا اشرفی» از سوی پدرش داغ بود که سه، چهار خبر مشابه از قتل‌های ناموسی در کرمان، آبادان و خوزستان، شبکه‌های اجتماعی را پر می‌کند. این قتل‌ها با عنوان قتل‌های ناموسی تعریف می‌شوند؛ وقتی که پدر یا یکی از مردان عضو خانواده به بهانه غیرت و ناموس، دست به قتلِ زنی می‌زنند. این تعریف به ظاهر ساده؛ اما پیچیدگی‌های زیادی دارد؛ پیچیدگی‌هایی که به عرف، رسوم غلط و تفکر مردسالارانه و همچنین ضعف قوانین برمی‌گردد.

داستانی تکراری و دردناک است که این روزها بارها و بارها دوره شده است. رومینا، ریحانه، فاطمه و... اولین قربانی این زن‌کشی‌ها نبودند و مرگ دردناک‌شان هم نقطه‌ پایان این قتل‌ها نخواهد بود.

کشته شدن رومینا؛ اما دست‌کم برای چند روز خرق عادت کرد، شاید به این علت که این بار دختری در شمال ایران به قتل رسیده؛ جایی که مردمانش به رواداری معروف‌اند؛ شاید به این علت که یکی از اهالی همان روستا همت کرد و خبر را به رسانه‌ها رساند و آگهی ترحیم و ویدیوی مراسم تشییع جنازه‌اش در شبکه‌های اجتماعی پخش شد، شاید هم به خاطر عکسی که از چهره شاداب دخترک ۱۳ ساله منتشر شد و این بار چهره‌‌ای از قربانی جدید قتل‌های ناموسی را می‌دیدیم، شاید به همین علت بود که بسیاری از زنان بعد از شنیدن این خبر، سکوت‌شان را شکستند و نوشتند که ‌آنها هم تجربه‌هایی شبیه به رومینا را از سرگذرانده‌اند؛ بسیاری از زنانی که گمان می‌رود از خشونت‌های ناموسی به دور باشند، نوشتند به علت دیر رفتن به خانه ، مخالفت با ازدواج اجباری و... هدف خشونت و تهدید قرار گرفته‌اند.

 آنچه امروزه به اسم غیرت در کشورهای مردسالار رخ می‌دهد، واکنشی در مقابل شکستی است که مرد در برابر آن پدیده و اتفاق رخ داده، از خود نشان می‌دهد و احساس می‌کند با توجه به آن آموزه‌های فرهنگی، قومی و عشیره‌ای خود نتوانسته است روندی را که منجر به این اتفاق شده، به درستی کنترل کند

تغییر قوانین فعلی و تدوین قوانینی برای محافظت از جان و امنیت زنان، یکی از مهم‌ترین قدم‌ها برای توقف زن‌کشی به بهانه‌ ناموس است؛ اما حتی تغییر قانون نیز با همه ضرورتی که دارد، به تنهایی چاره کار نیست. قتل‌های ناموسی، ریشه‌های عمیقی در فرهنگ و روابط اجتماعی دارد و تکان دادن بنای مستحکمی که زنان را به کام مرگ می‌فرستد، نیازمند فعالیت فرهنگیِ گسترده‌ای از سوی حاکمیت و رسانه‌های جمعی است؛ اما تا آن زمان نمی‌توان و نباید دست روی دست گذاشت و تماشا کرد. در ارتباط با همین موضوع، پیام نو در گفت‌وگو با یک جرم‌شناس و یک جامعه‌شناس، مفهوم غیرت در قتل‌های ناموسی را واکاوی می‌کند.

