کد خبر : 7924

خواننده جوان موسیقی پاپ در گفت‌وگو با پیام نو:

خواننده جوان موسیقی پاپ گفت: اکنون صدا به‌تنهایی، برای رسیدن به موفقیت در عرصه موسیقی کافی نیست

پیام نو| ستاره قاسمی - به‌قدری موسیقی در جانِ خاکش نفوذ کرده که وقتی صحبت از «بندر» به میان می‌آید، ناخودآگاه سبکی از موسیقی در ذهن تداعی می‌شود؛ صدای سازهایی چون تمپو و نی‌انبان در گوش می‌پیچد و تصویری از جنوب و مردمانش مقابل دیدگان نقش می‌بندد. ناصر پورکرم؛ یکی از صداهای برآمده از خاک آهنگین جنوب است. با نواهای دل‌نشین جنوبی قد کشیده، اما همانند ناصر عبداللهی و رضا صادقی، رؤیاهایش را فراتر از جغرافیای هرمزگان جست‌وجو می‌کند. سال‌هاست با ساز و آواز انس گرفته، ولی دو سال است، دل به دریای بی‌کران حضور در فضای حرفه‌ای موسیقی زده و قطعاتی با همکاری ترانه‌سراها، آهنگسازان و تنظیم‌کننده‌های جوان و مطرح موسیقی پاپ، خوانده و منتشر کرده است. برادرش «عبدالعزیز» را جنوبی‌ها خوب می‌شناسند؛ با قطعات محلی‌اش به تکه‌ای از پازل خاطرات هم‌ولایتی‌هایش تبدیل شده، اما «ناصر» رنج سفر به پایتختِ غریب را به جان خریده تا قله‌هایی دیگر را فتح کند. جان‌مایه گفت‌وگو با ناصر پورکرم، خواننده جوان اهل بندر خمیر را که این روزها کم‌کم دارد به نامی شناخته‌شده در آسمان موسیقی پاپ ایران بدل می‌شود، بخوانید:

عمر فعالیت جدی شما در عرصه موسیقی از یک دهه تجاوز می‌کند، اما در دو سال اخیر به‌صورت حرفه‌ای، مشغول به تولید و اجرای قطعات موسیقایی هستید. چرا برخلاف خوانندگان مشهور جنوبی مثل ناصر عبداللهی و رضا صادقی، قطعاتی به زبان محلی منتشر نکرده‌اید؟

من بچه جنوبم و به خاک و ریشه‌ام افتخار می‌کنم. هیچ‌گاه اصالتم را فراموش نکرده و نمی‌کنم. پیش از این قطعات بسیاری به زبان محلی خوانده‌ام که با استقبال بسیار خوبی نیز در هرمزگان مواجه شده، اما دوستان توصیه کردند برای تهیه و تولید آثار جنوبی، حدود یک سال صبر کنم. لحن و رنگ موسیقی جنوبی، جزئی جدایی‌ناپذیر از وجود من است و مطمئناً در آینده‌ای نه‌چندان دور، بار دیگر قطعاتی به زبان محلی ضبط و منتشر خواهم کرد. خیلی دوست دارم جنوبی بخوانم، اما همان‌طور که گفتم فعلاً ترجیح داده‌ایم کمی صبر کنیم تا با فرا رسیدن موعد مقرر، حق موسیقی جنوب را ادا کنم.

متأسفانه در حال حاضر ایران مانند بسیاری از کشورهای جهان، درگیر ویروس منحوس کرونا است و اهالی هنر لذت ملاقات بی‌واسطه با مردم را از دست داده‌اند. امیدوارم خیلی زود، روزی فرا برسد که دیگر آمار جان‌ باختن چند صد نفر از هم‌وطنانمان را در اخبار نشنویم و لبخند روی لبان همه مردم ایران نقش ببندد. آن‌وقت حتماً اتفاقات خوبی را که در این ایام برنامه‌ریزی کرده‌ایم به عشق مردمان ایران رقم خواهیم زد. 

