کد خبر : 7821

محمدرضا خباز| نماینده ادوار مجلس

افزایش نرخ نقدینگی، عامل اصلی تورم است و اگر دولت بتواند آن را مهار کند، می‌تواند بر بقیه مشکلات نیز فائق آید.

پیام نو| یکی از مهم‌ترین و بلکه مهم‌ترین عامل تورم، رشد نقدینگی است که از اول انقلاب در همه دولت‌ها در بعضی کمتر و بعضی بیشتر افزایش یافت. رشد نقدینگی در دولت اصلاحات بسیار کم و در دولت احمدی‌نژاد بسیار بالا بود. افزایش نرخ نقدینگی، عامل اصلی تورم است و اگر دولت بتواند آن را مهار کند، می‌تواند بر بقیه مشکلات نیز فائق آید و در غیراین‌صورت هر چقدر هم تلاش کند، بیهوده خواهد بود. نقدینگی دست بخش خصوصی مانند سیل می‌ماند که اگر در پشت سر نگه داشته شود، کنترل می‌شود و درصورتی‌که رها شود، تخریب می‌کند. سیل که وارد شهر شود همه چیز را خراب می‌کند و اگر پشت سد جمع شود، هم تولید برق، هم کشاورزی، هم صنعت و هم آب شرب و همه خوبی‌ها از آن بیرون می‌آید. در گذشته تصور می‌شد برای اینکه بتوان نقدینگی دست بخش خصوصی را جمع کرد، بهتر است نرخ سود بانکی افزایش یابد تا مردم تشویق شوند پول خود را در اختیار بانک‌ها قرار دهند. روسای بانک مرکزی چندین مرحله اقدام به افزایش نرخ سود بانکی کردند که اثر بسیار کمی داشت و این تجربه شکست خورد و اکنون باید راهی پیدا شود تا نقدینگی دست بخش خصوصی جمع شود. در این راستا، ابتکار جدید دولت توجه به بورس بود که اتفاق افتاد ولی کامل نشد و هنوز نتوانستند به مردم دلگرمی دهند که با یک فراز و فرود متزلزل و نگران نشوند. سود بورس را باید سالانه محاسبه کرد و نه روزانه و ماهانه که با یک افزایش خوشحال و با یک کاهش ناراحت شوند. مشروط بر اینکه دولت مطابق قول خود، حمایت‌های بی‌دریغی از نهاد بورس داشته باشد. چرا به‌جای اینکه از کشورهای موفق دنیا الگو بگیریم، دائم آزمون و خطا می‌کنیم؟ به کشورهای آسیایی و هم‌نژادهای خودمان مثل سنگاپور و مالزی توجه کنیم که معجزه نکردند بلکه روش‌های اقتصادی صحیحی به کار گرفتند که امروز موجب سرافرازی آنهاست و از فلاکت به سطح زندگی‌ خوب و موفقی رسیدند. به نظر می‌رسد دولتمردان نباید احساس بی‌نیازی نسبت‌به کشورهای درحال‌توسعه کنند و خودشان را عالم به همه مسائل بدانند بلکه روش‌های صحیح علمی تجربه شده کشورهای موفق را در کشور خودمان بومی‌سازی و پیاده‌سازی کنند که در این صورت می‌توان نقدینگی را جمع کرد. بنابراین در اولین قدم، دولت از بورس حمایت کند و از طرف دیگر، روش‌های جدید کشورهای درحال‌توسعه شرقی را اجرا کند. 40 سال پیش چین و هند که از کشورهای تقریبا فقیر و پرجمعیت دنیا بودند، امروز رشد اقتصادی مطلوبی دارند و چین در آستانه رسیدن به اقتصاد اول دنیاست. ختم کلام اینکه چه در زمان انقلاب و چه بعد از آن توسعه اقتصادی، شعار اول ما نبود که همه فکر و ذکر و نگاه و توجه‌ها به توسعه اقتصادی باشد، ما بیشتر به توسعه ایدئولوژیکی توجه کردیم. نامگذاری اقتصادی سال‌های اخیر توسط رهبر انقلاب باید به‌صورت گفتمان درآید؛ به‌گونه‌ای که هیچ‌کس در کشور هیچ تصمیمی نگیرد، مگر اینکه حساب سود و زیان آن را برای ملت درنظر بگیرید. اگر در مجلس سخنی گفته شود، حساب سود و زیانش بررسی شود و اگر در قوه‌قضائیه، مجریه یا نهادهای انقلابی سخنی بیان یا تصمیم‌سازی می‌شود، توسعه اقتصادی آن درنظر گرفته شود و چنانچه اثبات شد، دنبال وگرنه رها شود. با دعوت از اندیشمندان بزرگ اقتصادی دانشگاه‌ها و اتاق بازرگانی اندیشه‌ها و تجربه‌های موفقی جمع‌آوری ‌شود که بتوان از آن بهره‌مند شد. گفتمان زمان جنگ که فقط پیروزی و سربلندی کشور بود را از یاد نبریم که در مقابل صدام باوجود برخورداری از حمایت اکثریت کشورهای قدرتمند دنیا چون به غیر از پیروزی نمی‌اندیشیدیم، موفق شدیم.

منبع: روزنامه آرمان ملی

ارسال نظر