کد خبر : 4497

ماجرای تماس نیمه شب روحانی/ در جلسه ارزی شهریور 96 چه گذشت؟

سیف گفت: ارز در فضای مجازی خیلی داغ شده بود، به وزارت ارتباطات می‌گفتیم دو تا کانال در تلگرام است و بازار را آتش می‌زنند. اینها را ببندید. آقای جهرمی می‌گفت نمی‌توانیم ببندیم.

به گزارش پیام نو، بخش اول گفت‌وگو با ولی‌الله سیف به بحث درباره ماجرای برجام و نتایج آن برای اقتصاد کشور، نقد سیاست‌گذاری‌های ارزی و نقش پررنگ دولت در سیاست‌گذاری‌های ارزی اختصاص یافت. 

در بخش دوم این گفت‌وگو که در ادامه می‌خوانید به ادامه بحث درباره ارز، رابطه ارزی دولت و بانک مرکزی، طرح بانکداری جمهوری اسلامی، مداخله بانک مرکزی در بازار ارز، اتفاقات تیر ماه تا اسفند ماه 96 و جلسات ستاد اقتصادی دولت در آن دوران و به خصوص جزئیات جلسه تصمیم‌گیری درباره ارز 4200 تومانی پرداخته شده است.

* در جلسه ارزی شهریور 96 چه گذشت؟

*** گزارش تنش ارزی را هم آقای عراقچی تهیه کرده بود؟

سیف: بله. عبارت تنش ارزی را هم ایشان نوشته بود. جلسه در روز پنج شنبه در سعد‌آباد برگزار شد. افرادی که از دستگاه‌های مختلف می‌آیند معمولا در ابتدا بیرون می‌نشینند و بعد که موضوعات اصلی مطرح می‌شود وارد جلسه می‌شوند. خلاصه جلسه شروع شد. 

*** این جلسه همان جلسه شهریور ماه 96 است؟

سیف: بله. نیمه دوم شهریور بود. آقای دکتر جهانگیری شروع به صحبت کرد و وقتی آقای رئیس جمهور متوجه شد موضوع چیست چهره‌اش درهم رفت. در این لحظه آقای دکتر جهانگیری ادامه بحث را به من محول کردند. من هم ادامه دادم و صحبت کردم. آقای روحانی عصبانی شد و با پرخاش گفتند این حرف‌ها چیست؟ جمع شده‌اید این حرف‌ها را بگویید؟ این که نشد مملکت‌داری. جمع کنید این حرف‌ها را. بعد خطاب به آقای جهانگیری گفت جلسه بگذارید هر جور که امکان دارد این داستان باید حل شود. البته یکی دو نفر صحبت‌هایی کردند. آقای نیلی هم نکاتی گفت که با تندی روبرو شد. 

*** ایشان که خیلی مورد اعتماد رئیس جمهور بود...

سیف: بله ولی در جلسه با واکنش تند رئیس جمهور روبرو شد. در همین حین عصبانیت رئیس جمهور، به بیرون از جلسه رفتم و به آقای عراقچی گفتم تو برو. گفتم در اولین ورود وقتی این فضا را ببیند حتما جا می‌خورد. متعاقبا به بانک مرکزی رفتم و گزارش مکتوب نوشتم و فرستادم که ماجرا این است و تنش ارزی خواهد شد. 

*** پیش‌بینی درباره قیمت هم داشتید؟

سیف: منابع و مصارف را نوشته بودیم و پیش‌بینی از تغییرات قیمت داشتیم.

*** در گزارش‌ فقط توصیف و تحلیل شرایط کرده بودید یا پیشنهاد هم داشتید؟

سیف: پیشنهادات را در جلسات همیشه مطرح می‌کردیم. کنترل تقاضا و مدیریت مصارف. 

*** در قالب کنترل تقاضا و مدیریت مصارف چه قیمتی پیشنهاد کرده بودید؟

سیف: یادم نیست. اما در مکتوباتی که نوشته‌ام این موارد وجود دارد. 

*** شنیده‌ایم که پیشنهاد بانک مرکزی نرخ ارز حدود 5 هزار تومان بوده است...

سیف:‌ در شهریور ماه این نرخ مدنظر نبود. این ارقام برای اسفند 96 بود. خلاصه این روند ادامه داشت و همواره فشار در بازار وجود داشت و ما هم مدام گزارش می‌دادیم. پیشنهاد مشخص ما این بود که یا بپذیریم ارز یک نرخ باشد و اجازه بدهیم از بازار تبعیت کند و به هیچ وجه نمی‌توانیم در نرخ‌های فعلی بمانیم. البته می‌توانیم با کنترل و کاهش تقاضای ارز روی نرخ در بازار تأثیر بگذاریم که راه منطقی همین است و در غیر این صورت حتما به مشکل برمی‌خوریم و می‌رسیم به سهمیه بندی و جیره‌بندی که توالی فاسد زیادی دارد.

* پیشنهاد افزایش ذخیره‌گیری ارزی در سال 95

علاوه بر این من اخطارهای دیگری هم می‌دادم. یکی از کارهایی که انجام دادم که فکر می‌کنم در سال 95 بود، یک بار در جلسه ستاد اقتصادی دولت آقای رئیس جمهور با مرور خاطرات دوران شورای عالی امنیت ملی گفت یکی از کارهای اساسی‌ که در آنجا انجام دادیم این بود که برای کالاهای اساسی حداقل موجودی تعیین کردیم. مثلا گندم نباید از فلان میزان پایین‌تر بیاید. در سال 96 به ایشان یادآور شدم که شما چنین چیزی گفتید، حالا گندم مهم‌تر است یا ارز؟ من توصیه می‌کنم یک پیشنهاد به شورای عالی امنیت ملی ببریم با این محتوا که ذخایر ارزی از فلان عدد نباید کمتر شود. 

*** منظور از ذخایر ارزی، ذخایر ارزی کشور است یا ذخایر ارزی بانک مرکزی؟

سیف: منظور ذخایر ارزی بانک مرکزی بود. ایشان گفت حالا زمان آن نیست. اما من مکتوب این درخواست را مطرح کردم و متن آن موجود است. پیشنهاد این بود که ما با توجه به اینکه در سال 62 میلیارد دلار واردات داشته‌ایم بگوییم حد ذخایر ارزی ما باید معادل مصرف 6 ماه یعنی 31 میلیارد دلار باشد و الان که 9 میلیارد دلار داریم بنابراین در طول 22 ماه آینده هر ماه یک میلیارد دلار ارز کنار بگذاریم (ذخیره کنیم) و فشار تقاضا را با تعیین اولویت‌های واردات کنترل کنیم تا به آن عدد مورد نظر برسیم.

