کد خبر : 9172

جواد رضایی

آقای همتی، نمی‌شود هم «گله‌مند» نبود و هم «موضوع» را فراموش نکرد و به آن پرداخت.

پیام نو| آقای همتی در جمع اعضای ستاد خود با هدف تقدیر و تشکر از آنها نکاتی را فرمودند که به عنوان احدی از اعضای جامعه بی‌پاسخ گذاشتن برخی از فرازهای آن را جفای به خود ایشان و سرمایه اجتماعی ارزشمندی می‌دانم که در آستانه انتخابات اخیر در حمایت از وی به میدان آمدند.

وی می‌گوید: «کل ورود و خروج ما به انتخابات یک ماه نشد، یعنی ۲۱ روز مانده بود به شروع رای گیری، ستاد را تازه تشکیل دادم. در این ۲۰ روز، عزیزان بزرگواری خیلی به من لطف کردند و شرمنده شان هستم... من سه موضوع را هرگز یادم نمی‌رود، یکی محبتی که جوانان، زنان و عزیزان دیگر در نقاط مختالف کشور به من کردند؛ دوم، جفایی که دولت در حق من کرد که هیچوقت یادم نمی‌رود. حتی یک نفر از آن‌ها به حمایت از من برنخاستند، درحالیکه من چوب آنهارا در انتخابات خوردم. سوم، بزرگان اصلاح طلب. من انتظار داشتم که بزرگان در این باره تصمیم بگیرند، اینکه فقط اطلاعیه بدهند و غیر مستقیم حرف بزنند، طوری که یک نفر شاید فکر کند از همتی حمایت کرده باشند، اینکه کاری نداشت و همه میتوانستند چنین اطلاعیه‌ای بدهند. من گله‌ای ندارم، ولی تاریخ و کشور در آینده درمورد این موضع گیری‌ها قضاوت خواهد کرد. البته از آندسته احزاب و بزرگانی که از من حمایت کردند و من مدیون ان‌ها هستم صمیمانه تشکر می‌کنم، ... شرط بندی روی اسب برنده که هنر نیست. مثلا درخصوص جناب رئیسی، همه می‌دانستند احتمالش خیلی زیاد است که رئیس جمهور شوند، طبیعی بود خیلی‌ها به ستادشان مراجعه کنند و هزینه هم بکنند، ولی برخی از دوستان اصلاح طلب دلایلی برای عدم ورود عنوان کردند که من نتوانستم درک کنم.

باور بفرمایید همین عبارت‌هایی که به کار برده‌اید، حجت خوبی برای این است که احزاب اصلاح‌طلب صرف‌نظر از ارزیابی میزان وزن سیاسی‌ای که در این دوره از انتخابات داشته‌اند، نباید از شما حمایت می‌کردند. دلایل آن هم روشن است. 

یکی اینکه واقعا معلوممان نشد که شما با چه انگیزه یا توصیه‌ای آمده‌اید. مگر می‌شود برای کاری به این بزرگی که خودتان هم اذعان داشته‌اید برخی کاندیداها 4 تا 8 سال برنامه‌ریزی کرده‌اند، شب در گعده خانوادگی که البته محترم است، تصمیم‌ گرفته باشید و فردایش آمده باشید وسط میدان؟!

البته گرچه در این مملکت همه‌ چیز شدنی است اما این شدن‌ها قطعا برای شما که اراده‌ سیاسی روشنی در حمایت از ورودتان نبوده، صورت نمی‌گیرد! چه بسا این تصمیم به توصیه یا مشورتی خاص و با هدفی خاص تر انجام شده باشد. تعجبی نیست آنهایی که توصیه به آمدن کرده‌اند و احیانا وعده‌ای مبنی بر کارگشایی در بخشی از فرآیند انتخاب داده‌اند، گوشزد نکرده‌ باشند که ورود به عرصه انتخابات معطوف به اراده شخصی نیست، بلکه اراده‌ای سیاسی هم باید در میان باشد که منجر به رای آوری شود.

