کد خبر : 8857

عباس عبدی| تحلیلگر مسائل سیاسی و اجتماعی

عباس عبدی، تحلیلگر ارشد و فعال سیاسی، در شماره امروز "اعتماد" نوشت:‌ متن توافق را بگذارید روی میز مجلس و خداحافظی کنید.

پیام نو| نوشتن این یادداشت چالش اخلاقی را برای بنده ایجاد کرد. اینکه آن را بنویسم یا سکوت کنم؟ شاید هنگامی که به پایان مطلب رسیدید، شما هم متوجه این چالش اخلاقی شوید. به نظر می‌رسد که مذاکرات وین درباره بازگشت ایالات متحده امریکا به برجام آخرین مراحل خود را طی می‌کند و به احتمال قوی توافق نهایی میان طرفین صورت می‌گیرد. البته ممکن است برخی اتفاقات انگیزه‌های طرفین را برای ادامه کار کم کرده باشد که موضوع بحث ما نیست. به نظرم نهایی شدن این توافق بدون تایید مجلس کنونی اشتباه بزرگی است.

همه می‌دانیم که تندروهای اصولگرا در زمینه روابط خارجی و برجام ادعاهای غیرمسوولانه و حتی دروغ‌های فراوانی داشته‌ و حرف‌های بی‌پایه زیاد زده‌اند. آن‌قدر در این راه پیش رفتند که بدترین حملات را به دولت و شخص رییس‌جمهور و از همه بیشتر متوجه وزیر خارجه کردند، از سوی دیگر می‌دانیم که دولت روحانی چندان ذی‌نفع در حل این بحران نیست، حتی به لحاظ ظاهر حل این مشکل به زیان آن نیز هست، زیرا با حل شدن مساله و بازگشت ایالات متحده به برجام امکان فروش نفت و دسترسی به پول و نیز آزادی مبادلات تجاری و... فراهم می‌شود و این به نفع دولت بعدی است تا قدری وضع معیشت مردم را سر و سامان دهد و با توجه به وضعیت پیش‌آمده برای انتخابات به نظر می‌رسد که نتیجه آن از پیش روشن است و گروهی که سر کار می‌آیند می‌خواهند علیه دولت موجود حرف بزنند، در نتیجه منطقی نیست که این دولت بذری را بکارد که ثمره آن علیه خودش و به سود دولت بعدی باشد که مخالف قسم خورده این دولت است.

ولی می‌دانیم که فارغ از این نکته که اگر اصولگرایان مدیریت امر را عهده‌دار باشند، قطعا چنین گذشتی برای منافع ملی کشور نمی‌کردند، این دولت در حال حل مساله است و بدون توجه به  بهره‌هایی که دولت بعدی خواهد برد، آن را به پیش می‌برد و از این نظر شایسته تقدیر هستند ولی پیشنهاد می‌شود که تصویب نهایی آن را چون اصل برجام به عهده مجلس و تایید شورای نگهبان و شورای عالی امنیت ملی باید قرار داد. مبادا دولت برای پیشبرد امور بخواهد که بدون تصویب آنان قدمی بردارد. اگرچه تصویب قبلی نیز در مجلس اصولگرای نهم و نه دهم! بود که ماهیتی متفاوت با مجلس فعلی نداشت و در عرض ۲۰ دقیقه آن را تصویب و همین شورای نگهبان نیز فورا آن را تایید کرد، ولی اصولگرایانِ فراموشکار چند بار گفتند که مجلس دهم این کار را کرده است. این‌بار باید گربه را دم حجله کشت. متن توافق را بگذارید روی میز مجلس و خداحافظی کنید. از اینجا به بعدش به عهده آقایان باشد تا ببینیم اکنون که خودشان مواجه با مساله شده‌اند تا چه حد حاضر هستند که به شعارهای پوچ و ضد منافع ملی که تاکنون داده‌اند، پایبند باشند.

البته برخی دوستان مثل آقای دکتر زیدآبادی اصولا پیشنهاد کرده‌اند که این دولت مذاکرات را متوقف کند و بگذارد دولت بعدی آن را ادامه دهد. این پیشنهاد منطقا ایرادی ندارد ولی شاید به سود مردم و جامعه نباشد، لذا آنچه پیشنهاد شد راه‌حل میانه‌ای است که هم هدف ایشان تامین می‌شود و هم در صورت تصویب مردم زیان نمی‌بینند. 

چالش اخلاقی پیش‌گفته این است که احتمال دارد به خاطر لجبازی و بی‌مدیریتی این توافق را رد کنند و چوب آن را کشور و مردم بخورند، پس نباید این را پیشنهاد کرد. این درست است ولی معتقدم اگر آنان از همین ابتدا تا این حد مسوولیت‌ناپذیر باشند، فردا بدتر از این را رفتار خواهند کرد. آنان باید مسوولیت منافع حاصل از این توافق را بپذیرند. نمی‌شود که هم نان آن را بخورند و هم مسئولیت آن را به شکل غیرمنطقی متوجه دیگران کنند. 