* جهرمی می‌گفت نمی‌توانیم کانال‌های اخلال‌گر بازار ارز در تلگرام را ببندیم

*** ‌این پیشنهاد مورد پذیرش قرار نگرفت؟

سیف: بله. اتفاق نیفتاد. تا اینکه رسیدیم به دی و بهمن 96 که معاملات فردایی راه افتاد. واقعا بانک مرکزی در آن مقطع تنها بود. از دادستان وقت تهران تقاضا می‌کردم که با توجه با اینکه فعالیت این دلال ها در سبزه میدان و پاساژ افشار غیر قانونی است دستور لازم را برای جلوگیری از اینگونه فعالیت‌های غیرمجاز صادر کنند. نیروی انتظامی می‌گفت وقتی ما دلالان را می‌گیریم همان شب آزاد می‌شوند. از آن طرف به ما می‌گفتند جرم آنها چیست؟ ما می‌گفتیم بانک مرکزی آیین‌نامه و دستورالعمل عملیات ارزی دارد و هر کسی به این دستورالعمل‌ها عمل نمی‌کند مرتکب جرم می شود و باید مورد پیگرد قانونی قرار گیرد. از طرفی موضوع را به وزیر محترم کشور منعکس می‌کردم که چرا ما نمی‌توانیم این بازار غیرمجاز را ببیندیم؟ این بازار سبزه میدان غیرمجاز است و دارد مملکت را به هم می‌ریزد. از این بحث‌ها هم داشتیم.

*** پاسخ وزیر کشور چه بود؟

سیف:‌ می‌گفت من دستور می‌دهم به نیروی انتظامی و نیروی انتظامی هم آن بحث‌ها را می‌گفت. ارز در فضای مجازی خیلی داغ شده بود، به وزارت ارتباطات می‌گفتیم دو تا کانال در تلگرام است و بازار را آتش می‌زنند. اینها را ببندید. آقای جهرمی می‌گفت نمی‌توانیم ببندیم. 

*** چرا نمی‌توانستند ببندند؟ 

سیف:‌ البته مثل اینکه مشکل فنی بود و الان می‌توانند ببندند.

* با دستگیری عاملان بانک مرکزی در بازار ارز ابتکار عمل بانک مرکزی از بین رفت

***‌ همان موقع هم نمونه‌هایی از بستن کانال‌ها وجود داشت که نشان می‌داد می‌توانستند ببندند.

سیف: خلاصه آن موقع می‌گفتند نمی‌توانیم ببندیم. مثلا می‌گفتند قوه قضائیه باید دستور بدهد ببندیم. من به رئیس قوه قضائیه نامه نوشتم تا این دو کانال مسدود شود. اسم محمد سالم را در آن گزارش دادم. ما مدام فشار را تحمل می‌کردیم و با دخالت در بازار فردایی نرخ ارز کنترل می‌شد تا اینکه برخی افراد (افراد عامل بانک مرکزی) دستگیر شدند. در حالی که جلسات هفتگی با بانک مرکزی تشکیل می‌شد و افراد می‌آمدند و آنها را هماهنگ می‌کردیم و نتایج خوبی داشت اما وقتی نیروی انتظامی آنها را دستگیر کرد یکدفعه همه ابتکار عمل ما از بین رفت. من با آقای دولت آبادی تماس گرفتم و گفتم این کسی که دستگیر شده است عامل بانک مرکزی است. بعد از 7 یا 8  روز آزاد شد.

***‌ بعد از دستگیری دیگر با بانک مرکزی همکاری نکردند؟

سیف: بله. دیگر آن شیوه اقدام متوقف شد. اواخر اسفند نرخ ارز در سطح 4800 تومان قرار گرفت و سال 96 با این نرخ بسته شد. اما در فروردین 97 از همان صبح اول فروردین بازار آتش گرفت. اصلا هیچ زمانی چنین اتفاقی نیفتاده بود.

*** فکر کنم از پنجم و ششم فروردین افزایش قیمت‌ها آغاز شد. یعنی زمانی که بازارها تا حدودی باز شده بود.

سیف: در تعطیلات هم در شبکه مجازی تغییرات قیمت بود. آقای رئیس جمهور هم که این وضع را دیده بود، من در جلسه‌ای گفتم اجازه بدهید قیمت‌ها تعدیل شود. بگذارید نرخ ارز 6 هزار تومان بشود. آقای رئیس جمهور عصبانی شد و گفت تو می‌خواهی نرخ ارز برسد به آنجا و بعد دوباره همین وضع باشد. گفت تضمین می‌دهی نرخ ارز از 6 هزار تومان بیشتر نشود؟ گفتم مسلما نمی‌توانم تضمین بدهم اما واقعیت این است که فشار تقاضا خیلی زیاد است و روی قیمت 6 هزار تومان تقاضا کمتر خواهد بود. معنای آن این نیست که 6 هزار تومان بشود دیگر 6500 تومان نخواهد شد. 

*** آقای روحانی نگرانی از تبعات سیاسی افزایش نرخ ارز داشت؟

سیف: بله. البته در مجلس هم همین نگاه بود.

*** شاید آقای روحانی چون سرنوشت دولت آقای احمدی نژاد را دیده بود که ارز دولت دهم را زمین زد، می‌خواست به آن سرنوشت دچار نشود.

سیف: ببینید، مجلس و سایر قوا در ملتهب کردن ذهن ایشان نقش داشتند. الان چرا ایشان حرفی نمی‌زند؟ چون همه پذیرفته‌اند که این واقعیت است. در نهایت زیر بار نرفتند و گفتند جلسه بگذارید و اگر لازم باشد هر روز جلسه بگذارید. در آن فضا بود که من گفتم نمی‌توانم با این روش کار کنم و استعفا را نوشتم.

* جزئیات جلسه تولد ارز 4200 تومان

*** تاریخ دقیق استعفای شما کی بود؟

سیف: 15 فروردین بود. همه این بحث‌ها برای نیمه اول فروردین است. نرخ ارز باید یک نرخ باشد و از آن طرف تقاضای ارز کنترل شود. این بهترین راه است و حساسیت به نرخ ارز هم به تدریج کاهش می‌یابد.

