کد خبر : 9130

روح‌اله نخعی| روزنامه‌نگار

یکی از نکات مهم نشست خبری رئیس‌جمهور منتخب، پاسخ یک‌کلمه‌ای او به سؤالی مهم بود.

پیام نو| رئیس‌جمهور منتخب هفته گذشته اولین نشست خبری خود پس از انتخابات را برگزار کرد. در این نشست، حرف‌هایی زده شد و واکنش‌ها و تحلیل‌ها درباره این حرف‌ها نیز مطرح شده است. اما یکی از نکات مهم این نشست، پاسخ یک‌کلمه‌ای سیدابراهیم رئیسی به یک سؤال مهم بود. او وقتی با سؤال خبرنگار روس درباره احتمال دیدار با رئیس‌جمهور آمریکا مواجه شد، به پاسخی یک‌کلمه‌ای اکتفا کرد: «خیر». این پاسخ از جمله پاسخ‌هایی بود که توجه رسانه‌های خارجی را نیز بسیار به خود جلب کرد. مسئله اما اینجاست که این موضع‌گیری از سوی رئیسی، فایده‌ای برای ایران نخواهد داشت اما هزینه‌آفرینی‌های بالقوه خواهد کرد.

در دنیای دیپلماسی، به‌ندرت مقامات درباره آینده با قطعیت حرف می‌زنند، به‌جز درباره مسائلی که اساس مواضع آن‌هاست یا به اصول مربوط می‌شود. دیپلمات‌ها اساسا به پاسخ‌های طولانی و پیچیده که هم آری و هم نه را در خود مستتر داشته باشند معروف هستند و این بی‌دلیل نیست. چنین پاسخ‌هایی به خودِ آینده آن‌ها اجازه می‌دهد در مواجهه با موقعیت، بر مبنای موقعیت و بر اساس منافع تصمیم بگیرند، بی آن که با هزینه اضافی مواجه شده باشند. در واقع نمونه‌هایی بوده‌اند که کسی درباره موضوعی حتی مهم موضع قطعی گرفته است، اما بعدا مجبور به پرداخت هزینه آن شده است. مثل وقتی باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق آمریکا از خط قرمزهایی درباره سوریه برای ورود نظامی حرف زد و بعدتر با خودداری از اقدام نظامی علی‌رغم گزارش‌ها، مورد حمله مخالفان داخلی‌اش قرار گرفت و با موقعیتی مواجه شد که وجهه خوبی برای او نداشت.

رئیسی در نشست دوشنبه خود اما چنین نکته‌ای را در نظر نداشت. او در پاسخ به سؤال دیدار، حتی شرایط  و علل پاسخ خود را توضیح نداد تا عملا شرطی برای پاسخ خود هم تعریف نکرده باشد. حامیان رئیسی احتمالا از این پاسخ او از زاویه تقابل با رئیس‌جمهور آمریکا، به‌خصوص در تفاوت آن با رویکرد رئیس‌جمهور پیشین خوشحال شده باشند، اما در عمل این پاسخ تنها دستان خود رئیسی را بست و امتیازاتی به طرف مقابل داد، بدون این که امتیازی دریافت کرده باشد.

اول این که رئیسی با این پاسخ این زمینه را به طرف مقابل داد که بگوید ایران، آن هم با دولت جدید، یک گزینه دیپلماتیک را رد کرده است. این احتمالا در بحث‌های آینده محل ارجاع طرف آمریکایی خواهد بود و طرف‌های اروپایی یا شرقی نیز این را در نظر خواهند داشت که ایران پیشاپیش و صرف‌نظر از شرایط این گزینه را رد کرده است. اگر تنش‌ها به هر دلیل و به هر طریق دوباره رو به اوج‌گیری بگذارند یا برعکس، فرصتی برای کاهش تنش و بهبود شرایط ایجاد شده باشد، این جمله همواره ضمیمه بحث‌ها خواهد بود که رئیس‌جمهور منتخب ایران گزینه دیدار را از روی میز برداشته است. این موضع‌گیری البته در همین موضوع نیز خلاصه نمی‌شود و به همین اندازه که این گزینه رد شده است، در ارزیابی تمایل ایران به دیگر گزینه‌های دیپلماتیک نیز این مسئله در نظر گرفته خواهد شد.

از طرف دیگر، رئیسی دلیل و شرطی برای این پاسخ منفی مطرح نکرد. به این ترتیب، او مشخص نکرد ایران برای حرکت به سمت تعامل چه چیزهایی را خواستار است. این البته به این معنا نیست که اگر او می‌گفت به چنین و چنان شرط دیدار می‌کنم، آمریکا از فردا مشغول فراهم‌کردن این شرایط می‌شد اما مطرح‌کردن شرایط موضع ایران را تبیین می‌کند و انگیزه ایران از حفظ فاصله با ایالات متحده را روشن. او می‌توانست به سادگی بگوید مثلا تا زمانی که ایالات متحده از ابزار تحریم علیه ایران استفاده می‌کند، یا تا زمانی که از در منطقه به تأمین تسلیحاتی رقبای ایران می‌پردازد ما انگیزه‌ای برای مکالمه دو طرفه نداریم. به این ترتیب، او هم گزینه دیدار را رد کرده بود و هم توپ را به زمین آمریکا انداخته و تصریح کرده بود که این طرف آمریکایی است که در صحنه دیپلماتیک مشکل‌آفرینی می‌کند و همزمان توجهات را دوباره به اقدامات نامناسب آمریکایی‌ها جلب می‌کرد. «خیر» خالی اما این پیام را داد که مشکل از ایران است و در هیچ حالتی او حاضر به تعامل مستقیم نخواهد بود.