حالا فرض کنیم که دولت روحانی به خاطر مصلحت مردم و کشور نخواست این کار را انجام دهد، در این صورت آقایان مجلسی‌ها که پنج ماه پیش قانون نوشتند و اجرا نشد، لطفا در این خصوص یک مصوبه سه فوریتی بدهید که هرگونه توافقی برای احیای برجام باید به تصویب مجلس و شورای نگهبان برسد. ببینیم این حد از شهامت و اخلاق سیاسی را دارید یا فقط بلدید شعار دهید؟

سوال بزرگ پیرامون مصلحت انتخابات

 احساس مسئولیت مردم است. ما کاری کرده‌ایم که همه احساس کنند باید فقط به فکر خود باشند و گلیم خویش را از آب بیرون بکشند! عده‌ای در انواع صور آن با زبان و عمل خویش این پیام را به مردم ارسال می‌کنند که مملکت مال آنها نیست، تمایلات مردم ارزش چندانی ندارد! مملکت ملک طلق عده‌ای از تصمیم‌گیران است و آنها هستند که صلاح همه را تشخیص می‌دهند! این پیام خسارت‌های عظیمی به بار می‌آورد و یأس و ناامیدی را در جامعه به اوج می‌رساند و همکاری و تعامل جامعه را مخدوش می‌کند. اتفاقا انتخابات کلید پیام‌رسانی مناسب و مثبت به مردم است، انتخابات اهمیت استراتژیک و اساسی و تاریخی دارد و حاصل مبارزات حداقل یک قرن اخیر مردم برای تسلط بر سرنوشت خویش است، با جدی و رقابتی شدن انتخابات‌ها افراد ملت این احساس نجات‌بخش را پیدا می‌کنند که همه با هم باید مسیر پیشرفت کشور را تعیین و آن را بسازیم و از مرزهایش دفاع کنیم و از هر خسارتی که ممکن است به وجود ‌آید، جلوگیری کنیم.

نه ‌تنها ضروری است که مردم از میان گزینه‌های مختلف موارد دلخواه خود را انتخاب کنند بلکه باید احساس کنند که به انتخاب آنها احترام گذاشته می‌شود و کشور براساس تمایلات جامعه اداره می‌شود. بر این اساس دولتی که با سازوکار رقابتی و آزادانه و حداکثری تشکیل نشود با هر میزان از توانایی و مدیریت موفق به رفع موانع و انبوه مشکلات فزاینده نخواهد شد.

در انتخابات پیش رو انواع سلایق و گرایش‌ها به صحنه آمدند و نمایندگانی معرفی کردند و امیدهای اجتماعی رو به افزایش بود ولی فقط ۷ نفر تایید شدند که ۵ نفر از آنها گرایش همسو دارند. با این اوصاف نتیجه انتخابات به احتمال بسیار قوی از هم‌اکنون مشخص است و حتی طرفداران جناح غالب انگیزه‌ای برای ورود در رقابت‌های انتخاباتی نخواهند داشت چراکه اساسا رقیبی قدری جلو خود نمی‌بینند. شورای نگهبان معتقد است که کار او طبق قانون فقط بررسی صلاحیت‌هاست و رقابتی کردن انتخابات براساس مصالح کشور از حیطه وظایفش خارج است.

در این صورت این سوال بزرگ پدید می‌آید که پس در این موضوع بسیار مهم و کلیدی و اساسی تکلیف مصالح عالیه کشور چه می‌شود؟ اگر قانون اساسی برای موضوعات جزیی و قوانین عادی، سازوکاری برای تشخیص مصالح نظام در نظر گرفته است، چگونه در این موضوع خطیر برای تعیین مصالح راهکاری تعبیه نکرده است؟ در اینجا یا یک خلأ قانونی وجود دارد یا قانونگذار نیازی به آن ندیده و حضورکاندیداهای واجد شرایط از سلایق و گرایشات مختلف را بدیهی دانسته است. حضوری که انتخابات و هزینه‌ها و تبعات مختلف آن را با معنا می‌کند. به هر حال اکنون نهاد انتخابات با پرسش و چالش جدی مواجه شده و ظاهرا مطلوب برخی همین است و اساسا نیاز نمی‌بینند که انتخابات، میزان و فصل‌الخطاب بسیاری از مجادلات و دو راهی‌ها و منشأ تصمیم‌ها و سیاست‌های مهم و انرژی‌دهنده جدید باشد. در چنین شرایطی با انبوه مشکلاتی که کشور با آن روبه‌رو است شاید ابتدا و برای اقناع مردم گشایش‌هایی صورت گیرد ولی به سرعت سختی‌های کار که نیاز به مشارکت مردم دارند از راه می‌رسند و یکدست بودن حاکمیت هم کارگر نخواهد افتاد کما اینکه حداقل یک ‌بار همه قوا و نهادهای کشور، حامی و مقوم دولت شدند و نتیجه‌اش را دیدیم.

 

منبع: اعتماد

ارسال نظر