کد خبر : 467

مهدی بهلولی

به تازگی هم برخی مسئولان آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس نیز آموزش زبان چینی در مدرسه ها را مطرح کرده اند. روشن است که این سخنان و گرایش ها، بیش از این که بنیاد علمی نیرومندی داشته باشند پایه های سیاسی دارند و نشان می دهند که آموزش و پرورش ما متاسفانه تا چه اندازه سیاست زده است. چنین می نماید که چون کشور ما از نظر سیاسی و جهانی، به کشورهایی همچون روسیه و چین نزدیک است پس باید زبان روسی و چینی هم در مدرسه ها، آموزش داده شود! می توان احتمال داد که در آینده ای نزدیک،آموزش زبان کره ای - آن هم شاخه شمالی آن- در مدرسه ها مطرح شود.

پیام نو: آموزش و پرورش کشور ما، به علت های فراوان، ناکارآمد است و نمی تواند انتظاراتی که از آن می رود را برآورده کند. یکی از جاهایی که این ناکارآمدی خودش را آشکارا نشان می دهد بحث آموزش زبان انگلیسی است. در جامعه ما، فراوان هستند دانش آموختگان دانشگاهی که به هیچ رو نمی توانند از جهان زبان انگلیسی بهره بگیرند. کسانی که مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد یا حتی دکترا دارند اما از انجام یک گفت و گوی ساده به زبان انگلیسی یا ترجمه یک متن ساده حتی در زمینه تحصیلی خود، ناتوان هستند. همین "زبان نابلدی" ما ایرانیان را می توان یکی از مانع های توسعه دانست.

زبان انگلیسی، هم اکنون و در جهان کنونی، زبان دانش و علم و فرهنگ و توسعه است و شوربختانه ما ایرانیان، آن چنان که باید و شاید، با آن آشنایی نداریم. بی گمان آموزش و پرورش از نخستین نهادهایی است که در این زمینه باید پاسخگو باشد و به طور درصدد بهبود وضع برآید. اما آشنایان به آنچه در آموزش و پرورش ما می گذرد نیک می دانند که این چنین نیست و نه تنها آن عزم بایسته برای بهبود وضع آموزش زبان انگلیسی در آموزش و پرورش نیست بلکه گهگاه برخی نشانه هایی پدیدار می شود که تلاش در جهت عکس موضوع را نشان می دهند. حدود دو سال پیش، محمد بطحایی، وزیر پیشین آموزش و پرورش از لزوم آموزش زبان روسی در مدرسه ها سخن گفت.

به تازگی هم برخی مسئولان آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس نیز آموزش زبان چینی در مدرسه ها را مطرح کرده اند. روشن است که این سخنان و گرایش ها، بیش از این که بنیاد علمی نیرومندی داشته باشند پایه های سیاسی دارند و نشان می دهند که آموزش و پرورش ما متاسفانه تا چه اندازه سیاست زده است. چنین می نماید که چون کشور ما از نظر سیاسی و جهانی، به کشورهایی همچون روسیه و چین نزدیک است پس باید زبان روسی و چینی هم در مدرسه ها، آموزش داده شود! می توان احتمال داد که در آینده ای نزدیک،آموزش زبان کره ای - آن هم شاخه شمالی آن- در مدرسه ها مطرح شود.

اینها همه در حالی است که هیچ زبانی در جهان،توان رویارویی با اهمیت و جایگاه زبان انگلیسی را ندارد و هم اکنون در آموزش کشورهای پیشرفته،بر آموزش این زبان، تاکید بسیار می رود. نمونه ای از این تاکید، به ژاپن برمی گردد که در نظر دارد تا سال 2020 آموزش زبان انگلیسی را از پایه ششم به پایه چهارم دبستان ببرد و آموزش این زبان را از سال های پیش تر آموزش رسمی آغاز کند. 

   نکته مهم در آموزش زبان انگلیسی یا زبان دوم،سال آغاز این آموزش است. در اسفند سال 87 کمیته ی تخصصی محتوای آموزشی و پرورشی برنامه درسی ملی آموزش و پرورش،یکی از سندهای پیش نویس برنامه درسی ملی را منتشر کرد. در بخش مربوط به آموزش زبان دوم چنین آمده بود : " از آنجا که یادگیری زبان دوم به دلیل یکسویه شدن مغز که حدود 10 تا 12 سالگی رخ می دهد توام با مشکلاتی خواهد شد به همین دلیل جا دارد تا حد امکان سن و دورهتحصیلی آموزش زبان را پایین آورد. آموزش زبان خارجی می تواند در بخش دروس اختیاری از مرحله ی دوم ابتدایی آغاز شود. بدیهی است که آموزش در این دوره،محدود به یادگیری آواهای زبان و تعدادی از واژگان پایه خواهد شد. این آموزش با استفاده از اشعار آهنگین و بازی های آموزشی زبان صورت می پذیرد و هرچند در آن آموزش،چهار مهارت زبانی مد نظر قرار می گیرد بیشترین تاکید بر مهارت های شنیداری و گفتاری است. آموزش زبان خارجی از آغاز دوره متوسطه،الزامی خواهد بود." اما متاسفانه 4 سال بعد و در دوران ریاست حاجی بابایی بر وزارت خانه آموزش و پرورش، نسخهنهایی برنامه درسی ملی در اسفند 91 اعلام شد بخش نخست بند بالا که مربوط به آموزش اختیاری زبان دوم در دوره ی دوم ابتدایی بود،سراسر حذف شد و نوشته شد : "آموزش زبان های خارجی از ابتدای دوره متوسطه اول آغاز می شود." 

 هم اکنون آموزش و پرورش نیازمند یک آسیب شناسی جدی در آموزش زبان دوم و به ویژه زبان انگلیسی است. منظور این نگارنده از آنچه که در بالا آمد،این نیست که تنها مشکل آموزش زبان انگلیسی در مدرسه های ما این است که دیر آغاز می شود. متآسفانه در سال های بعد نیز این آموزش با کیفیت بایسته همراه نیست. یکی از عامل های یادگیری آسان تر یک زبان،نزدیکی نظام آوایی آن زبان،به زبان اول است. این است که در کشوری مانند سوئد چیزی حدود 70 درصد می توانند از زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم استفاده کنند. اما با این رو در یکی از واپسین آمارهای اعلام شده ی جهانی در سال 2015 در میان کشورهای آسیایی،سنگاپور و مالزی بالاترین درصد، بیش از 60 درصد،توانایی به کارگیری زبان انگلیسی را دارند. فرادستان آموزش و پرورش ایران،می توانند از تجربه ی کامیاب کشورهای دیگر بهره بگیرند و به کیفیت آموزش زبان انگلیسی مدرسه ای بیفزایند نه این که به خاطر مسائل سیاسی، به سراغ آموزش زبان هایی همچون روسی و چینی بروند که در سنجش با زبان انگلیسی، به مراتب از اهمیت آموزشی، علمی، فرهنگی و اقتصادی کمتری برخوردارند. روشن است که آموزش و پرورش ناکارآمد ما، در آموزش زبان هایی همچون چینی ، روسی نیز کامیابی چندانی بدست نخواهد آورد و این کار تنها باعث هدر دادن وقت و هزینه آموزش کشور خواهد بود.

*آموزگار و کنشگر صنفی

 

 

ارسال نظر