کد خبر : 8029

امید فراغت| روزنامه نگار

اگر پاسخی متناسب با آگاهی جامعه داده نشود رابطه مردم و مسئولان حالت غریبگی پیدا می‌کند.

پیام نو| سوال کلیدی این است چرا در جوامع کمتر توسعه‌یافته درک مردم و مسئولان نسبت به سیاست‌های داخلی و خارجی یکسان نیست؟ آسیب‌های عدم مفاهمه ملی بین مردم و مسئولان در فرآیند زمان چیست؟ اگر پذیرفته‌ایم فناوری و تکنولوژی در قالب داده‌های اجتماعی ذهن مردم را رشد داده است به چه دلیل است که خواست و مطالبات‌شان با خواست و مطالبات مسئولان به تعارض می‌رسد؟ فناوری و تکنولوژی باعث شده جوامع نسبت به کلیات ادبیاتِ توسعه‌یافتگی اشراف و آگاهی پیدا کنند و اگر پاسخی متناسب با آگاهی جامعه داده نشود رابطه مردم و مسئولان حالت غریبگی پیدا می‌کند و از دلِ این غریبگی وفاق و اتحاد تولید نمی‌شود و در فرآیند زمان منجر به نوعی بی‌تفاوتی نسبت به واقعیت‌های حقوقی و مدنی خواهد شد؛ به‌عنوان مثال، چه عامل یا عواملی باعث شده بود که انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا برای اکثریت مردم ایران و حتی مسئولان مهم شود؟ باید پذیرفت جامعه امروز ایران متاثر از ادبیات دهکده جهانی شده است و این واقعیت غیر قابل کتمان است! بنابراین نحوه برخورد حکمرانان با چنین جامعه‌ای باید بر اساس منطق و البته منافعی بُرد- بُرد باشد. این درست که باید ادبیات غالب، خاصیت درون‌زایی داشته باشد اما جدایی و دوری از نظم غالب بین‌الملل، توسعه‌ای با طول و عرض و ارتفاع متناسب با خواست و مطالبات جامعه ایجاد نمی‌کند وقتی در معرض تحریم بین‌المللی قرار داریم یعنی اینکه نظم غالب جهانی توامان توانایی تنبیه و تشویق را دارد! و با وجود اینکه در قبال چنین هجمه‌ای مقاومت داریم اما این مقاومت برای سلیقه‌های متفاوت جامعه طرح سوال کرده است که آیا چنین مقاومت‌هایی در نهایت منافع ملی را تامین می‌کند؟ البته برخی بر این نظر هستند که منافع ملی معنی و مفهوم گسترده‌ای پیدا کرده است و حتی رفاهیات ابتدایی مردم نیز جزء منافع ملی به حساب می‌آید و در واقع نباید معنی و مفهوم منافع ملی فقط در حفظ شعائر خلاصه شود، چراکه رضایت عمومی نیز جزء منافع ملی‌ است! بنابراین در چنین شرایطی که نظم غالب بین‌الملل با استفاده از زور و اجبار می‌تواند خواسته‌های‌شان را تحمیل کنند عقل جمعی چه می‌گوید؟ البته نباید از نگاه همگانی جامعه ایران نسبت به انتخابات آمریکا بی‌تفاوت بود چنین دیدگاهی برخاسته از همان رشد ذهنی جامعه است چرا که احساس پیدا کرده‌اند جوامع قدرتمند مثل چین، روسیه و آمریکا در معادلات منطقه‌ای و محلی نقش‌آفرینی دارند و به تعبیری اگر دست‌گیر هم نباشند جوامع کمتر توسعه‌یافته متوجه پاگیری آنان شده‌اند! مردم با واقعیت‌ها زندگی می‌کنند وقتی نوسان نرخ قیمت دلار، سکه، طلا، مسکن، خودرو و کالاهای اساسی و... را مشاهده می‌کنند بیشتر متوجه نظم غالب پیدا و پنهان جهانی می‌شوند؛ به عنوان مثال، گزاره‌ای که برای اکثریت جامعه تولید قیاس می‌کند اینکه چرا اقتصاد و سرانه درآمد شهروندان جوامع طرفدار غرب و شرق با هم متفاوت است؟ چه روش و منش سیاسی باعث ایجاد کشورهایی مثل کره‌شمالی و ونزوئلا می‌شود و چه روش و منش سیاسی کشورهایی مثل کره‌جنوبی، مالزی و ژاپن تولید می‌کند؟ بنابراین با وجود فناوری و تکنولوژی باید درک مردم و مسئولان در بسیاری از پدیده‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نزدیک به هم باشد!

منبع: روزنامه آرمان ملی

ارسال نظر