کد خبر : 715

تحلیل صادق زیباکلام برای «پیام نو»

عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران معنقد است: اساس و بنیان خبردهی در ایران بر مدار نادرستی استوار است.

پس از اعلام خبر شلیک موشک پدافند هوایی به هواپیمای مسافربری خطوط هوایی اوکراین، شاهد عکس‌العمل و واکنش طبیعی از مردمی هستیم که میزان خشم پیش بینی شده‌ای را به جهت این اتفاق از خود بروز می‌دهند. واقع مطلب این است که اعتبار نظام، اعتبار مسئولین، صدا و سیما و رسانه‌های حکومتی به میزان قابل توجهی سقوط کرده است. به گونه‌ای که گاهی در زمانی که بنده با فعالین اصولگرا در دانشگاه‌ها به مناظره می‌نشینم نیز، حتی مرجع و رفرنس خبری این افراد به رسانه‌های خارج از کشور بازمی‌گردد. این مسئله نشان دهنده این حقیقت است که حتی، آن دسته از افرادی که طرفداران حکومت هستند نیز ولو به شکل پنهانی برای کسب اطلاع از ماوقع دنیا به رسانه‌های فارسی زبان خارج نشین پناه می‌برند.

حتی با کمال تاسف باید گفت که برای فهم اینکه در کشور خودمان، از شیراز و تبریز گرفته تا قلب پایتخت چه رخ داده، باید به رسانه‌هایی که هزاران کیلومتر از ما فاصله دارند، رجوع کنیم. این مسئله‌ای نیست که یک شبه اتفاق افتاده باشد. قطعا از چهل سال پیش که انقلاب اسلامی در ایران رخ داد، بسیاری از شهروندان به مسئولین و نظام اعتقاد داشتند، اما متاسفانه آن قدر خلاف‌گویی، کذب‌گویی و توجیه‌گری دیدند که اکنون به این نقطه رسیده‌ایم. امری که در جای خود، بسیار تاسف آور خواهد بود.

جالب اینکه به تبع اتفاق اخیر در حال حاضر نیز، بیش از آنکه شهروندان غیرمعتقد به نظام متالم شوند، اتفاقا، آن دسته از افرادی صدمه اعتمادی دیدند که معتقد و ملتزم به نظام هستند. این دسته از شهروندان، بسیار بهت‌زده شدند و دروغ شنیدن از نظام تا این حد برای آن‌ها ملال‌آور بوده است. متاسفانه، از دست رفتن اعتماد، منظما رو به فزونی بوده و اساسا به نظر نمی‌رسد که این مسئله برای مسئولین اهمیتی داشته باشد.

زمانی که پادگان عین الاسد مورد حمله موشکی سپاه قرار گرفت، اینگونه ادعا شده بود که ده ها کشته و زخمی در این حملات در نیروهای آمریکایی برجای مانده است. در حالی که اگر یک آمریکایی کشته شده بود، حکمرانان ایالات متحده، حتی در صورت تصمیم به کتمان آن نیز از سرپوش گذاشتن بر این اتفاق عاجز می‌شدند. در حالی که مجروح نشدن حتی یک آمریکایی به مانند آفتاب روشن بود.

آیا حکومت‌های دیگر نیز تا این میزان نزد مردمان خود بی‌اعتبار هستند؟ بی‌اعتباری که اساسا، تبعات سنگین امنیتی برای کشور به دنبال خواهد داشت. اگر، 25 سال قبل، تنها درصد کمی از مردم به رادیوهای بیگانه توجه می‌کردند، امروز در کمتر خانواده ایرانی، این اقبال به رسانه‌های برون مرزی قابل مشاهده نیست. مسئولین تا چه زمانی بنا دارند تا برداشت حداقلی از مناسبات مختلف را به رضایت مردم از حاکمیت مصادره کرده و نوای به به و چه چه از وضع کنونی سر دهند؟ آقایان یک بار پاسخ دهند که اگر خدای ناکرده در یک اقدام غیرقانونی و تروریستی دیگری، فردی به جز سپهبد سلیمانی به شهادت می‌رسید، آیا همین میزان مردم در آئین تشییع او حاضر می‌شدند؟ متاسفانه برخی در این کشور، حتی بدیهیات را نیز نمی‌بینند.

برخی در این وضعیت، مدام از لزوم استعفای مسئولین در وضع کنونی سخن به میان آورده‌اند. نکته اینکه، گیرم فردی از مسئولین نیز دست به استعفا بزند، چه چیزی عوض خواهد شد؟ اساس و بنیان خبردهی در ایران بر مدار نادرستی استوار است. شما اگر برای چند روز، رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی ایران را رصد کنید با کمال تعجب خواهید دید؛ هیچ اتفاقی در دنیا رخ نداده که حسب باورهای حکومت جمهوری اسلامی ایران نبوده باشد. گیریم، چند نفر هم استعفا دهند، با صدا و سیمایی که به مانند رسانه‌های حزب کمونیست در دوران اروپای شرقی، تنها درصدد تبلیغ مواضع یک جناح عمل می‌کند، چه خواهیم کرد؟

 

ارسال نظر