کد خبر : 10046

گزارش «پیام‌نو» از پنهان‌ترین جنبه تقابل پکن و واشنگتن؛

فارغ از تمام درگیری‌های مشهود و آشکار، نبرد جدیدی میان چین و آمریکا به وقوع پیوسته است.

پیام نو| این روزها عموماً نویسندگان، محققان و حتی صاحب‌نظرانی که تحلیل‌های خود در مورد وقایع نظام بین‌الملل را به طُرق مختلف منتشر می‌کنند، به صورت مستقیم یا  غیرمستقیم به تنش میان چین و آمریکا می‌پردازند. اگر به صورت میانگین مطالبی که طی یک روز در رسانه‌های کشورمان (اعم از مکتوب، دیجیتال و رسانه‌های اجتماعی) منتشر می‌شود را، زیرچشمی مورد بررسی قرار دهیم می‌بینیم داستان تقابل چین و آمریکا حالا به «تکه کلامِ» بسیاری از چهره‌های نام آشنای دنیای سیاست تبدیل شده که چندان هم درست نیست. 

تا همین چند وقت پیش (قبل و حین پاکسازی موصل) که سوریه و عراق آبستن بحران بودند و تروریست‌ها در شامات جولان می‌داد، تمامی تحلیلگران و کارشناسان از کلیدواژه‌هایی مانند «بحران تروریستی»، «داعش»، «تکفیری‌ها»، «مقاومت» و غیره به کراّت استفاده می‌کردند و جالب اینجا بود که هیچ درون مایة خاصی در این تحلیل‌ها به چشم نمی‌خورد و صرفاً ما شاهد چیده شدن چندصد کلمه در کنار یکدیگر بودیم تا یک متن را سر و شکل دهند.

حالا هم که افغانستان به دست طالبان افتاده و آمریکایی‌ها به دنبال پیاده‌سازی پروژه خود با نام «میلِ به شرق» هستند، صبح تا شب شاهد آن هستیم که تحلیلگران و به اصطلاح کارشناسان باز هم در حال پیوند زدن تمام تحولات دنیا به تقابل چین و آمریکا هستند. این وضعیت بازهم نشان می‌دهد که متاسفانه باید برای چندین و چند ماه با متونی مواجه باشیم که محتوای خوبی از منظر تحلیلی و ستون فقرات پژوهشی ندارند که بالطبع مخاطبان را هم دلسرد خواهد کرد. 

دو دیدگاه – دو راهبرد 

واقعیت این است که بحث تقابل چین و آمریکا پس از آنکه دونالد ترامپ به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهوری آمریکا وارد کاخ سفید شد بیش از هر زمان دیگر درصدر اخبار جهان قرار گرفت که دلیل اصلی آن تقابل تمام قد واشنگتن و پکن در محور اقتصادی بود. همه به یاد دارند که تیم سیاسی – اقتصادی ایالات متحده با پیشینه تجاری ترامپ به مدت چهار سال تمام توان خود را بر تقابل اقتصادی و در این اواخر، رویارویی سیاسی – نظامی در خارجِ نزدیک چین مانند هنگ‌کنگ و تایوان گذاشت. 

در محور اقتصادی ترامپ به صورت دیوانه‌وار استراتژی جنگ تعرفه‌ای علیه پکن را در دستور کار گذاشت و این روند تا جایی پیش رفت که حتی با انعقاد توافق دوجانبه اقتصادی باز هم این تنش تجاری فروکش نکرد. نکته‌ای که در اینجا باید مورد توجه قرار بگیرد این است که بسیاری از تحلیلگران فکر می‌کنند تقال چین و آمریکا اساساً در دوره ترامپ کلید خورد، اما این تصور کاملاً غلطی به حساب می‌آید. 

بگذارید با یک مثال ساده این تحلیل را به حاشیه برانیم. چندی پیش دن دلوچ، تحلیلگر ارشد حوزه امنیت ملی ان.بی.سی نیوز در مقاله‌ای به این موضوع اشاره کرد که این تقابل میان چین و آمریکا از زمان به روی کار آمدن بوش پسر در سال 2001 و حتی در اواخر ریاست جمهوری بیل کلینتون در دهه 90 میلادی مطرح بوده است. دن دلوچ در گزارش خود به این موضوع اشاره می‌کند که در اول آوریل ۲۰۰۱ و تنها چهار ماه پس از روی کار آمدن بوش پسر، یک جنگنده چینی با یک هواپیمای شناسایی آمریکایی مدل EP-3 در نزدیکی سواحل چین برخورد کرد و آمریکایی‌ها را وادار به فرود اضطراری در خاک چین کرد.

بیت کوین چین آمریکا

براساس اسناد موجود چینی‌ها ۱۱ روز خدمه آمریکایی را دستگیر و به دقت از هواپیمای پیچیده آنها قبل از تحویل دادنش، بازرسی کردند و این اقدام به نوعی کُپی برداری از تکنولوژی نظامی آمریکایی‌ها توسط چینی‌ها بود. دن دلوچ در ادامه گزارش خود اعلام می‌کند که پنج ماه پس از این حادثه یعنی در 11 سپتامبر 2001 که القاعده عملیاتِ «سپتامبر سیاه» را آغاز کرد، آمریکایی‌ها وارد سناریویی شدند که برنده آن هیچ کشوری نبود جز «چین».  

