کد خبر : 2592

پس از انتخابات مجلس یازدهم؛

انتخابات مجلس یازدهم برگزار و اصولگرایان که دلواپسان بخش اعظم آنها بوده‌اند به مجلس راه پیدا کرده‌اند؛ مجلسی که برچسب اصولگرایی دارد. البته تجربه ناموفق مجالس قبلی اصولگرا بر سر مجلس یازدهم سنگینی می‌کند.

به گزارش پیام نو انتخابات مجلس یازدهم برگزار و اصولگرایان که دلواپسان بخش اعظم آنها بوده‌اند به مجلس راه پیدا کرده‌اند؛ مجلسی که برچسب اصولگرایی دارد. البته تجربه ناموفق مجالس قبلی اصولگرا بر سر مجلس یازدهم سنگینی می‌کند. این مجلس از دو زاویه با شرایط مبهمی مواجه می‌شود؛ نخست که همان تجربه تلخ جامعه از قانونگذاری‌های مجلس‌های 7، 8 و 9 و چالش‌های سیاسی آن مجالس است و دیگری اینکه منتخبان مجلس یازدهم با حداقل رای توانسته‌اند به پارلمان راه پیدا کنند. در سوی دیگر ماجرا اصلاح‌طلبان هستند که نماینده‌ای در مجلس یازدهم ندارند و به نوعی از تاثیرگذاری در این بخش محروم شده‌اند. حمیدرضا جلایی‌پور استاد دانشگاه معتقد است: سه نیروی سیاسی در ایران وجود دارد: یکی «جریانات اصولگرایی» است. جریان دوم «اصلاح‌طلبان سیاسی» هستند؛ «بال پیشرو» که بحران‌های جامعه را می‌شناسد و «ابزار» منویات هر سیاست غلط نیست. این «بال پیشرو»، انتخابات را تحریم نکرده ولی مهندسی انتخابات را محکوم کرده و در تهران نتوانست لیست مشترک دهد و برای تندروها نرقصیده است. نیروی سوم هم «تحول‌طلبان» هستند، که بروز سازمانی ندارند ولی حضور گفتمانی در رسانه‌های ماهواره‌ای دارند و آنها انتخابات را تحریم کرده‌اند. به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان گروه دوم هستند اما اکنون این سوال مطرح است که جریان اصلاحات با توجه به از دست دادن نهاد قانونگذاری چه مشی و برنامه‌ای را دنبال خواهد کرد که در راستای رفع مشکلات کشور باشد. در 20 سال گذشته همیشه این نیروی اصلاح‌طلب روی 10 تا 15 در‌صد شهروندان رای‌دهنده اثر داشته است، لذا دلیلی ندارد در آینده اثر نداشته باشد.

اعتمادسازی میان مردم و دولت

به گزارش روزنو :نخستین پاسخی که درباره این سوال در ذهن متبادر می‌شود تلاش برای بازسازی اعتماد جامعه به بخش‌هایی از نهادهای تصمیم‌گیر و قانونگذار کشور است؛ اعتمادی که پس از اعتراضات آبان ماه 96 و آبان 98 کمرنگ شده است؛ عوامل سیاسی کمترین نقش را در اعتراضات مردمی داشت و مشکلات معیشتی و اقتصادی محور نارضایتی جامعه شده بود. نمی‌توان انکار کرد که دولت روحانی نتوانسته است آنچنان که انتظار می‌رفت با عملکرد خود اعتراضات را پایان دهد و اعتماد از دست رفته را به جامعه بازگرداند. بدون‌شک مشارکت پایین مردم در انتخابات اسفند 98 تنها به دلیل عدم‌حضور کاندیداهای اصلاح‌طلب نبود بلکه اعتراض به عملکرد نهادهایی مانند دولت بود که نتوانستند تصمیمات قانع‌کننده برای افشار آسیب‌پذیر داشته باشند.