غیرت، خاستگاهی دینی و مذهبی دارد

شیرین ولی‌پوری، جرم‌شناس در این باره به پیام نو می‌گوید: واژه مهمی که شما در ابتدای پرسش مطرح کردید، غیرت است و من آن را به عنوان اولین و و مهم‌ترین کلید واژه این گفت‌وگو در نظر می‌گیرم. مفهوم و عبارت غیرت، خاستگاهی دینی و مذهبی دارد؛ در معنایی، یکی از کمالات انسانی است که در عالم خلقت با نمودهایی مثل شجاعت و بزرگ منشی و قوت نفس در انسان تجلی پیدا می‌کند. به تعبیر امیرالمومنین (ع) غیرت‌ورزی در حد عالی آن لازمه انسانیت و مخصوص مؤمنان و پرهیزگاران است؛ حتی یکی از اسمای الهی به غیرت برمی‌گردد. می‌فرمایند: «ان الله غیورا»؛ پس غیرت به ذات با تعریف فقهی و اسلامی و مذهبی که عرض شد و شاهدی که از امیرالمومنین (ع) آمد، یکی از صفات حسنه است.

ولی‌پوری می‌افزاید: ما جرم‌شناسان وقتی غیرت را بررسی می‌کنیم با توجه به الهام از مبانی اسلامی و فقهی با مسئله برخورد می‌کنیم و می‌گوییم آنچه امروزه به اسم غیرت در کشورهای مردسالار رخ می‌دهد، واکنشی در مقابل شکستی است که مرد در برابر آن پدیده و اتفاق رخ داده، از خود نشان می‌دهد و احساس می‌کند با توجه به آن آموزه‌های فرهنگی، قومی و عشیره‌ای خود نتوانسته است روندی را که منجر به این اتفاق شده، به درستی کنترل کند.

این جرم‌شناس اضافه می‌کند: در اینجا چه فاکتور‌هایی بروز می‌کند که منجر به واکنش فرد می‌شود؟ عواملی مثل شکست، حسادت و حمایت با هم جمع شده و در نهایت برای تسلی خاطر این مرد، تجمیع می‌شوند، اسم آن، غیرت است و مرد بر آن مبنا واکنش نشان می‌دهد. واکنش در حد ضرب و جرح، حبس، قتل و ... است. این واکنش‌ها همه به مسائلی برمی‌گردد که کیفیت و ظرفیت فهم، شعور و درک فرد را نشان می‌دهد؛ حتی نوع تلقی آنها از مردانگی باعث نشان دادن واکنش می‌شود. ازدواج، قراردادی دوطرفه است. هر کدام از این دو نفر می‌توانند احساس کنند که نمی‌توانند به این قرارداد ادامه بدهند؛ ولی در فسخ این قرارداد، هیچ حرفی از خشونت مطرح نشده است.

شیرین ولی پوری

شارع مقدس هیچ‌گاه به اسم حمایت از غیرت، مجوز قتل صادر نکرده است

به گفته ولی‌پوری، شارع مقدس هیچ‌گاه به اسم غیرت و حمایت از غیرت مجوز قتل صادر نکرده است؛ حتی در زنا نیز آنقدر شرایط را سخت کرده است که عدم اجرای مجازات، احساس می‌شود. آنقدر در باب بزه‌پوشی توصیه کرده است که احساس می‌کنیم، خود یکی از حسنات اخلاقی است. چه چیزی باعث می‌شود این موارد داخل فقه بیاید و از فقه به فرهنگ ما برسد؟ حتی در قانون جزا نیز چنین مواردی دیده نمی‌شود که اگر به دختر خود شک کردی، برای حمایت یا آرامش دادن به غیرت خود می‌توانی دختر، همسر یا خواهر خود را بکشی! چنین چیزی در قانون نداریم و شارع مقدس چنین مواردی ندارد.

او ادامه می‌دهد: فقهایی را در طول تاریخ فقاهت داریم؛ افرادی مثل «محقق حلی» که در کتاب «شرائع» خود به این بحث پرداخته، آن را مطرح کرده و این تجویز را داشته است. «شهید اول» نیز همین تجویز را داشتند. البته شهید اول، قیاسی داشت که باید به آن دقت کرد. او می‌گوید همانطور که مرد بر برده‌اش حاکمیت دارد و می‌تواند با او برخورد کند یا در چنین مواقعی، او را به قتل برساند؛ پس در چنین مواقعی می‌تواند با زن خود نیز چنین کاری کند. این مسائل همه جای بحث دارد. فقاهت پویای امروز بر این مسائل حساس است و باید فکر کرد.

