کد خبر : 9578

خالد توکلی| تحلیلگر سیاسی

کسانی که قبلا از اسلام طالبانی برائت می‌جستند اکنون نمی‌توانند خوشحالی خود را پنهان نمایند.

پیام نو| طالبان در حال پیشروی است و بازار اظهار نظر در مورد علل سقوط پی‌درپی شهرهای افغانستان گرم است. در حالی که نگرانی بسیاری در مورد گسترش خشونت، عدم رعایت حقوق زنان و ... وجود دارد؛ کسانی که قبلاً از اسلام طالبانی برائت می‌جستند و آن را متحجر و مغایر با اسلام رحمانی می‌دانستند، اکنون که طالبان را سوار بر خر مراد می‌بینند نمی‌توانند خوشحالی خود را پنهان نمایند و لبخند رضایت بر لب دارند تا آنجا که «مولوی عبدالحمید»، پیروزی‌های اخیر طالبان را ناشی از حمایت مردمی و نصرت الهی دانسته‌است. در این زمینه لازم است نکاتی چند مورد اشاره قرار گیرد:

۱-  برخلاف آنچه مولوی می‌گوید چیزی که مشخص می‌کند یک گروه سیاسی دارای مقبولیت و حمایت مردمی است میدان جنگ نیست، بلکه عمدتاً در یک انتخابات آزاد مشخص می‌شود هر گروه یا حزب سیاسی تا چه حد از حمایت مردمی برخوردار است. شکست و پیروزی در میدان جنگ تابع عوامل مختلفی است که کمترین آن به حمایت مردمی مربوط می‌شود. در حقیقت قواعد میدان جنگ و صف‌آرایی گروههای متخاصم به گونه‌ای است که از طریق آن نمی‌توان از محبوبیت و مقبولیت مردمی یکی از طرفین سخن به میان آورد. 

برای مثال اگر در مورد طالبان و شکست نیروهای دولتی افغانستان سخن بگوییم باید گفت پیروزی و به عبارت بهتر پیشروی نیروهای طالبان بیش از آنکه بر اثر حمایت مردمی از آنها باشد معلول حمایت نیروها و کشورهای همسایه و قدرت‌های نظامی خارج از افغانستان از این گروه است. همه می‌دانند اگر حمایت‌های بی‌دریغ پاکستان و برخی دیگر از قدرت‌های منطقه‌ای از طالبان نبود، این گروه بسیار بیش از این به تاریخ سپرده می‌شد و اکنون خبری از آن نبود. 

نکته دیگر به حکومت افغانستان و سیاست آمریکا و متحدانش راجع است. حکومتی که نتواند حداقل نیازهای اساسی شهروندانش را تأمین نماید، شهروندان نیز برای تداوم آن حاکمیت، حاضر به جانفشانی نیستند. حکومتی که در ظاهر خود را قوی و بی‌نیاز از نیروهای خارجی بنمایاند اما در انتخابات، امانت‌دار رأی مردم نباشد به گونه‌ای که نمایندگان مردم قدر نبینند و بر صدر ننشینند؛ قابل اعتماد نیست و روحیه بی‌تفاوتی بر شهروندان و جامعه حاکم می‌شود. 

اگر طالبان به آسانی می‌تواند یکی پس از دیگری ولایات و شهرهای مختلف افغانستان را به تصرف درآورد، نشان از قدرت و پذیرش مردمی این گروه نیست بلکه بیشتر از آن از تنفر مردم نسبت به حاکمیت موجود و شکست پروژه دموکراسی وارداتی نیروهای خارجی حکایت دارد که در طول دو دهه اخیر نه تنها نتوانستند گره از کار فروبسته مردم بگشایند بلکه ناتوانی و بی‌تفاوتی را به جامعه تزریق کرده و انگیزه مشارکت و امید به آینده را در روح افغانی‌ها کشته‌اند.      

۲-  یکی از معروف‌ترین و شاید بهترین دیالوگ‌های تاریخ سینما، این دیالوگ فیلم «نجات سرباز رایان» است: فرمانده: برید جلو و نترسید، خدا با ماست. یکی از سربازها : اگه خدا با ماست پس کی با اوناست که اینطور دارن مارو تیکه‌پاره میکنن؟؟

مولوی یکی از علل پیشروی‌های طالبان را نصرت الهی می‌داند. به راستی چه عاملی باعث شده است که نصرت الهی در چنین زمانی شامل حال نیروهای طالبان شود؟ آیا با این همه خشونتی که علیه زنان، دختران و مخالفان خود اعمال می‌کنند، هزینه کردن از خدا کار خداپسندانه‌ای است؟ چرا در مقابل نیروهای آمریکایی که مسلمان نیستند از نصرت الهی خبری نبود؟ چه کسی با نیروهای آمریکایی بود که طالبان را تیکه‌پاره کردند؟ آیا خدا فقط برای کشتار و غلبه بر مسلمانان و هموطنان‌شان به یاری طالبان می‌آید؟ 

بدیهی است که من در این نوشتار نمی‌خواهم از خدا دفاع کنم. خدا تواناست و می‌تواند به دفاع از خود بپردازد و شاید به شیوه‌ای که مناسب می‌داند گناهکاران را به مجازات می‌رساند. برای من بسیار دردآور است که درد و رنج مردم افغانستان را نبینیم، شاهد آوارگی اقشار مختلف شهروندان افغانی باشیم، خشونت علیه دختران بی‌گناه و بی‌پناه و جهاد نکاح و جنسی آنان را تحت عنوان اجرای دستورات شریعت توجیه کنیم. این مردم و این انسان‌های صاحب حق، قربانی تعصب و مطلق‌گرایی عده‌ای که عصبیت قومی و مذهبی دارند، فساد حکومتی ناکارآمد و نظامی بین‌المللی که منفعت‌طلبی و دروغ بر آن حاکم است، شده‌اند. متعصبان، مفسدان و منفعت‌طلبان، روزگار مردم افغانستان را تیره و تار ساخته‌اند و رفاه و بهبود زندگی مردم برای هیچکدام دارای ارزش نیست.

ارسال نظر