کد خبر : 7483

مجید ابهری| جامعه‌شناس

آنچه موجب کاهش آمار می‌شود، مسئولیت‌پذیری مردم، فعالیت‌های درمانی نهاد‌های متولی است.

پیام نو| قیاس، یکی از روش‌های عقلی است که با تکیه بر آن می‌توان دو عامل را با یکدیگر یا با معیار سنجید. اولین قیاس آکادمیک سوژه «علم بهتر است یا ثروت» است که اکثریت ما در مورد این موضوع حداقل یکبار انشا نوشته‌ایم. اما مقایسه فقط میان علم با ثروت نیست و احتمال دارد میان بسیاری از عوامل تحقق پذیرد. هرچند به‌ فرموده امام صادق (ع): «اول من قاس ابلیس» یعنی «اولین قیاس‌گر ابلیس بود» که خود را با آدم مقایسه کرد. پس چه بخواهیم و چه‌ نخواهیم، خود ما نیز گاهی در موضع مقایسه قرار می‌گیریم یا در مورد بسیاری از امور فن مقایسه را به‌کار می‌بریم. در این میان، آنچه موجب کاهش آمار و حتی پاک‌سازی جامعه از ویروس ویرانگر کرونا می‌شود، مسئولیت‌پذیری مردم، مشارکت جدی آنها در پیشگیری و فعالیت‌های درمانی نهاد‌های متولی است. وزارت بهداشت و کادر درمانی در تمام سطوح باوجود مشکلات مالی در عدم دریافت حقوق و مزایا، انصافا سنگ تمام گذاشته‌اند و با به‌خطر انداختن جان خود و خانواده‌هایشان و با خستگی طاقت‌فرسا ناشی از ازدحام بیماران از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. ضعف مدیریت و فقدان انسجام و یکپارچگی از یک‌طرف و ناهماهنگی بین برخی از دستگاه‌های دولتی از سوی دیگر باعث می‌شود که روزانه برحجم مبتلایان و مرگ‌ومیر افزوده شود. در این شرایط، هشدارها برای دورکاری کارمندان دولت و تعطیلی ادارات، سفرهای میلیونی به سواحل خزر و آلوده‌سازی مناطق عاری از ویروس، جابه‌جایی ویروس توسط مسافران و گشایش مدارس باوجود توصیه‌ها، در خلأ صورت می‌گرفت و اثری ندارد. در این شرایط کمبود دارو و اقلام درمانی ناشی از تحریم‌های ناجوانمردانه و غیرانسانی ساکنان کاخ سفید نیز اصلی‌ترین دلیل بسیاری از تلفات انسانی در این ایام عنوان شده است. در حال حاضر نیز موضوع تحریم از یک‌طرف و بیماری کرونا، به‌عنوان یک تهدید جدی از طرف دیگر، بهترین فرصت را برای توجیه نا‌کار آمدی‌ها و ضعف‌ها فراهم کرده است. مثلا در آموزش و تدریس مجازی که بدون مطالعات اولیه و دقیق و با وجود کمبودهای امکانات مثل تبلت یا تلفن هوشمند در اکثریت شهرها و روستاها، موجب نگرانی و اضطراب شمار قابل‌توجهی از خانواده‌ها و دانش‌آموزان شده است. همچنین کشمکش‌های سیاسی و جناحی موجب دلسردی و ناامیدی مردم شده و از سوی دیگر گرانی ساعتی اقلام ضروری، بیکاری، تورم ساعتی و ده‌ها مشکل ریز‌ و درشت که چندان ارتباطی به کرونا ندارند، مردم را خسته و مایوس کرده است. فراموش نمی‌کنیم که در دهه 60 و سال‌های جنگ تحمیلی، یکی از مسئولان شهری علت ازدیاد موش‌ها در خیابان‌های تهران را به جنگ ارتباط داده بود و با قدرت از این نظریه تخیلی خود دفاع می‌کرد. وقتی در بالای شهر خودروهای چند میلیاردی به‌راحتی خرید و فروش یک دوچرخه توسط برخی از افراد معامله و استفاده می‌شود، اما فقط چند کیلومتر پایین‌تر، میلیون‌ها نفر در زیر خط فقر مطلق هستند، بازهم تقصیر شیوع کرونا و تحریم‌هاست؟ در همین تهران سبزیجات معطر خشک‌شده کوه‌های آلپ، 300هزار تومانی خوراک جوندگان خانگی در حال بلوغ می‌شود! خوراک ویژه پروبیوتیک با حشرات خشک‌شده 220هزار تومان مخصوص حیوان «همستر». یک عدد کنسرو خوراک مرغ با طعم بوقلمون 250هزار تومان مخصوص سگ و ده‌ها نمونه دیگر که در پت‌شاپ‌های شمال تهران و خیابان فرشته و اندرزگو، امری عادی است. در این میان، یک روز دلار برای واردات چوب بستنی هزینه می‌شود و روز دیگر برای سنگ‌پا و غذای لوکس حیوانات خانگی، اما برای اقلام ضروری مثل دارو و واکسن آنفلوآنزا‌، ارز و دلار نداریم و تحریم هستیم. با وصف این نکات، آیا بهتر نیست قشر‌هایی که حتی نمی‌توانند چند تخم‌مرغ برای سیر کردن شکم زن و بچه‌هایشان بخرند، کرونا بگیرد، اما گرفتار سوء‌تدبیر و ضعف مدیریت‌ها نشوند؟ ای کاش کاشفان و نخبگان، همزمان با تلاش‌های فوق‌العاده برای یافتن واکسن و درمان کرونا حرکتی هم در یافتن علاج ناکارآمدی انجام دهند.

منبع:‌روزنامه آرمان ملی 

ارسال نظر