درست برعکس پاسخی که سلف او می‌داد. حسن روحانی، رئیس‌جمهور مستقر در پاسخ به سؤالات این چنینی به خوبی تصمیم خود را تبیین می‌کرد. او اولا تأکید می‌کرد برای هر دیداری که منافع ملی ایران را بتوان در آن دنبال کرد آماده است و به این ترتیب مشخص می‌کرد عامل تعیین‌کننده چیست. او ضمنا به‌خصوص در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ تأکید می‌کرد که مایل به دیداری نیست که تنها به کار عکس‌گرفتن با هم بیاید. به این ترتیب او اولا با ارجاع غیرمستقیم به دیدار بی‌حاصل ترامپ و کیم جانگ اون، رهبر کره شمالی، ناکارآمدی رویکرد نمایشی طرف آمریکایی را یادآور می‌شد، تفاوت بین موضع ایران و کره شمالی را مشخص می‌کرد و شرایط چنین دیداری را تعیین می‌کرد: دیداری که بر مبنای اصول و قواعد دیپلماتیک برای پیگیری مسئله‌ای واقعی باشد و بتوان در آن به شکلی واقعی منافع ایران را پیش برد، البته در زمینه‌ای که اختلافات نیز بررسی شود و طبعا طرف مقابل نیز از حل آن‌ها سود ببرد، چنان که او و مقامات ایران بارها تأکید کرده اند پایان تنش‌های بی‌حاصل در سطح منطقه و در سطح جهان به سود آمریکا نیز خواهد بود و این نکته‌ای است که بسیاری از کارشناسان و سیاست‌مداران آمریکایی نیز به آن واقف بوده و آن را بیان کرده اند.

موضع‌گیری روحانی این برتری را نسبت به موضع رئیسی نیز داشت که دست او را باز می‌گذاشت. اگر دست تقدیر روند اتفاقات پیش‌بینی‌شده یا نشده را به شکلی تغییر می‌داد که دیدار مستقیم بین او و رئیس‌جمهور آمریکا ممکن و دارای پتانسیل سودمندی می‌شد، روحانی که شرط و شرایط خود برای چنین دیداری را تبیین کرده بود، از موضع دیپلماتیکی مثبت و با تأکید بر مواضع پیشینش که اصول و اولویت‌های ایران را تبیین کرده بود می‌توانست وارد چنین دیداری شود و البته با توجه به صحبت‌های پیشین خود، به جای حذف کلی دیدار، برخی اتفاقات بالقوه در این دیدار را از پیش رد کرده بود تا گزینه‌های دیدار شامل گزینه‌های هزینه‌آفرین و بی‌سود نباشند. اگر چنین روندی در دولت رئیسی اتفاق بیفتد، یا طرف مقابل، اگر برایش بهتر باشد، پیش از مطرح‌شدن بحث با ارجاع به حرف رئیسی این گزینه را حذف‌شده اعلام می‌کند، یا طرف ایرانی به ناچار و برای نقض‌نشدن حرف رئیس دولت از منافع بالقوه چنین دیداری صرف‌نظر کرده و به آن وارد نمی‌شود یا این که برای تعقیب منافع ملی به این دیدار تن می‌دهد، اما در همان قدم اول در موضع مقامی که از حرف خود برگشته قرار می‌گیرد، بازگشتی که لابد نتیجه ناچاری است و شکست رویکردی که بنا بوده او را بی‌نیاز از چنین دیداری کند. به این ترتیب اگر او روزی وارد این دیدار شود، به احتمال فراوان در همان قدم اول از موضع بد و از یک قدم عقب‌تر وارد این مسیر خواهد شد.

علت این که دیپلمات‌های کشورهای مختلف در پاسخ به کثیری از سؤالات، جواب‌های غیرقطعی و دارای تبصره و مقدمه و مؤخره می‌دهند، این نیست که قدرت ندارند، از کسی می‌ترسند، اقتدار ندارند یا حتی لزوما به دنبال چیزی هستند. مقامات قدرت‌های بزرگ جهانی نیز در بسیاری مواقع چنین پاسخ‌های طولانی را به جای پاسخ‌های قطعی انتخاب می‌کنند و البته به این ترتیب به آن پاسخ‌های قطعی وزن بیشتری می‌دهند. علت این عدم قطعیت ناتوانی یا ضعف نیست. علت این است که حرف‌های یک مقام در صحنه بین‌المللی بیش از هر چیز چارچوب مواضع، راهبردها، گزینه‌ها و اقدامات بالقوه خود او و کشورش را تعیین می‌کنند. تنگ‌ترکردن این چارچوب و محدودکردن این گزینه‌ها، آن هم وقتی که این محدودیت متضمن منفعت دیگری نیست و پیام مفیدی برای کس دیگری هم ارسال نمی‌کند، کاری نیست که کسی به اختیار انجام دهد. دیپلمات‌ها این را می‌دانند. حسن روحانی با سابقه طولانی تعاملات دیپلماتیک این را می‌دانست. ابراهیم رئیسی اما در آستانه آغاز دولت خود نشان داد از این موضوع بی‌خبر است و این خبر خوبی برای ایران نیست. این «خیر» خیری برای ایران ندارد.

ارسال نظر