خوانندگانی مثل مرحوم ناصر عبداللهی بعد از مهاجرت به تهران، اتفاقات بزرگی را تجربه کردند، اما به اعتقاد بسیاری در دهه هفتاد، لازمه کسب شهرت و موفقیت، فقط صدا بود. در حال حاضر شرایط را چقدر متفاوت از دو، سه دهه پیش می‌دانید؟

اوضاع کنونی نسبت به گذشته، فرق زیادی کرده است. در گذشته، اگر فردی صدای خوبی داشت و کمی از دیگر وجوه هنری نیز بهره‌مند بود، می‌توانست پله‌های موفقیت را یکی پس از دیگری طی کند. البته در آن ایام هم رسیدن به موفقیت، به تحمل رنج فراوان و کوشش خستگی‌ناپذیر احتیاج داشت، اما وضع با امروز فرق می‌کرد. باید توجه کنیم جنوب ایران به‌ویژه بندرعباس واقعاً منطقه محرومی است. البته نمی‌توان گفت در گذشته نیز ورود به عرصه حرفه‌ای موسیقی، راحت و آسان بود، اما وضعیت موسیقی، در مقایسه با امروز سر و سامانی داشت.

افرادی مثل ناصر عبداللهی، سالیان سال زحمت کشیدند. او در جشن‌های مختلف می‌خواند، اما آرام آرام، راهش را جدا کرد و به نقطه‌ای قابل اعتنا در موسیقی رسید. همان زمان هم سفر به تهران و عرض‌اندام در بازار موسیقی بسیار دشوار بود و ناصر عبداللهی تلاش زیادی کرد تا دیده شود. در آن دوران، ارتباطات کنونی وجود نداشت و رفت‌وآمد به تهران برای مردم دیگر شهرها مخصوصاً جنوبی‌ها خیلی سخت بود، به همین دلیل هم باید به امثال ناصر عبداللهی مرحبا گفت که با وجود محدودیت‌های آن دوران توانستند به ستاره‌های درخشان در عالم هنر ایران تبدیل بشوند.

اما ناصر عبداللهی و دیگر خوانندگان در آن مقطع زمانی می‌دانستند چه می‌خواهند و مطمئن بودند اگر استعداد و پشتکار داشته باشند، موفق می‌شوند...

بله، امروز تمام اجزای جهان پیرامون ما تغییر کرده، سلیقه‌ها نیز بسیار متفاوت از گذشته شده و از طرفی تعداد خواننده‌ها رشد خیره‌کننده‌ای داشته است. در حال حاضر، به‌قدری خواننده داریم که گوش مردم پُر از صداهای مختلف شده و در نتیجه با سلیقه‌های متنوعی روبه‌رو هستیم که کار را برای خوانندگان بسیار سخت می‌کند. اکنون صدا به‌تنهایی، برای رسیدن به موفقیت در این عرصه کافی نیست. خواننده باید هوش زیاد و استایل خوبی داشته باشد. همچنین باید تیم خیلی خوبی، او را همراهی کنند، چون حجم خواننده‌ها بسیار زیاد است. در گذشته، تا این اندازه خواننده نداشتیم.

تا امروز بیش از 10 قطعه به‌صورت رسمی منتشر کرده‌اید و طبیعتاً آثار جدیدی در دست تولید دارید. شیوع ویروس کرونا تا چه حد روی کار شما تأثیر گذاشته و برنامه‌هایتان را تغییر داده است؟

در ابتدا باید بگویم که بسیاری از دوستان در مارکت موسیقی، متأثر از شیوع ویروس کرونا متضرر شدند و اتفاقات بدی را تجربه کردند. امروز هم واقعاً حال و احوال خوبی در جامعه در جریان نیست و در طی چند ماه گذشته شاهد بروز ناگواری‌های زیادی در سطح عمومی بوده‌ایم، ولی اگر بخواهم با شما روراست باشم و صادقانه سخن بگویم، کرونا برای من به‌شخصه برکاتی هم به دنبال داشته و زمینه‌ساز وقوع رخدادهایی مثبتی شده است. در این بازه زمانی که امکان برگزاری کنسرت از فعالان عرصه موسیقی گرفته شد، همه خوانندگان از نظر امکانات تقریباً هم‌سطح شدند.

