کد خبر : 6893

حسن یوسفی اشکوری| نویسنده و محقق

هرچند به مرده چوب زدن روا نیست و مشکلی هم حل نمیشود ولی گاه رخدادی و یا سخنی آدمی را ناگزیر به واکنش میکند. مصاحبه اخیر آقای محمود احمدی‌نژاد با رادیو فردا از همین نوع رخدادهاست.

پیام نو| هرچند به مرده چوب زدن روا نیست و مشکلی هم حل نمیشود ولی گاه رخدادی و یا سخنی آدمی را ناگزیر به واکنش میکند. مصاحبه اخیر آقای محمود احمدینژاد با رادیو فردا از همین نوع رخدادهاست. دو روز تلاش کردم که چیزی نگویم، نشد که نشد!

دوران سیاه و تباه احمدی نژاد را همه به یاد داریم. از 1384 تا 1392. دورانی که به ویژه از منظر برباد دادن منابع مادی و معنوی ایران و نیز ایجاد بی آبرویی برای مردم ایران و حتی خود جمهوری اسلامی در محافل جهانی، در تاریخ معاصر ایران بی سابقه بوده است. به عنوان یک تجربه شخصی بگویم هر بار که احمدی نژاد به سازمان ملل می رفت و در آنجا سخنرانی می کرد، چنان ننگی بود که من به عنوان یک ایرانی در محیط خارج از کشور احساس حقارت می کردم و شرمنده بودم که چنین آدمی با این درجه از شعور و با این ادبیات «رئیس جمهور» ایران و نماینده کشورم هست. 

به یاد داریم که احمدی نژاد پس از خروج از کاخ ریاست جمهوری، به تدریج موضع مخالف و منتقد به خود گرفت و در سالیان اخیر برخی سخنان و مواضع او از هر اپوزیسیونی پیشی گرفت. او سخنانی گفت که حداقل در میان مقامات سابق و لاحق جمهوری اسلامی بی سابقه بوده است. این مواضع این پرسش را درانداخت که آیا احمدی نژاد تغییر کرده است؟ دلیل طرح این پرسش آن بوده است که نه تنها تابوشکنی های او بی سابقه بوده بلکه حتی درست صد و هشتاد درجه با مواضع و عملکرد تباه او در دوران ریاست جمهوری اش نیز متفاوت و متعارض بوده است.

این ابهام موجب شد که برخی بگویند احمدی نژاد واقعا تغییر کرده و از این رو باید از مواضع درست او حمایت کرد و شماری نیز به تغییر او باور نداشند و یا در این باب تردید داشتند ولی می گفتند حال که او حرفهای ما را می زند و به ویژه حرف هایی که دیگران جرأت گفتنس را ندارند، تاکتیکی هم شده باید از مواضع درست و تابوشکنانه او استقبال کرد.  

اما گفتگوی نسبتا کوتاه احمدی نژاد نشان داد که او نه تنها هیچ تغییری نکرده بلکه همچنان یک شیاد بزرگ و یک دروغگوی نامدار است که تا اطلاع ثانوی مانند گذشته جز ماندن بیمارگونه نامش در آنتن رسانه های داخلی و به ویژه خارجی هدفی ندارد. گزاف نیست که او در همین مصاحبه 12 دقیقه ای تقریبا یک سخن راست نگفت؛ یا کاملا و با بی پروایی تمام دروغ گفت، یا رندانه و مانند همیشه پرسش را با پرسش جواب داد، یا ناشیانه از پاسخ روشن طفره رفت و یا تلاش کرد با متهم کردن خبرنگار و به ویژه با اتهام بازجویی به خبرنگار، خود را در جایگاه مظلوم نشاند. بارها فریبکارانه ادعا کرد این حرفها که تازگی ندارد و همیشه بوده  مواضع ما هم روشن است! 

به تعبیر قدیمی ترها یک روده راست در شکم این آدم وجود ندارد. او با وقاحت تمام عملکرد هشت ساله دولتش را اصولی و همراه با اندیشه معرفی کرد. بعید می دانم از این پس هیچ هوشمند ایرانی، با هرگرایشی ولو اصولگرا و حامی نظام مقدس، به اندک اصالت و صداقت در موجودی به نام محمود احمدی نژاد باور داشته باشد. «ذات بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است»! 

هرچند من ذاتگرا نیستم و نظرا هرفردی، با هر درجه بدی، می تواند تغییر کند ولی در باره احمدی نژاد چنین باوری بیش از حد خوشبینانه است.

 

ارسال نظر