این استاد دانشگاه معتقد است: یکی از عوامل بروز خشونت در ایران به‌ویژه در کشورهای آسیایی، مسئله، گذر از سنت به سمت مدرنیته است. جوامع در حال توسعه بیشتر با این خشونت‌ها روبرو هستند. تبعیض‌های جنسیتی در این مرحله بسیار زیاد است و باعث می شود فاصله بین فهم زنان از مردان با درک توسعه و مدرنیته بسیار زیاد شود. این مسائل باعث ایجاد چالش بین زنان و مردان است و انواع و اقسام خشونت ایجاد می شود.

او در پایان می‌گوید: با این وجود، قانون امروز ما نسبت به قانون قبل از انقلاب بسیار تلطیف شده است؛ چراکه در قانون مجازات عمومی سال 1304 گفته شده بود: در صورتی که حتی توهم ارتباط جنسی زن با مرد توسط همسر احساس شود، مرد می‌تواند زن را بکُشد. با توجه به این اوصاف، باز هم می‌بینیم قانون ما به اصلاح و تکمیل نیاز دارد.

 انسان‌های امروز که در شهرهایی بزرگتر زندگی کرده و با دیدی فراخ‌تر به موضوع نگاه می‌کنند، از قتل‌های ناموسی به عنوان ناهنجاری یاد می‌کنند؛ اما از دید خود افراد مرتکب، هنجار است و حتی تشویق می‌شوند

غیرت، شکل نرم و تعصب، شکل سخت ماجراست

در این میان احمد بخارایی، مدیر گروه مسائل و آسیب‌های اجتماعی انجمن جامعه‌شناسی ایران و عضو انجمن جامعه‌شناسی بریتانیا هم در این باره به پیام نو می‌گوید: کنش‌ها چهار گونه‌اند: احساسی-عاطفی، سنتی، معقول معطوف به ارزش و معقول معطوف به هدف. غیرت و تعصب کمابیش در یک مجموعه جمع می‌شوند که غیرت، شکل نرم ماجراست و تعصب شکل سخت آن؛ به این معنا که هر دو کمتر عقلانی هستند.

تعصب به طور عیان و ظاهر، کمتر به سمت رفتاری عقلانی می‌رود و غیرت، آتش تهیه تعصب است. از این رو غیرت بیشتر با چالش روبروست تا تعصب. یعنی فرد بی‌غیرت، بد است؛ ولی چه معنا و مفهومی از غیرت در ذهن داریم که فرد بی‌غیرت را بد می‌دانیم؟ از غیرت معنای دیگری، اراده می‌کنند و «باغیرت» می‌شود انسان خوب و «بی‌غیرت» انسان بد می‌شود.

بخارایی ادامه می‌دهد: اما در عمل همان غیرت با کمی فاصله به تعصب ختم می‌شود. حال این تعصب چه جنسی باشد و چه در قالب‌های دیگر؛ از همان خمیر مایه غیرت مردانه نشأت می‌گیرد؛ اینکه باید نسبت به ناموس، غیرت داشت. برای کنش غیرعقلانی، غیرت شرط لازم است و تعصب نیز شرطی کافی.

این جامعه‌شناس می‌گوید: بنابراین وقتی خمیرمایه کنش از جنس غیرت و تعصب است، کمتر عقلانی بوده و به کنش‌های احساسی و عاطفی نزدیک‌تر است؛ اما بعضی که می‌خواهند از «غیرت» معنای مثبتی بروز و ظهور بدهند و ترویج کنند. تلاش می‌کنند غیرت را کنشی عقلانی معطوف به ارزش بیان کنند که این مسئله فرق می‌کند، به طور مثال بورس کنشی عقلانی معطوف به هدف است. مثال کنش عقلانی معطوف به ارزش افرادی هستند که «ان‌جی‌او» تشکیل می‌دهند و دور هم جمع می‌شوند تا حرکت‌های داوطلبانه‌ای داشته باشند. برای جا افتادن مسئله غیرت، تعریف خوبی از غیرت ساخته شده است. غیرت به ظاهر لغت خوبی است و عبارت بی‌غیرت، بد است. بی‌غیرت به این دلیل بد است که نهادهای سنتی، تعریف خوبی از غیرت ارائه کرده‌اند. تعریف خوب و عامه پسند غیرت، تعریفی است که غیرت را کنش عقلانی معطوف به ارزش می‌داند؛ حال آنکه تعریف کنش عقلانی معطوف با ارزش با کنش‌های احساسی و عاطفی متفاوت است.