در این میان کرونا برای من و چند تن دیگر از دوستان، شرایط بهتری را فراهم کرد. خیلی از خوانندگان مطرح نتوانستند در این فضا کار کنند و در عمل متوقف شدند؛ این اتفاق تا حدودی، مارکت را خلوت کرد. در مقابل، خوانندگانی که پیش‌تر بنا به دلایل مختلف نمی‌توانستند آثار زیادی را منتشر کنند و به همین دلیل از عرصه رقابت کمی عقب می‌افتادند، در این فضا، موقعیتی برای بروز و ظهور استعدادها و توانمندی‌هایشان پیدا کردند. در این شرایط، من و امثال من، امکان دیده شدن بیشتر و بهتر را پیدا کردیم.

در حال حاضر چه آثاری را در دست تولید دارید؟

در این ایام پنج قطعه جدید آماده کرده‌ام؛ یک قطعه با ملودی و ترانه حامد دهقانی است که حامد برادران تنظیمش کرده، یک قطعه با ملودی و ترانه هادی زینتی است که باز هم حامد برادران تنظیمش کرده، یک قطعه با ملودی و ترانه امیررضا امیرمحمدی است که مسعود جهانی تنظیمش کرده و دو قطعه با ترانه مهرزاد امیرخانی و ملودی میلاد پرقوه است که هر دو را فرید ایمانی تنظیم کرده است. در نهایت در این مدت مدام مشغول کار بوده‌ایم و گمان می‌کنم قطعات خوبی را آماده کرده‌ایم که امیدوارم مورد توجه مردم نیز قرار بگیرد.

کمی درباره فضای این قطعات هم برایمان توضیح بدهید...

دو، سه کار از میان این قطعات «شش و هشت» است و در حال حاضر مشغول تصمیم‌گیری برای زمان انتشار آنها هستیم، یک قطعه «دوچهارم» است که تقریباً «دیپ هاوس» است، دو قطعه «اسلو» نیز داریم. به‌طورکلی باید بگویم قطعات تقریباً آماده شده‌اند، ولی هنوز نهایی نیستند. چند روز پیش هم قطعه‌ جدیدی را منتشر کردم. با عوامل گروه به این نتیجه رسیده‌ایم که هر 20 روز یک‌بار، قطعه جدیدی روانه بازار موسیقی کنیم. 

«ساحل» هم شش و هشت بود؟

نه. قطعه «ساحل» با ترانه و ملودی هادی زینتی و تنظیم فرید ایمانی به‌صورت رسمی با مجوز دفتر موسیقی وزارت ارشاد منتشر شده است. خدا را شکر در همین چند روزی که از انتشار این قطعه می‌گذرد، بازخوردهای مثبتی از سوی مخاطبان دریافت کرده‌ایم و  مردم، از این کار استقبال قابل توجهی کرده‌اند. «ساحل»، فضایی «اسلو» و عاشقانه دارد و این‌طور آغاز می‌شود: «ساحل تو چشماته که من دریا دلم می‌خواد/ امروزمو وارونه کن، فردا دلم می‌خواد».

کمی به عقب برگردیم؛ چگونه به موسیقی علاقه‌مند شدید؟

من در خانواده‌ای به دنیا آمدم و قد کشیدم که اعضایش انس و الفتی عمیق با موسیقی داشتند. نواهای خوش از کودکی در جان من نفوذ می‌کردند و در سرم می‌چرخیدند. پدربزرگ و پدرم مؤذن بودند، مادربزرگم نیز صدایی زیبا داشت و لالایی‌های گوش‌نوازی می‌خواند. برادر بزرگ‌ترم با توجه به زندگی در کنار پدربزرگ و مادربزرگم، پیش از من با موسیقی هم‌نشین شد و در ادامه به‌صورت جدی، پای در مسیر بی‌انتهای موسیقی گذاشت.

برادرتان، شما را نیز به فراگیری موسیقی دعوت کرد؟

برادرم، اولین و بزرگ‌ترین مشوق من بود. «عبدالعزیز» به فراگیری ساز عود نزد استاد رادمهر پرداخت و آموخته‌هایش را به من نیز انتقال داد. البته پدر و مادرم در ابتدا به مخالفت با عبدالعزیز پرداختند، ولی او پا پس نکشید. در ادامه گروهی تشکیل داد و حالا یکی از خوانندگان صاحب‌نام موسیقی جنوبی در خطه خودمان به شمار می‌رود.