به‌تدریج این پیشنهاد مورد توجه قرار گرفت و جمع‌بندی انجام شد و بر این اساس برای نهایی کردن تصمیم با آقای رئیس جمهور جلسه‌ای گذاشتند. گفتیم جمع‌بندی این است که یک نرخ باید داشته باشیم؛ آقای رئیس جمهور گفت: باشد، 3800 تومان. 

*** 3800 تومان برای نرخ ارز از کجا آمد؟

سیف: ‌همین‌طوری. 

*** محاسبه‌ای برای آن وجود داشت؟

سیف: هیچ محاسبه‌ای در کار نبود. ظاهرا مدل تصمیم پیشنهادی توسط بانک مرکزی مورد قبول همه اعضاء جلسه بود که دو محور اصلی داشت؛ اول نرخ واحدی که بتواند منجر به تعادل عرضه و تقاضا شود و دیگر اینکه رژیم ارزی شناور مدیریت شده باشد و بانک مرکزی مسئولیت دارد در گذر زمان آن را منطبق با متغیرهای اقتصادی تعدیل کند به نحوی که همواره تعادل بین عرضه و تقاضا حفظ شود. 

نرخ 3800 تومان نمی‌توانست مناسب باشد ولی آقای رئیس جمهور اصرار داشتند. بانک مرکزی و بعضی از اعضای جلسه توضیحاتی در مورد نامناسب بودن نرخ 3800 تومان دادند و بیان شد همین الآن نرخ در بازار نزدیک 5000 تومان است با 3800 تومان قطعا به تعادل مورد نظر نمی‌رسیم. در این بین یکی از حضار گفت آقای پورابراهیمی نماینده مجلس هم گفته نرخ ارز ما 4200 تومان است. 

*** این جمله‌ را آقای نهاوندیان در جلسه گفت؟

سیف: یادم نیست. 

***‌ شنیده‌ام گوینده این جمله آقای نهاوندیان بوده است...

سیف: الان به خاطر ندارم. البته آن کسی هم که گفت منظورش این نبود که 4200 تومان خوب است، بلکه منظور این بود که آقای پورابراهیمی که موضع تندی دارد می‌گوید 4200 تومان؛ چطور شما می‌گویید 3800 تومان؟ بحث این بود. نه اینکه 4200 تومان را تایید می‌کند. من گفتم نرخ ارز زیر 4800 تومان غیرمنطقی است و تبعات خودش را دارد.

*** شما چرا از نرخ 6 هزار تومان به 4800 تومان رسیدید؟ 

سیف: دو بحث داشتیم. من فکر نمی‌کردم در آن جلسه بیش از نرخ 4800 تومان مورد تایید قرار بگیرد، منتها همزمان با آن این اختیار را بانک مرکزی گرفته بود که در مصوبه قید شود بانک مرکزی با مدل شناور مدیریت شده نرخ ارز را جلو می‌برد. درواقع از 4800 تومان شروع می‌شود.

*** یعنی قرار نبود نرخ 4800 تومان ثابت بماند؟

سیف: بله، همان طور که گفتم مدل ارزی ما در همان جلسه هم تاکید شد و مورد تصویب قرار گرفت که شناور مدیریت شده است و لذا بعدا بانک مرکزی امکان تعدیل تدریجی آن را خواهد داشت.

 4800 تومان پیشنهادی ما به شدت با مخالفت روبرو شد و یکی دو نفر از اعضای دولت سعی کردند از 4200 تومان نرخ را بالاتر ببرند که آقای رئیس جمهور گفت دیگر حرفش را نزنید، تمام شد. 

*** آقای روحانی استدلالی پشت این اصرار برای نرخ ارز 3800 تومان یا 4200 تومان داشت؟ 

سیف: استدلال این بود که نرخ ارز باید پایین باشد.

***‌ همین؟ 

سیف: بله. 

* روایت معکوس آشنا از تصمیم‌گیری درباره ارز 4200

*** مشاوره‌ و محاسبه‌ای به رئیس جمهور داده شده بود که باعث به وجود‌ آمدن تصوّری شده باشد؟

سیف:‌ من به هیچ وجه چنین چیزی ندیدم. در آن جلسه رئیس جمهور به من نگفتند برو مصاحبه کن اما به طور طبیعی همه نگاه‌ها به سمت من رفت با این منظور که تو برو مصاحبه کن. گفتم من مصاحبه کنم؟ من که مخالف هستم؟ اگر می‌گویید من مصاحبه کنم، نرخ ارز را 4800 تومان اعلام می‌کنم. بعد از این جمله آقای رئیس جمهور رو به آقای جهانگیری کرد و گفت این موضوع، موضوع مهمی است و در حدی‌ست که معاون اول باید اعلام کند. پس شما این تصمیم را اعلام کن. من به آقای دکتر جهانگیری گفتم آقای دکتر 4800 تومان اعلام کن. وقتی آقای جهانگیری بلند شد که برود پرسید آقای رئیس جمهور اجازه می‌دهید 4500 تومان بگویم؟ البته یکی از اعضای جلسه به من گفت در آن لحظه آقای جهانگیری گفت اجازه بدهید 4300 تومان بگویم. آقای رئیس جمهور گفت نه به هیچ وجه از 4200 تومان بالاتر نرود. من از نظر خودم عدول کردم. نظر من همان 3800 تومان است اما چون دیدم اکثریت این را می‌گویید، گفتم تابع نظر شما باشم. 

*** در حالی که نظر اکثریت این نبود...

سیف: بله. بنابراین روایتی که آقای آشنا کرد که تنها کسی که مخالف بود آقای رئیس جمهور بود و همه موافق بودند به تعبیری خیلی هم بی‌ربط نبود.

*** بله. آقای آشنا دقیقا بالعکس گفت.

سیف: بله همین بود که بعد آقای دکتر نیلی گفت نوار جلسه را بگذارید. این بحث آن روز بود. البته من دقت کردم تا تعدیل نرخ ارز 4200 تومانی به صورت تدریجی در مصوبه گنجانده شود. یعنی از 4200 تومان شروع شود اما به تدریج افزایش یابد. از طرفی این تصمیم جزء اختیارات بانک مرکزی بود و به همین دلیل فکر می‌کردم این مصوبه به کمیسیون تطبیق مصوبات مجلس می‌رود و در آنجا رد می‌شود. در جلسه آقای عراقچی در کنار من نشسته بود. متن مصوبه که توزیع شده بود را به من نشان داد که در خط اول نوشته شده بود به پیشنهاد بانک مرکزی. من وقت خواستم. آقای جهانگیری گفت موضوع چیست؟ آقای روحانی هم حواسش به سمت ما جلب شد. گفتم آقای دکتر شما که می‌دانید ما با این مصوبه مخالفیم چرا نوشته شده به پیشنهاد بانک مرکزی؟ آقای دکتر جهانگیری انتظار نداشت من به این صراحت بگویم و به آقای روحانی نگاه کرد به این منظور که نظر ایشان را جویا شود. آقای رئیس جمهور بدون اینکه به من چیزی بگوید به آقای جهانگیری گفت حذفش کن. مصوبه عوض شد و این پیشنهاد حذف شد. اما من دقت داشتم که بند دیگر بماند و حذف نشود.