بخارایی

نسل قدیم نسبت به مفهوم غیرت، نگاهی ارزشی و برخوردی حماسی داشت

به گفته بخارایی، در کنش‌های عقلانی معطوف به ارزش، دریچه‌های انتقادپذیری باز است و الگوهای رفتاری اصلاح می‌شوند. الگوهای رفتاری سیال هستند، انجمادی نیستند و هدف‌گذاری به سمت ارزش اجتماعی است، نه ارزشی دینی یا ارزشی سنتی. غیرت مثل تعصب عمدتاً مبتنی بر الگوهای رفتاری است که انعطاف کمتری دارند، بیشتر انجمادی هستند و در اشکال مختلف قومی، قبیله‌ای، جنسی و سنی نمود پیدا می‌کنند.

او در ادامه به تغییر مفهوم غیرت در بازه تفاوت نسلی در جوامع سنتی و مدرن می‌پردازد و می‌گوید: نسل قدیم نسبت به مفهوم غیرت، نگاهی ارزشی و برخوردی حماسی داشت؛ ولی نسل جدید حداقل به ظاهر عقلانی‌تر و منطقی‌تر نگاه می‌کند. در نسل قبل، کنش‌ها بیشتر احساسی و عاطفی بود؛ نه اینکه مطلق باشد، نه؛ اساساً ما در امر اجتماعی، صفر و صد نداریم و نمی‌توانیم بگوییم همه کنش‌ها در نسل قدیم به این صورت بود و حال همه کنش‌ها در نسل جدید به شکل دیگری است؛ اما عمدتاً جو رفتاری و کنشی غالب در نسل جدید، عقلانی و معطوف به ارزش و معطوف به هدف است.

قتل‌های ناموسی جرم است؛ ولی نابهنجار نیست

این عضو انجمن جامعه‌شناسی بریتانیا توضیح می‌دهد: نگاه‌ها در گذشته بیشتر احساسی و عاطفی بود. تعارض خوب است؛ اما اگر دیالکتیک تبدیل به سنتز نشود و تضاد کهنه، قدیمی و عمیق شود، جامعه را فرسوده می‌کند. جامعه در این صورت مستهلک می‌شود و شاید افراد نتوانند با هم دیالوگ کنند. قتل‌های ناموسی؛ از رومینا تا کُشتن خواهر و بسیاری از مواردی که درون قبیله‌ها رخ می‌دهد و ما مطلع نمی‌شویم؛ شاید حتی این خبر جایی درز نکند یا قتل مرگ بر اثر حادثه اعلام شود؛ طبق الگوهای رفتاری خودشان هنجارمند تلقی می‌شود. قتل‌های ناموسی اگر چه جرم است؛ ولی هنجارمند است و نابهنجار نیست.

این عضو هیئت علمی دانشگاه معتقد است: انسان‌های امروز که در شهرهایی بزرگتر زندگی کرده و با دیدی فراخ‌تر به موضوع نگاه می‌کنند، از این قتل‌ها به عنوان ناهنجاری یاد می‌کنند؛ اما از دید خود افراد مرتکب، هنجار است و حتی تشویق می‌شوند. مگر کودک‌همسری وجود ندارد؟ پدر و مادر از ازدواج دختر 9 ساله ناراضی نیستند؛ چون هنجار است و حتی به دیگرانی که معترض هستند، شاکی می‌شوند و عقیده دارند ارتباطی به هیچ‌کسی ندارد و چرا مطبوعات باید وارد حریم خصوصی آنها شوند، در حالی که به عقیده من، این مسئله عام است و حریم خصوصی تلقی نمی‌شود. این موارد تعصب است و غیرت نیست؛ چون عقلانیتی درون آن وجود ندارد.

ارسال نظر