فرمایشات اخیرتان بیش از گذشته قانعم کرد که برای سیاست‌ورزی آنهم در ایران این فصل، ناپخته‌اید. به همان میزان که در سخن گفتن ناپخته‌اید و به همان میزان که در انتخاب گزاره‌ها ناشیانه انتخاب می‌کنید. حقیقتا به همان میزان که مظلومانه سخن‌ می‌رانید، در سیاست نابلد و کم‌توانید. 

البته کسانی که آمده بودند، تفضلی بر شما نداشتند، ولی صابون سیاست به تنشان خورده است. شاید برای ریاست جمهوری نه ولی برای نقشی که آفریدند، برنامه داشتند، متصل به یک جریان سیاسی بودند، از پشت میز اداره و دانشگاه، سودای ریاست جمهوری به سرشان نزده بود. بالاسری‌ها و کارفرمایانشان آنها را جوری چیده بودند که به کار می‌آمد، ولی شما را که «چون جگر غنچه جان گلرنگ است»، برای این میدان نساخته بودند! حیف بودید!

خودتان هم اگر کمی انصاف داشته باشید در می‌یابید که نمی‌شود که چون مظلوم بودید و احیانا صاف و ساده و بی‌عقبه آمده بودید، یک جریان پشتتان قرار بگیرد و بعد مثل حمایتی که از رئیس جمهور قبلی کرده بود، هشت سال شما با کارفرمای جدید می‌رفتی و آنها فقط فحشش رو می‌خوردند!

شما را که تازه‌کار عرصه سیاست در این سطح می‌دانیم ولی آقای روحانی را فراموش نکرده‌اید، ایشان معلم این آوردگاه است ولی در میدان عمل، برای مصلحت یا سیاست یا هرچیز دیگری، حتی لباسش را در آفتاب حامیان سیاسی‌اش خشک نمی‌کرد، حالا از شما چه توقعی می‌شد، داشت؟

برای سیاست جوانید! برای اینکه نمی‌شود هم مستقل بود و هم در آغوش یک جریان سیاسی غش کرد، شما واقعا مستقل از جریانات سیاسی رایج امروز به صحنه آمده‌اید، (البته صرف‌نظر از توصیه یا تشویق احتمالی که از آن بی‌خبریم!) و اراده‌ای سیاسی از سوی احزاب برای آمدنتان در میان نبوده است. لذا چگونه است که بدون اعتبار دادن به احزاب سیاسی از آنها توقع حمایت دارید؟ شما تنها کسی بودید که به درستی فرمودید مستقل آمده‌اید و اگر رقیب هم این حرف را  زده است، ما جدی نگرفتیم، شما هم جدی نگیرید چرا که به قولی، ایشان به «کر» وصل است. خفض جناح سیاسی می‌فرمایند. مستقل شمایید دست کم این را قدر بدانید!

آنهایی هم که به حمایت از شما تمام قد ایستادند نیز مستقلان یک جریان اجتماعی بوده‌اند که اکثر ایشان گرچه پیش از این گرایش اصلاح‌طلبانه داشته‌اند، اما کنشگری اخیرشان در پیشگامی از بسیاری از رهبران سیاسی در حمایت از شما تجلی یافت. آنها سرمایه واقعی و مستقلی هستند. (البته احزابی هم به حمایت از شما درآمدند، که تحلیل آن در این مجال نگنجد).

خلاصه اینکه آقای همتی، نمی‌شود هم «گله‌مند» نبود و هم «موضوع» را فراموش نکرد و به آن پرداخت. چندان که نمی‌شود مثالی را گفت که در قیاس شرط‌بندی و حمایت انتخاباتی نگنجد. اینها را هم نمی‌گذاریم به حساب کارنابلدی، می‌گذاریم به حساب «حرف نابلدی» و «سیاست نابلدی». به قول بیدل دهلوی: بطبع اهل دنیا پختگی نیست/ ثمر چندانکه سرسبز است خام است. / اسیری شهپر آزادی ماست / نگین دام ما را صید نام است.

ارسال نظر