*** این بند چه بود؟

سیف: اینکه سیستم شناور مدیریت شده باشد که براساس آن امکان تعدیل نرخ ارز 4200 تومان در روندی تدریجی وجود داشت. بر همین اساس ما از فردای آن روز شروع کردیم. به آقای عراقچی گفتم تغییرات قیمت ارز را از همان فردا شروع کن اما نه به میزانی که واکنش نشان بدهند. به همین دلیل شروع کردیم به تغییرات اندک در حد 5 تومان و 10 تومان. چند روز بعد در هیات دولت اعتراض شد که بانک مرکزی باز دارد نرخ ارز را بالا می‌برد. در جلسه توصیه شد  در روزهای اول یک مقدار آرام‌تر نرخ را بالا ببرید. وقتی که من از بانک مرکزی خارج شدم نرخ به 4412 تومان رسیده بود. البته آن عددی که می‌خواستیم نبود چون ما می‌خواستیم خیلی سریع به نرخ 4800 تومان برسیم اما این ملاحظات باعث شد روند کند شود.

* اعلام پرداخت ارز 4200 تومان بدون محدودیت عجیب بود

*** این عبارت "پرداخت ارز 4200 تومان به همه مصارف" از کجا آمد؟ این عجیب‌ترین تصمیم بود.

سیف: دو نکته دارد. یکی همه مصارف که در بحث اولیه ما هم بود که با نرخ تعادلی تامین شود. بحث این بود اگر دولت می‌خواهد برای واردات کالایی یارانه بدهد اشکال ندارد. ارز با نرخ واقعی و به قیمت بازار به واردکننده می‌دهیم و دولت معادل ریالی مابه‌التفاوت آن را یارانه بدهد. این بحث اولیه ما بود. بنابراین اساس این تصمیم که به همه کالاها ارز پرداخت شود مطرح بود اما نرخ ارز را پایین گذاشتند. چیزی که عجیب بود این مصاحبه بود که ما هیچ محدودیتی نداریم و هر کسی که می‌خواهد بیاید ارز بگیرد. این اشکال داشت که من در جلسات بعدی که با اعضای اقتصادی داشتیم گفتم منابع ارزی محدود است شما وقتی این را مطرح می‌کنید (پرداخت ارز برای همه نیازها) بانک مرکزی از کجا بیاورد؟ باید تقاضا کنترل شود و تنها ابزاری که می‌توان استفاده کرد ثبت سفارش است در غیر این صورت نمی‌توانیم کنترل کنیم. حجم تقاضا به همین دلیل بالا رفت. آقای شریعتمداری می‌گفت من ابزاری برای کنترل ندارم. انتظار دارید من امضای طلایی بدهم؟ امضای طلایی نمی‌دهم.

*** ظاهرا مدیریت تقاضا را رئیس جمهور به معاون اول محول کرده بود. در جایی رئیس جمهور گفته بود همه مصارف در مصوبه ما نبود و آقای جهانگیری خودش اضافه کرد. 

سیف: اساس و کلیت آن مصوبه پیشنهاد ما بود اما جزئیات این مصوبه پیشنهاد ما نبود. پیش‌نویس مصوبه را دفتر هیات دولت و با دستور آقای دکتر جهانگیری تهیه کردند. موضوع به ما محول نشد و بدیهی بود با توجه به موضعی که ما نسبت به مصوبه داشتیم تهیه پیش‌نویس به ما محول نشود و به همین دلیل به آقای دکتر جهانگیری ارجاع شد.

علاوه بر قیمت، همکاران بانک مرکزی با این گزاره که "یک قیمت برای تمام نیازهای ارزی" نیز به شدت مخالف بودند اما در نهایت در جلسه 20 فروردین این مفهوم نیز تصویب و توسط معاون اول اعلام شد.

* واکنش رئیس جمهور به گزارش‌های بانک مرکزی: این اعداد و ارقام را قبول ندارم

*** این اشتباه پرداخت ارز به همه مصارف، اشتباهی بود که در سال 90 انجام شد و در سال 97 عینا تکرار شد. ارز به همه مصارف و بدون گروه‌بندی کالایی و با نرخ پایین تخصیص پیدا کرد و بعد دولت متوجه شد ارز نیست که به همه مصارف بدهد.  با این تفاوت که در سال 90 خیلی زودتر از سال 97 متوجه این اشتباه شدند و گروه‌بندی کردند و برخی کالاها حذف شد. این تجربه‌ای بود که 7 سال از آن نگذشته بود ولی همان تجربه و با خسارت زیادی تکرار شد.

سیف: می‌دانید علت چه بود؟ در مقابل آن نگرانی‌‌هایی که در مکاتبات بانک مرکزی در مورد محدودیت منابع ارزی با رئیس جمهور می‌شد، ایشان می‌گفتند: من این اعداد و ارقام را قبول ندارم. مگر نه اینکه در اقتصاد ما حجم صادرات این قدر و حجم واردات این میزان است. صادرات بیشتر از واردات است. پس این گزارشات غلط است. 

*** یعنی فقط به متغیر میزان صادرات و میزان واردات توجه می‌شد؟

سیف: بله. این گزاره‌ها تبدیل به چارچوب ذهنی می‌شد که با این شرایط می‌شود جلو رفت. 

*** یعنی آقای رئیس جمهور در جریان نبود که ما دسترسی به بخش زیادی از منابعی که به عنوان صادرات نفتی قید می‌شود را نداریم و یا اینکه به سختی قابل دسترس است؟

سیف: هفته‌ای یک بار از این گزارش‌ها می‌دادیم.

*** چرا نمی‌پذیرفت ما دسترسی نداریم؟

سیف: [رئیس جمهور] می‌گفتند این گزارش‌ها را عده‌ای در بانک مرکزی که طرفدار افزایش نرخ ارز هستند تهیه کرده‌اند.