پس چرا برخلاف برادرتان، سبک پاپ را برای ادامه فعالیت موسیقایی انتخاب کردید؟

درست است که برادرم نخستین معلم من در موسیقی بود، اما هیچ‌گاه نظر خود را به من تحمیل نکرد. از طرفی من نیز عشق و علاقه‌ای بی‌پایان به موسیقی جنوبی دارم و تاکنون قطعات بسیاری به زبان محلی اجرا کرده‌ام. بعد از این هم حتماً آثاری در زمینه موسیقی جنوب را با صدای من خواهید شنید، اما دوست داشتم پاپ فارسی را هم تجربه کنم. پیش از من نیز خوانندگان بسیاری از خطه جنوب به پا خاستند و به چهره‌هایی معروف تبدیل شدند. مرحوم ناصر عبداللهی و رضا صادقی، دو تن از خوانندگان شناخته‌شده هرمزگانی هستند که قطعات بسیاری به زبان محلی خوانده‌اند، اما از محبوب‌ترین خوانندگان پاپ ایرانی هم به شمار می‌روند.

شما در بندر خمیر به دنیا آمدید. اشتراکات  این شهر، ازنظر موسیقایی با بقیه شهرهای جنوبی در چیست؟

همان‌طور که گفتید من اهل بندر خمیر در استان هرمزگان هستم. از کودکی با دریا و موسیقی، خو گرفتم و بزرگ شدم. احتمالاً اغلب خوانندگان این گفت‌وگو هم در جریان هستند که موسیقی جنوب، غنای بسیاری دارد و در جسم و جان مردم رخنه کرده است. شاید جنوب، تنها نقطه‌ای در ایران باشد که تمام مردمانش؛ کوچک و بزرگ و مرد و زن با موسیقی مأنوس هستند. من نیز از این قاعده مستثنا نبوده‌ام. با کمک برادرم نواختن سازهایی مثل گیتار و کیبورد را فراگرفتم. البته علاقه زیادی به والیبال نیز داشتم.

هیچ‌گاه بین دوراهی موسیقی و والیبال قرار گرفتید یا از ابتدا، آینده خود را پشت میکروفون جست‌وجو می‌کردید؟

مدتی به‌صورت جدی والیبال بازی می‌کردم، اما موسیقی تمام دنیای من بود. با اصرار از پدر و مادرم خواستم با سفر من به تهران موافقت کنند تا بتوانم به شکلی رؤیاهایم در عالم موسیقی را دنبال کنم. مرحوم مادرم در ابتدا بسیار مخالف بود، چون طاقت دوری من را نداشت، اما سرانجام پذیرفت برای رسیدن به اهدافم، راهی تهران بشوم.

در تهران، چه فرد یا افرادی از شما حمایت کردند تا به نقطه کنونی برسید؟

ابتدا با معین راهبر، تنظیم‌کننده خوب و چیره‌دست موسیقی آشنا شدم و مدتی در منزل او زندگی کردم. تمام فکر و ذکرم، اهداف بزرگی بود که در سر داشتم. شغل‌های مختلفی را تجربه کردم و با هر وسیله نقلیه ممکن؛ از هواپیما گرفته تا تریلی به تهران می‌آمدم. «معین» به من بسیار کمک کرد و همکاری‌های خوبی نیز داشتیم، اما سه سال پیش از طریق دوستی همشهری، مسیر زندگی‌ام تغییر کرد. یک اتفاق باعث شد تا با محمد خردمند آشنا شوم؛ او امروز یکی از الگوهای من در زندگی است. به‌واسطه یک دوست، به آقای خردمند معرفی شدم. در آن دوران، روزهای سختی را می‌گذراندم و تصمیم گرفته بودم قید حضور در تهران را بزنم و به جنوب برگردم، اما انگار خداوند مهربان تقدیر را طور دیگری رقم زده بود.

