کد خبر : 8879

ابوالفضل فاتح| مدیرعامل اسبق ایسنا

«رفیق جمهور» باشید و برای بازگرداندن حق مردم به مردم تلاش کنید.

پیام نو| آقایان محترم؛ شما به خوبی واقفید، آن چه این روزها مشاهده می شود، نمونه ای از همان چیزی است که از مشروطه تا 32 و از 76 و 88  تا کنون شاهد بوده ایم. هر گاه ملت برای جمهوریت قیام کرده و توفیقی داشته است، بلافاصله مانع تراشی ها و کارشکنی ها آغاز شده و تا مرز کودتا پیش رفته اند تا جمهوریت در این کشور قوام پیدا نکند و انحصار نهادینه شود. نمونه ای از همین رفتار، هرگاه در حال اصلاح روابط با جهان و  رفع سایه بحران و تحریم بوده ایم، رخ داده است. خیلی زود هم ثابت شده که  چه بسا دست روس و آمریکا و انگلیس و منافع فلان جریان تمامت خواه یا کج فهمی متحجران قدرتمند داخلی در میان بوده است. 

هرگز گمان نمی کردیم کار انقلاب اسلامی نیز به اینجا برسد. انقلابی که  آزادی و جمهوریت رکن آن بود. متاسفانه آزادی از همان سالهای دهه ی شصت به بعد مورد بی مهری جدی قرار گرفت.  لذا هرگز به آزادی موعود انقلاب نرسیدیم و هر روز عقب تر و عقب تر رفتیم و باید می دانستیم جمهوریت و اسلامیت نیز اگر در بستر آزادی قرار نگیرد، پای نخواهد گرفت. به بیانات و اشارات مسدولان این چند دهه  نگاه کنید. آزادی کلمه مفقود در گفتمان بسیاری از ایشان است. کمتر تریبون  رسمی را می شناسیم که در این سالها از آزادی گفته باشد. آقای خاتمی نیز تا خواست اوج بگیرد، کارشکنی ها آغاز شد و تا هم اینک نیز خانه نشین است. چند تریبون نماز جمعه و  نهادهای دیگر و مسئولان منصوب را می شناسید که از آزادی سخن گفته باشند؟  جند دهه است، تا به یاد داریم از این تریبون ها از آزادی سخنی نشنیدیم، مگر آن که به آن حمله شد. چرا که دغدغه و نیازشان آزادی نبود. در  نقد آزادی و نفی جمهوریت مسابقه گذاشتند. جمهوری ستیزی سکه بازار شد و چه بسیار منصوبان برای کندن ریشه ی جمهوریت بسیج شدند. گمان ندارم، اسلامی هم که در چنین بستری رشد کند، نسبتی با اسلام علوی پیدا کند. قربان مولایمان که به هیچ مصلحت سازی ظاهری و بازی سیاسی  تن نداد،  اما انتخاب مستقیم و غیر مهندسی شده ی مردم  را متواضعانه پذیرفت. و الا چه مصلحتی بالاتر از حکمرانی علی (ع) بر امت اسلام بود و چرا باید تاخیر می افتاد؟ زیرا قدرتی که از طریق عدالت و انصاف به دست نیاید و در آن مسیر قر ار نگیرد، برای علی (ع) عطسه ی بزی هم نیست، اما ظاهرا برای برخی همه چیز هست.

آقایان محترم

آنها در تداوم جمهوری ستیزی و حصر آزادی، مانع حضور بسیاری از نخبگان در رقابت های ریاست جمهوری شدند، اما نمی توانند مانع رفاقت نخبگان با مردم شوند. نوبت رفاقت با مردم است. باید به مردم بازگشت. در این مملکت تا دلتان بخواهد مراکزی منصوب شده اند، که «رئیس جمهور» در برابر ایشان و کارشکنی هایشان کاره ای نیست. بی جهت نیست که با تمام روسای جمهور از هر جناح که بوده،  نیز دچار مشکل شده و می شوند. آنها رئیس جمهور را کودک دبستانی و همچون عروسکی کوکی می خواهند. آنها ملت را نیز عروسکی کوکی می بینند که باید به اندازه ی دلخواه کوک شوند! البته ان شاء الله  این طور نمی شود.

آقایان محترم

نوبت عاشقی است یک چندی! این ملت مظلوم، نیازمند «رفیق جمهور» است، «رفیق جمهور»  باشید و برای بازگرداندن حق مردم به مردم و برای آزادی جمهوریت از حصر تمامیت خواهی تلاش کنید و به سهم خود در را به پاشنه اش برگردانید، گرچه بسی دشوار است اما تا فرصت هست باید این بدعت های غلط مردم کش را اصلاح کرد. هر یک از ما  در وضع موجود مقصریم و قهرا در اصلاح آن موثر. پس باید کاری کرد. بی تردید مردم شریف ایران، قدرشناس کسانی خواهند بود که از این پس  با اتکال به خداوند، در مناسبات دولت / ملت شعارشان و سلوکشان «اول مردم» باشد و بعد هر چیز دیگر. 

خنک آن قماربازی، که بباخت هر چه بودش...

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

ابوالفضل فاتح

نهم خرداد 1400

ارسال نظر