* نظرات برخی‌ متناسب با خواست رئیس جمهور تغییر می‌کرد

*** واقعا عجیب نیست وقتی افرادی مثل آقای نیلی که مدافع شدید افزایش نرخ ارز بود، -تا جایی که ما هم نسبت به این نگاه نقدهای جدی داشتیم-، به عنوان مشاور و دستیار ویژه رئیس جمهور در کنار آقای روحانی حضور دارد و فردی مثل آقای نهاوندیان که پیش‌تر در اتاق بازرگانی بوده و من یادم هست که سال 90 یک سخنرانی با صدای بلند و تند در نقد پایین نگه داشتن نرخ ارز داشت و با اعداد و ارقام تحلیل کرد که این رویکرد غلط است، معاون اقتصادی رئیس جمهور است، در نهایت خروجی این می‌شود؟ چگونه چنین چیزی ممکن است؟ آیا گروه دیگری به آقای رئیس جمهور مشاوره می‌دادند؟ 

سیف: مسئولان غیرمتخصص تاثیرگذار بودند. البته آقای دکتر نیلی خیلی با ما در این زمینه همراهی کرد و تلاش کرد نگاه رئیس جمهور را اصلاح کند. اما برخی افراد، خیلی اوقات متناسب با اینکه آقای رئیس جمهور چه می‌خواهد، نظرات تخصصی‌شان تحت‌الشعاع قرار می‌گرفت. در جلسات خصوصی با آنها صحبت می‌کردم اما در نهایت در جلسه وقتی می‌دیدند آقای رئیس‌جمهور عصبانی است جور دیگری صحبت می‌کردند.

اگرچه کارایی و اثربخشی به توانایی‌های فرد بستگی دارد ولی اگر آدم بخواهد از تجربیات خودش استفاده کند برای اینکه بعدها بخواهد در دولتی حضور داشته باشد، تجربه می‌گوید بعضی از مسئولیت‌ها در دولت مثل ریاست سازمان برنامه و بودجه و وزارت اقتصاد سهولت بیشتری نسبت به بانک مرکزی دارد. زیرا بانک مرکزی جایی است که فرد نوک شمشیر پاسخگویی است. حتی در مسائلی که مسئولیتش با بانک مرکزی نیست ولی تحمیل شده است.

*** در اکثر مواقع هم وزرای اقتصاد و دارایی محترمانه بدرقه شده‌اند اما روسای کل بانک مرکزی عاقبت خوبی نداشته‌اند. 

سیف: همین طور است.

*** بعد از اجرای مصوبه 4200 تومان و مشاهده آثار آن مشخص شد این سیاست چه میزان رانت در اقتصاد توزیع کرده است؟ درواقع منظور بررسی عملکرد اجرای این سیاست است...

سیف: اولا رقم قابل محاسبه نیست. یک جور می‌شود محاسبه کرد. اینکه کالاهایی که گشایش اعتبار شده، معادل آن کالا وارده شده است یا خیر. اگر وارد شد به چه قیمتی به فروش رسید. کسی روی این مساله کار نکرده است. می‌دانید پرداخت 4200 تومان به مصوبه فروردین ماه ختم نشد. در 16 مرداد ماه یک مصوبه‌ای دولت داشت که تعدیل‌های انجام شده تا زمان حضور بنده در بانک‌مرکزی را که تا آن تاریخ به 4412 تومان رسیده بود، برگشت داد. اصلا به نظر من جهش نرخ ارز که بعد از چند ماه به 20 هزار تومان نزدیک شد نتیجه این تصمیم بود.

 *** قطعا یکی از دلایل، این تصمیم بوده است.

سیف: یکی از دلایل این بود. ولی خب دیوان محاسبات می‌گوید در این مصوبه گفته شده بانک مرکزی مجاز است ارز 4200 تومان به کالاهای اساسی بدهد اما بانک مرکزی علاوه بر کالاهای اساسی به کالاهای دیگر هم ارز داده است. این را من نمی‌دانم و باید بانک مرکزی جواب بدهد. این گزارش عملکرد سال 97 است که 4 ماه آن در زمان من بوده است و اگر کالایی وارد نشده به معنای آن نیست که اصلا نیامده چون از زمان ثبت سفارش و گشایش اعتبار 3-4 ماهی زمان می‌برد تا کالا وارد شود. 

به نظر می‌رسد مبنای گزارشی که دیوان ارائه داده است محل ایراد باشد و باید از سایر اطلاعات نیز در تبیین میزان دقیق ارز پرداختی و واردات انجام شده استفاده شود و قطعا اگر کسی ارز گرفته و کالایی را معادل آن وارد نکرده است باید پاسخگو باشد. ولی توجه کنیم که اقدام بانک مرکزی در تخصیص ارز ثبت سفارش انجام شده برای واردات کالا بوده است و بانک مرکزی به هیچوجه نمی‌تواند قبل از ثبت سفارش، ارزی برای واردات تخصیص دهد. که البته گزارش آن در حال تهیه است. بحث ما این است اگر این 4412 تومان را بانک مرکزی می‌توانست بالا ببرد، خیلی از مسائل در این حوزه حل می‌شد. نه تنها اجازه ندادند نرخ بالا برود، بلکه مابه‌التفاوت 4200 تومان و 4412 تومان را به واردکنندگان برگرداندند. 

*** واقعا برگرداندند؟ 

سیف: بله، فکر می‌کنم.

*** وقتی در بخش ثبت سفارش تب و تاب به وجود آمد و یکباره به شدت تقاضای واردات بالا رفت و از آن طرف نرخ ارز در بازار آزاد در حال رشد بود و آن وضعیت برای ارز مسافرتی پیش آمد، آیا فضایی در دولت به‌وجود نیامد که باید در تصمیم پرداخت ارز 4200 تومان تجدیدنظر شود؟

سیف: البته من علیرغم اینکه با استعفایم موافقت شده بود ولی در دولت همواره نگرانی خودم را از این حجم ثبت سفارش که به سمت بانک مرکزی برای تأمین ارز سرازیر بود مطرح می‌کردم.