محمد خردمند برادرم را می‌شناخت. در اولین روز دیدارمان باهم کلی حرف زدیم و من که در آن روزها واقعاً دلم گرفته بود برای او به قدر یک عمر درد دل کردم. او هم کنجکاو شد تا شرایط و برنامه‌های من برای آینده را بداند. در آن روزها بعد از اینکه مدتی بود با شرکتی که تهیه‌کننده‌ام بود اختلاف پیدا کرده بودم و مدتی بود ارتباطم با معین راهبر هم قطع شده بود، دیگر آینده روشنی را پیش روی خودم نمی‌دیدم، اما آقای خردمند به من گفت خدا تو را دوست دارد و آینده روشنی را برایت در نظر گرفته است. من به او از رنج‌ها و سختی‌هایی که برای موفقیت در عرصه خوانندگی کشیده بودم، گفتم و او که بسیار متأثر شده بود، تصمیم گرفت به من در رسیدن به آرزویم کمک کند.

بنابراین وضعیت امروز و اکنونتان را مدیون خدا و مردی می‌دانید که او سر راهتان قرار داد؟

بله. خداوند همیشه در لحظاتی دست شما را می‌گیرد که فکر می‌کنید دیگر هیچ راهی برای رسیدن به هدف وجود ندارد. من همیشه خدا را شکر کرده‌ام، چون در تمامی بزنگاه‌های زندگی، نگاهش را از من برنداشته است. خدا، فردی را سر راهم قرار داد که برخلاف بسیاری از فعالان حوزه موسیقی، به فکر تأمین منافع شخصی نبود و خواننده را صرفاً ابزاری برای کسب درآمد نمی‌دید. خوشحالم سرانجام در مسیری قرار گرفتم که می‌توانم به هدف‌هایم برسم و امیدوارم ترانه‌هایی بخوانم که مردم سرزمینم از شنیدنشان لذت ببرند. همچنین آرزو دارم تمام جوان‌هایی که مانند من رؤیایی دارند؛ چه در جنوب، چه در دیگر نقاط کشور، به اهداف خود برسند. همیشه از تماشای موفقیت دیگران خوشحال شدم، چون باور دارم وقتی برای دیگران، خوبی آرزو کنید، خداوند نیز برای شما بهترین‌ها را رقم می‌زند. در همین مدت نیز از هیچ تلاشی برای کمک به دوستانم دریغ نکرده‌ام.

فکر می‌کنید برای تبدیل‌شدن به خواننده‌ای موفق، به چه پارامترهایی نیاز دارید و چه تعداد از این پارامترها در وجودتان هست؟

خواننده‌ای که می‌خواهد موفق شود، نیاز به هوشی بالا، سواد کافی برای ارائه آثار، حضور مشاوران خوب و تیم برنامه‌ریز قدرتمند دارد. حضور تهیه‌کننده خیلی خوب در کنار خواننده نیز بسیار مهم است. تمام این عوامل دست‌به‌دست همدیگر می‌دهند تا خواننده‌ای را به اوج برسانند. همچنین نباید از کلاس‌های تخصصی و پیشرفته غافل شد. بسیاری از خوانندگان موفق دنیا با وجود کسب شهرت، موفقیت و ثروت بسیار، همچنان در کلاس‌های آواز شرکت می‌کنند و در واقع آموزش را هیچ‌گاه رها نمی‌کنند.

معتقدم هیچ‌وقت نباید آموزش را رها کرد، چون همیشه به خواننده کمک می‌کند. تهیه‌کننده‌ای که کنار خواننده حضور دارد هم می‌تواند کمک‌حال بسیار تأثیرگذاری باشد. خواننده باید در انتخاب ترانه‌ها نیز باهوش عمل کند. واژگانی که از قلب و دهان خواننده خارج می‌شوند، به‌نوعی بیانگر شخصیت و احوال اوست و ما به‌عنوان فعالان این عرصه باید بدانیم مردم متوجه این موضوع می‌شوند. خواننده باید بهترین انتخاب‌ها را داشته باشد و به محتوای ترانه‌ها و ملودی‌هایی که قرار است اجرایشان کند، اهمیت بدهد.

ارسال نظر