برنامه‌ریزی 98 برای انتخابات 1400

وظیفه دیگر اصلاح‌طلبان تلاش برای پیروزی در انتخابات 1400 است که برنامه‌ریزی و رایزنی‌ها آن باید از هم‌اکنون آغاز شود چرا که یکدست شدن دولت و مجلس تکرار تجربه مجلس‌های هشتم و نهم و همزمانی آن با دولت احمدی‌نژاد بود که در ابتدا مشی مماشات با دولت را در پیش گرفتند و سپس به مخالف جدی احمدی‌نژاد و دولتش تبدیل شدند. اکنون هراس آن است که در زمان فعالیت مجلس اصولگرای یازدهم دولتی اصولگرا بر سر کار بیاید که بار دیگر یکدستی حاکم و صدمات آن متوجه جامعه شود. اصلاح‌طلبان از هم‌اکنون باید به این موضوع توجه داشته باشند که احتمال ردصلاحیت کاندیدای آنها مانند سال 92 وجود دارد، بنابراین باید قائل به حمایت از کاندیدای اصولگرا از نوع اعتدالی باشند تا کلید پاستور به دست اصولگرایان غیراعتدالی داده نشود. حمیدرضا جلایی‌پور فعال سیاسی اصلاح‌طلب درباره معایب یکدست شدن دولت و مجلس می‌گوید: «به یاد داریم تندروها در سال 84 نیز یک‌بار حاکمیت را یکدست کردند و مجلس و دولت و شوراها را به‌دست گرفتند و در آن زمان ایران بیش از هفتصد میلیارد درآمد ارزی داشت. این حاکمیت یکدست به‌جای مهار بحران‌های جامعه، با شعارهای عوام‌فریبانه در داخل و مدیریت جهانی در خارج کشور، ایران را با بحران بیشتر روبه‌رو کرد و ایران را به سه‌کنج شورای امنیت برد».

تلفیق اصلاح‌جویی و اصلاح‌طلبی

به گفته جلایی‌پور باید به اصلاح‌جویی و سابقه آن توجه کرد. اصلاح‌جویی همین «جریان سیاسی اصلاح‌طلبان» است که خود را در قالب جبهه سیاسی اصلاحات نشان می‌دهد. این جبهه اصلاحات خیلی کوچک‌تر از نوع وسیع اجتماعی اصلاح‌جویی در کشور است ولی از لحاظ سیاسی منسجم‌تر از جریان عمومی اصلاح‌جویی است. در دوره اصلاحات 76 تا 84 نوع اجتماعی و عمومی اصلاح‌جویی و نوع سیاسی جبهه اصلاحات با هم متحد و در سیاست ایران موثر بودند و به همین دلیل از لحاظ شاخص‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، کشور در آن دوره خوب اداره شد و تندروها از ترس‌شان شروع به ساختن و گسترش «دولت موازی» در برابر دولت رسمی کردند. اکنون باید مراقب بود که بار دیگر دولت موازی با احتمال پیروزی اصلاح‌طلبان در سال 1400 به کادرسازی و تقویت خودش نپردازد.

برنامه اصلاح‌طلبان در سال 99

حمیدرضا جلایی‌پور درباره برنامه اصلاح‌طلبان در سال 99 چنین می‌گوید: «اصلاح‌طلبان سیاسی در سال 99 با توجه به اینکه پس از انتخابات 98 مقداری از زیر فشار افکار عمومی خارج می‌شوند، می‌توانند در راه ترمیم «سازمانی» و «گفتمانی» خود قدم بگذارند. «از لحاظ سازمانی» بال پیشروی اصلاح‌طلبان سازماندهی خود را می‌تواند دموکراتیک‌تر کند. خوشبختانه در شرایط فعلی افکار عمومی بدنه اصلاح‌طلبان با این دموکراتیک‌سازی همراه هستند. زیرا آنها دیدند که در انتخابات 98 شهروندان به اصلاح‌طلبانی که دغدغه حقوق مردم را در برابر تندروها نداشتند سه هزار رای هم نثار نکردند. «از لحاظ گفتمانی» هم اصلاح‌طلبان می‌توانند در سال 98 هم دموکراسی‌خواهی و هم عدالت‌اجتماعی‌خواهی را جدی بگیرند. بال پیشروی اصلاح‌طلبان می‌تواند در حوزه عمومی و به‌عنوان دولت در سایه بر اجرای پنجاه برنامه سنجش‌پذیر که مبتنی بر عدالت اجتماعی تنظیم شده در تعامل با ارکان حاکمیت تاکید کند.

 

منبع آرمان ملی

 

ارسال نظر