*** در جلسات دولت دیگر شرکت نمی‌کردید؟

سیف: تا تعیین جانشین در دولت شرکت می‌کردم ولی عنایت داشته باشید که بانک مرکزی پاسخگویی به نرخ ارز را تا پایان سال 96 داشت. مصوبه 22 فروردین باعث شد که دولت سیاست‌گذاری ارزی را رأسا به دست بگیرد. گفته می‌شود نرخ ارز تا 9200 تومان در زمان من بوده ولی چون موضع من مشخص بود کسی ایرادی را متوجه  بانک مرکزی نمی‌دانست. موضع‌ام را از قبل گفته بودم. آن استعفایی که در فروردین ماه نوشتم، در ابتدا فکر می‌کردند مثل قبل است اما وقتی چند بار در دولت مطرح کردم گفتند استعفای شما قبول اما تا زمانی که یک نفر را جایگزین تعیین کنیم بمانید و کار را رها نکنید. من هم گفتم هستم تا زمانی که یک نفر را جایگزین کنید ولی خواهش می‌کنم زودتر تعیین کنید.

اما طول کشید و چون چند بار در دولت این موضوع را مطرح کردم تا اینکه حدود 15 تیر ماه بود که آقای دکتر روحانی من را خواست. گفت من قول داده بودم اما کسی را پیدا نکردم. از خودت هم خواستم معرفی کنی؛ من دارم فکر می‌کنم. از شما خواهش می‌کنم به کارت ادامه بده و اگر کسی را مد نظر داری بگو و به هر گزینه‌ای برسم از شما هم مشورت می‌گیرم. گفتم من توقع ندارم اما خواهش می‌کنم شما هر چه زودتر این کار را انجام دهید. ادامه این وضع مصلحت نیست. البته دوم و سوم مرداد این اتفاق افتاد و دیدم تصمیم گرفته شده بود و هیچ نظری هم از من خواسته نشد.

*** در آن جلسه مصوبه نرخ ارز 4200 تومان، برای پیش‌فروش سکه و ارز هم تصمیم‌گیری شده بود؟

سیف: این تصمیم برای هفته آخر اسفند و قبل از مصوبه 4200 تومان بود. 

* گفتند مگر نمی‌گویی الان ارز نداریم، خب پیش‌فروش کن

*** پیش‌فروش ارز با چه استدلالی پیشنهاد شده بود؟ برای این بود که دولت وانمود کند منابع ارزی خیلی زیاد است؟

سیف: گفتند مگر نمی‌گویید الان ارز نداریم، خب پیش فروش کن. در مورد سکه گفتیم‌ زمان آقای احمدی نژاد روش پیش‌فروش را اجرا کردند و پشیمان شدند. راه درست این است که وقتی بانک مرکزی می‌بیند حباب در قیمت سکه وجود دارد، به قیمت بازار از طریق بانک کارگشایی سکه حراج کند. بعد از اصرارهای زیاد هم پیش فروش سکه و هم ارز را پذیرفتم اما روش من خیلی منطقی بود. در مورد سکه گفتم به ازای هر سکه یک میلیون تومان از متقاضی می‌گیریم، در روز تحویل سکه مابه‌التفاوت قیمت سکه و قیمت بازار را می‌گرفتیم و برای یک میلیون تومانی که در این مدت نزد بانک مانده بود، معادل نرخ سود بانکی سود می‌دهیم. مدل پیش‌فروش سکه ما این بود. به‌ گونه‌ای بود که برای متقاضی جذابیت معمولی داشته باشد نه اینکه فروش به قیمتی پایین تر از نرخ بازار انجام شود. 

*** بازه‌های زمانی که در نظر گرفته بودید چقدر بود؟

سیف: سه ماه و شش ماه و فکر کنم یک سال هم بود. قرار بود هر کسی نمی‌خواهد سکه را تحویل بگیرد، ریال آن را دریافت کند. با این کار تعهدی ایجاد نمی‌کردیم چون انگیزه‌ای برای دریافت سکه برای افراد به وجود نمی‌آمد. روز اول که قرار بود این کار شروع شود ما به شدت مقاومت کردیم. در نهایت قبول کردیم و مدل پیش‌فروش را دادیم و دولت هم خوشحال شد که بانک مرکزی زیر بار رفته است. بعد که گزارش خواستند که چقدر استقبال شده است. دولت موفقیت را به میزان استقبال از طرح می‌دید اما دیدند استقبال خیلی عادی است. وقتی که در جلسه گزارش را ارائه کردیم گفتند پس بگویید نمی‌خواهیم اجرا کنیم. بانک مرکزی باید نشان دهد که می‌خواهد بفروشد و به هر کسی هر میزان که می‌خواهد سکه می ‌دهد. قیمت سکه را هم بر مبنای ارز 4200 تومان بگذارد. آن موقع می‌تواند موفق باشد.

* ماجرای تماس نیمه شب روحانی

*** در گام اول که بانک مرکزی شرایط پیش‌فروش سکه را تعیین کرد استقبال نشد اما بعد که شرایط عوض شد و فاصله قیمت پیش‌فروش و قیمت بازار زیاد شد، استقبال خیلی زیاد شد. 

سیف: بله. هر روز به دولت گزارش کتبی می‌دادم که میزان پیش‌فروش به چه عددی رسیده است. من در این مدت علاوه بر خودم آقایان جهانگیری، نهاوندیان و... را به دفتر آقای رئیس جمهور می‌فرستادم و آنها نکات و دغدغه‌ها را به رئیس جمهور منتقل می‌کردند. یک روز در جلسه که آقای رئیس جمهور خیلی عصبانی بود، من گفتم مشکل پیدا می‌کنیم و وقتی جلسه تمام شد به آقای نهاوندیان و جهانگیری هم گفتم. آقای جهانگیری گفت من با رئیس جمهور صحبت می‌کنم. اضافه بر خودش ایشان دو سه نفر دیگر را هماهنگ کرده بود که با رئیس جمهور صحبت کنند. این مراجعات پشت سر هم ادامه پیدا کرده بود تا ساعت 10 شب که من دیدم تلفن زنگ می‌خورد و آقای رئیس جمهور پشت خط است. متوجه شدم رئیس جمهور به‌شدت عصبانی و نسبت به اقدامات من و مراجعات دیگران شدیدا ناراحت است. من گفتم خوب است و این باعث می‌شود استعفای من پذیرفته شود اما به اینجا نرسید , مکالمه قطع شد.

فردای آن روز در دولت موضوع تماس شب گذشته را به آقای جهانگیری گفتم  و او هم گفت من صحبت می‌کنم. پس‌فردای آن روز که جلسه ستاد اقتصادی دولت بود آقای روحانی گفت: بالاخره تو بردی. از فردا پیش فروش سکه را قطع کن.

*** در مجموع فکر می‌کنم 60 تن طلا پیش فروش و پرداخته شد. تاثیری هم داشت؟

سیف: تغییرات قیمت سکه ناشی از رشد بهای ارز بود. پیش فروش سکه تاثیری نداشت.

