کد خبر : 9391

کتاب مهربانی­‌های عصر کرونا توسط دپارتمان انتشارات شرکت نورث استار ساکسس متعلق به دکتر شهاب اناری به زبان انگلیسی چاپ و منتشر شد.

پیام نو|‌ کتاب Covid Acts of Kindness یا مهربانی‌­های عصر کرونا توسط دپارتمان انتشارات شرکت نورث استار ساکسس متعلق به دکتر شهاب اناری به زبان انگلیسی و با صد و هشتاد و چهار مؤلف همکار از سراسر دنیا به طور بین‌المللی چاپ و منتشر شد و در حال حاضر در سایت آمازون در سراسر دنیا در دسترس است.

دکتر بهار سلاحورزی پژوهشگر و مؤلف همکار این کتاب گفت: این کتاب مجموعه‌­ای از داستان­‌های الهام بخش از مهربانی‌­ها و اقدامات انسان دوستانه مردم دنیا در دوران سخت کرونا است. این اثر با ارزش، برگی از تاریخ را ثبت کرده که سال‌­ها به یادگار خواهد ماند و اینکه در دوران کرونا بر مردم دنیا چه گذشته و در این برهه دشوار چه از خود گذشتگی‌­ها، مهربانی‌­ها و جان فشانی‌­ها کرده‌اند، را به نسل­‌های آینده یادآوری خواهد کرد.

این روزنامه نگار که تألیف فصلی از کتاب مهربانی‌­های عصر کرونا را به عهده داشته است، با بیان اینکه در انتشار این کتاب ایرانیانی از سراسر دنیا همکاری کرده‌­اند و داستان‌­ها و فصل­‌های مختلف این کتاب بسیار خواندنی و جذاب هستند افزود: این اقدام نشان داد با یک کار گروهی، رفتار حرفه‌ای، اعتماد، گذشت، مهربانی و البته با پشتیبانی تیم درجه یک و حرفه‌ای شرکت نورث استار ساکسس متعلق به دکتر شهاب اناری (مهاجر برتر کانادا) می‌­توان در ترازهای اول جهانی ظاهر شد.

وی با بیان اینکه در حال حاضر که کشور گرفتار چالش­‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی است انتشار جهانی این کتاب، خبری خوب است توضیح داد: در این پروژه برای رکورد شکنی گینس در سپتامبر ۲۰۲۱برنامه‌ریزی شده و قرار است صد و هشتاد و چهار مؤلف همکار به طور همزمان در سراسر دنیا با نظارت سازمان گینس این کتاب را امضا کرده و رکورد گینس را بشکنند.

در بخشی از یکی از فصول این کتاب با عنوان Goodness in the Midst of the Pandemic به قلم بهار سلاحورزی پژوهشگر، روزنامه‌نگار و فعال محیط زیست، به زبان انگلیسی آمده است: «...ما با خاطرات طلوع خورشید بر فرازچشمه­‌های باداب سورت، شمردن ستاره­‌های آسمان کویر، انتظار برای دیدن رد پای یوزپلنگان خارتوران، شنیدن نوای شجریان در آرامگاه خیام و باباطاهر و گذر از نخلستان­‌های آبادان و خرمشهر جادو می‌­کردیم و به خیال­‌هایمان جان می­‌دادیم. اما امان از روزگار که همیشه بر یک قرار نمی‌­ماند. با ورود کرونا غوغای زندگی در لابلای ثانیه‌­های اسفند جایش را به تشویش و هراس از مرگ داد. گویی زمان از حرکت باز مانده بود، زمین رنگی نداشت، هیچ گلی نروییده بود، هیچ بادی نمی‌­وزید، انگار دنیا یخ زده بود، بوی نوروز نمی‌­آمد. اما باید به جای غافلگیر شدن، کاری می­‌کردیم. باید صداهای نتوانستن را در درونمان خاموش می‌­کردیم و دری به روی بیکرانگی رویاهایمان بازمی­‌کردیم....»

 

ارسال نظر