*** از ابتدا هم ما انتظار نداشتیم قیمت ارز با پیش فروش سکه کاهش یابد. تجربه سال 89 و 90 هم این را نشان می‌داد. نتیجه پیش فروش سکه مثل فروش نقدی ارز در بازار بود.

سیف: فروش نقدی ارز در بازار بالاخره بخشی از تقاضا را تامین می‌کرد و منجر به کاهش تقاضا و کاهش فشار روی افزایش قیمت ارز می‌شد ولی فروش سکه به آن صورت نتیجه‌ای نداشت و باید هر چه سریع‌تر متوقف می‌شد. بعضی معتقد بودند از این طریق نقدینگی جذب می‌شود، این حرف درست بود ولی اثر آن بسیار ناچیز بود.

*** یکی از نقدهایی که به آن دوران بانک مرکزی مطرح می‌شود این است که در دوره افزایش قیمت‌ها و التهابات بازار بانک مرکزی هیچ بستری برای سرمایه‌گذاری و حفظ ارزش دارایی برای مردم فراهم نکرد و ابزارهای جدیدی به کار نگرفت.

سیف: مثلا چه ابزار‌هایی؟

* مانع بزرگ عرضه ابزارهای مالی برای مدیریت بازار ارز

*** در به‌کارگیری برخی ابزارهای مالی ممکن است نقدها و محدودیت‌هایی وجود داشته باشد اما بالاخره برخی ابزارها قابل استفاده بود؛ مثل انتشار اوراق مشارکت ارزی.

سیف:‌ اوراق مشارکت ارزی همین الان هم به مصلحت نیست. این اوراق به سمت بورس می‌رود و دیگر امکان کنترل قیمت‌ها نیست. اگر همین نیما را بگذارند کار کند و توسعه داده شود قیمت در نیما مشخص می‌شود. مهم این است که مقام سیاسی کشور می‌گوید نرخ ارز از این بالاتر نباید برود و شما به هیچ عنوان نمی‌توانید از ابزارها استفاده کنید. کسانی که با بازار سرمایه آشنا هستند می‌دانند. یک زمانی آقای جهانگیری از آقای شاپور محمدی رئیس وقت سازمان بورس و اوراق بهادار دعوت می‌کرد و ایشان می‌گفت من این کار را می‌کنم. من در جواب می‌گفتم باشد انجام دهید اما از این به بعد مسئول قیمت ارز شما هستید. 

هیچکس جرات نمی‌کرد مسئولیت قیمت ارز را پذیرد. همه کسانی که از لحاظ تخصصی ایده داشتند به بانک مرکزی انتقاد داشتند که چرا از ابزارهای از این دست استفاده نمی‌کند اما به یک نکته‌ای که بانک مرکزی در نظر داشت باید توجه می‌کردند و آن این بود که از بانک مرکزی انتظار است نرخ ارز را پایین نگه دارد و نگذارد متناسب با واقعیت‌های اقتصادی به صورت تدریجی تعدیل شود. درواقع چون این انتظار از بانک مرکزی وجود داشت امکان استفاده از ابزارهای مالی نبود.

همین سامانه نیما را زمانی که راه انداختیم در ذهن ما این بود که همزمان که این سامانه تکمیل می‌شود رئیس جمهور را راضی می‌کنیم و این ابزاری می‌شود برای عملیاتی کردن همان ایده. یعنی وقتی نرخ ارز 4200 تومان شد نرخ را به صورت تدریجی متناسب با تغییرات بازار تغییر دهیم و با سامانه نیما به نرخ واقعی ارز برسیم. اما نگذاشتند. اینکه می‌گویم گرفتن تصمیمات مهم که آثار بلند مدت داشته باشد سخت است این‌‌هاست. همه فکر می‌کنند تصمیم‌گیری در حوزه ارزی برعهده بانک مرکزی است اما واقعا در چنین فضایی به بانک مرکزی اجازه چنین کارهایی می‌دهند؟ 

*** آقای دکتر من جواب سوال را دریافت نکردم. بالاخره ما یک تجربه در دولت قبل داشتیم و یک سیستمی ایجاد شده و در حد خودش کار کرده بود....

سیف: چه سیستمی ایجاد شده بود؟

***‌ همین مرکز مبادلات ارزی و پرداخت ارز به گروه‌های کالایی مشخص شده و انتقال ارز حاصل از صادرات و آقای روحانی هم به همان راه رفت اما سرعت واکنش دولت دوازدهم خیلی پایین‌تر بود و توجهی به آن تجربه نشده بود. انگار این تجربه نه در کشور ما بلکه در یک کهکشان دیگری به دست آمده است و ما اصلا چنین چیزی را ندیده‌ایم. چرا واقعا تجربه سال‌های قبل کنار گذاشته شد؟

سیف: فکر می‌کنم سال 92 اولین سالی بود که ارز 1226 تومان از بین رفت.

*** بله. نرخ ارز مرجع به 2450 تومان رسید. 

سیف: بله و در قانون بودجه هم مصوب شد و قانون بودجه هم در تیر ماه ابلاغ شد. بنابراین این ساختاری که می‌گویید برای ارز 1226 تومان بود. 

*** مرکز مبادلات ارزی برای ارز 2450 تومان بود نه 1226 تومان.

سیف: با آن توضیحاتی که من دادم دیگر ارز به سطح 2450 تومان رسیده بود دیگر هر چه تقاضا بود با این نرخ جدید تامین می‌شد و محدودیتی وجود نداشت و به تدریج مرکز مبادلات ارزی جمع شده بود.

***‌ منظور از سوال این بود که وقتی این تجربه تقریبا خوب را از مرکز مبادلات ارزی داشتیم چرا در زمان محدودیت منابع ارزی از آن تجربه استفاده نکردیم؟

سیف: مدلی که ما متناسب با فضای موجود داشتیم و با وزرای مربوطه صحبت کرده بودم این بود که آن کالاهایی که مشمول ارز مبادله‌ای بودند را حذف کردیم و گفتیم ارز مورد نیاز را از بازار تامین کنید. اصلا حرکت به سمت یکسان‌سازی نرخ ارز جا افتاد. در ابتدا در ذهن آقای رئیس جمهور و معاون اول این بود که اینکه می‌گوییم نرخ ارز را یکسان‌سازی می‌کنیم یعنی نرخ پایین‌ (نرخ ارز مبادله‌ای) مبنای نرخ ارز بازار می‌‌شود و در این نرخ ارز یکسان‌سازی می‌شود. من توضیح دادم این تصور درست نیست. اولین بار در جلسه ستاد اقتصادی تشریح کردم که مدل ما برای یکسان سازی نرخ ارز این است. حتی یک بار به دفتر آقای نعمت‌زاده رفتم برای ایشان تشریح کردم که استقبال کرد. آقای حجتی هم برخی اقلام مشمول ارز مبادله‌ای را کنار گذاشت و پذیرفت که باوجود اینکه برخی کالاها به جای استفاده از ارز 2500 تومان، با ارز 3300 تومان وارد شده‌اند، قیمت کالا تغییر نکرده است. یعنی چنین تجربه‌ای داشتیم. 

در مجموع این مدل یک جایی به مشکل خورد. در فرایند حذف کالاهایی که حساسیت نسبت به آنها وجود داشت. به همین دلیل یک مقدار این فرایند را کند کردیم. یکی از دلایلی که میزان مداخله بانک مرکزی در بازار آزاد زیاد می‌شد این بود که تقاضا را از ارز مبادله‌ای به ارز بازار آزاد تغییر داده بودیم و باید ارز مورد نیاز کالاها را به نرخ آزاد تامین می‌کردیم. یعنی فکر نکنیم که ارزی که به بازار تزریق کردیم، ارز را بر باد دادیم.

*** اما نکته اینجاست که بخش زیادی از تزریق ارز به بازار آزاد صرف خروج سرمایه از کشور شد. آمارهای حساب‌ سرمایه در سال‌های اخیر هم این را نشان می‌دهد. در واقع یکی از دلایل بیان گزاره بر باد رفتن ارزهای کشور این است. 

سیف: اجازه بدهید من آمار را در اختیار شما قرار دهم. در سال 81 مثلا 91 درصد از عرضه ارز بانک مرکزی در بازار اصلی بوده و حدود 9 درصد در بازار فرعی. در دوره آقای شیبانی 49.6 درصد از فروش ارز بانک مرکزی در بازار اصلی و 50.4 در صد در بازار فرعی (یعنی همان بازار کیش) بوده ، در دوره آقای مظاهری 33.9 درصد از ارز کشور در بازار ارز و 66 درصد در بازار فرعی عرضه شده است. در دوره آقای بهمنی 42 درصد در بازار اصلی و 58 درصد بازار فرعی. در دوره بنده 76.7 درصد در بازار اصلی و 23.3 درصد بازار فرعی. گفته می شود بخشی از ارز تزریق شده به بازار فرعی منجر به انتقال سرمایه می‌شود.

این را چه کار کنیم که متوجه بشویم چیست؟ واردات کالا و خدمات را در نظر می‌گیریم. مجموع ارز فروخته شده چقدر بوده است و این ارز چند درصد از کل ارز واردات را تامین کرده است. در دوره آقای شیبانی کل ارز فروخته شده بانک مرکزی 47 درصد از کل واردات را تامین کرده است. در دوره آقای مظاهری 57 درصد و در زمان آقای بهمنی 62 درصد و در زمان من شده 40 درصد. بعد از اینکه این را تهیه کردم، گفتم پس بقیه ارز تامین شده برای واردات از کجا تامین شده است؟ از صادرات غیرنفتی. 

کل فروش ارز بانک مرکزی به علاوه ارز حاصل از صادرات کالا و خدمات می‌شود مجموع ارز کل استحصالی کشور. با این حساب در زمان آقای شیبانی نسبت ارز پرداختی بانک مرکزی و ارز حاصل از صادرات به واردات رسیده به 73 درصد. در زمان آقای مظاهری 83 درصد بوده. در زمان آقای بهمنی 98 درصد است. در یکی دو سال از دوره آقای بهمنی از 100 درصد هم فراتر رفته است. در دوره من رسیده به 90 درصد. البته یک درآمدها و هزینه‌های ارزی وجود دارد که ثبت و ضبط نمی‌شود ولی چیزی که در اقتصاد ملی ما وجود دارد و قابل محاسبه است اینهاست. 

*** یک نکته اینجا وجود دارد. می‌دانیم که در یکی دو سال منتهی به بحران ارزی سال 97 انتقال ارز حاصل از صادرات غیرنفتی به داخل یا اختصاص آن به واردات مقداری کاهش پیدا کرده بود. یعنی اگر فرض کنیم عدد صادرات غیرنفتی 50 میلیارد دلار بوده، مثلا 30 میلیارد دلار آن در مجموع با روش‌های مختلف مثل حواله ارزی یا اسکناس ارز، منتقل شده است. درواقع روند نزولی بوده و بنابراین در این آمارهایی که شما ارائه دادید باید تجدیدنظر شود.

سیف: خیر. ارز استحصالی ارزی است که ثبت و ضبط شده است. نفتی که صادر شده، درآمد آن به حساب بانک مرکزی واریز شده است. چون پول به حساب بانک مرکزی رفته بانک مرکزی ریال آن را به دولت داده است. حالا ممکن است پول در حسابی رفته که بانک مرکزی نمی‌تواند از آن استفاده کند. آن عدد در این گزارش هست. صادرات که می‌گوییم بر مبنای ارزش‌یابی گمرک است و اینکه ارز را آورده یا نیاورده در اینجا دیگر ملاک نیست. بنابراین همه این احتمالات در اینجا پوشش داده می‌شود. شما ممکن است بگویید چرا از همه ارزها نتوانسته‌ایم استفاده کنیم. اگر بخواهیم به نظامات ثبت و ضبط ملی برویم چیزی بیشتر از اینها به دست نمی‌آوریم. ممکن است در بانک مرکزی بگوییم 10 میلیارد دلار از ارز ما مانده است یا مثلا در ستاد تدابیر ویژه اقتصادی طلب وزارت نفت را از شرکت نفتی یونان به بانک مرکزی منتقل می‌کردند و معادل ریالی آن را ما به دولت می‌دادیم. این همه به ارز بانک مرکزی تبدیل شده است اما در اینجا ثبت است. اگر یادتان باشد در مجلس سر و صدا ایجاد کرد.

*** ماجرای 4.1 میلیارد دلار را می‌گویید؟

سیف: بله. البته مشکلی نمی‌بینم ولی فکر می‌کنم این مصاحبه خیلی طولانی شده است در صورتی که صلاح بدانید پاسخ را به فرصت دیگری موکول کنیم.

*** بله. ممنون از صبر و حوصله و وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

 

ارسال نظر