دلیل اینکه دن دلوچ، چین را برنده وقایع پس از 11 سپتامبر می‌داند این است که بعد از عملیات سپتامبر، سربازان آمریکایی در افغانستان و خاورمیانه مستقر شدند و چالش ایجاد شده از سوی چین برای دولت بوش پسر برای مدت دو دهه به حاشیه رفت. در همین راستا هم باید نیم نگاهی به کتاب «آیا چین برنده شده است؟» است انداخت. این کتاب توسط کیشوره محبوبانی، سفیر سابق سنگاپور در سازمان ملل نوشته شده که هم‌اکنون مشغول تدریس در دانشگاه ملی سنگاپور است. او در کتابش به این مساله اشاره می‌کند که حادثه 11 سپتامبر یک هدیه ژئوپلتیکی فوق‌العاده به چین بود؛ چراکه تمرکز آمریکا بر جنگ با تروریسم اشتباهی عظیم بود و واشنگتن با اعزام سربازانش به افغانستان و عراق مجبور شد از تعقیب چین به عنوان چالش واقعی آمریکا منصرف شود.

محبوبانی در کتاب خود به این موضوع اشاره می‌کند که میزان تولید ناخالص داخلی چین در سال ۲۰۰۰ میلادی حدود ۱.۲ تریلیون دلار بود و این میزان در سال ۲۰۲۰ میلادی به ۱۴.۷ تریلیون دلار جهش پیدا کرد که نشان می‌دهد آمریکایی‌ها در طول 20 سال گذشته که در افغانستان و عراق مشغول مبارزه با تروریسم، چین در حال تقویت خود از نظر اقتصادی و تبادلات تجاری بودند که حالا به سرمایه‌گذاری در منطقه خاورمیانه، آفریقا و جنوب‌آسیا ختم شده است. 

این مثال برای آن مطرح شد که مخاطبان به این درک برسند که جدال آمریکا با چین صرفاً به دوره چهار ساله ترامپ مربوط نیست و این پرونده حداقل قدمت 20 ساله دارد. در این میان اما دو دیدگاه در مورد تقابل با چین در ایالات متحده وجود دارد. نخست دیدگاه محافظه‌کاران یا همان جمهوریخواهان است که معتقدند در مواجهه با چین باید از عنصر اقتصاد و تجارت به صورت مستقیم استفاده کرد که در زمان ترامپ این دیدگاه علنی شد. دموکرات‌ها با نگاه برون‌گرایی و تبعیت از مکتب لیبرالیسم بر این عقیده‌اند که نباید تقابل با چین صرفاً در حوزه اقتصادی و تجاری باشد و باید در سایر حوزه‌ها اعم از نظامی و امنیتی هم با این کشور مواجه شوند. حال تیم بایدن در حال تقویت نظامی شرکای خود مانند کره جنوبی و ژاپن در اطراف چین هستند و در لایه دوم تقویت هند و استرالیا را در دستور کار قرار دادند که فروش زیردریایی‌های هسته‌ای به استرالیا تحت عنوان «پیمان امنیتی آکوس» یکی از همین اقدامات است که هدف آن بهم زدن آرامش چیت در اقیانوس آرام است.

چین بیت کوین

نبرد در بلاکچین 

فارغ از تمام این درگیری‌های مشهود و آشکار، نبرد جدیدی میان چین و آمریکا به وقوع پیوسته است که اساساً باید آنرا یک زد و خورد پنهان دانست. این نبرد که در حوزه بلاکچین یا اصلی ترین فناوری زیرساختی بیت‌کوین به شمار می‌رود، حالا در حال پوست اندازی و نشان دادن ابعاد جدید خود است. اینکه «ساتوشی ناکاموتو»، که خالق بیت کوین به حساب می‌آید چه کسی است و چه هدفی از خلق این رمز ارز پرآوازه جهان کنونی داشته، موضوع این گزارش نیست، بلکه مقصود اصلی، نزاع و درگیری است که میان دو قدرت اقتصادی جهان یعنی چین و آمریکا به وحجود آمده است.

از اسفندماه سال گذشته تا فروردین ماه امسال یکباره جهان شاهد رسیدن ارزش هر واحد بیت کوین به حدود 63 تا 64 هزار دلار بود که یک سقف تاریخی را برای خود به ثبت رساند. این وضعیت از اردیبهشت ماه به سمت نزولی شدن رفت و در خرداد ماه این رمزارز به حدود 29 تا 28 هزار دلار رسید که بسیاری از کمپانی‌ها و موسسات و حتی ثروتمندان جهان اقدام به خرید حجم گسترده‌ای از این رمزارز کردند. 

در همین راستا آلت‌کوین‌های دیگر هم از بیت‌کویت تاثیر پذیرفتند و هر کدام به میزان قابل توجهی کاهش ارزش خود را تجربه کردند که در این بخش از بازار کریپتو کارنسی هم طیف‌های گوناگون با میزان سرمایه‌های مشخص اقدام به خرید رمزارزهایی مانند کاردانو، اتریوم، بایننس کوین و غیره کردند و این روند هم‌اکنون که بیت کوین از سقف تاریخی خود هم عبور کرد، ادامه دارد. نکته قابل توجهی که در این میان باید مورد توجه قرار بگیرد، اظهارات دولت‌هایی مانند چین و آمریکا در مورد کلیات رمزارزها و به خصوص بیت کوین است. 

بدون اغراق باید گفت که چینی‌ها خیلی بیشتر از ایالات متحده سعی کرده‌اند تا بتوانند از نفوذ رمزارزها و به خصوص بیت‌کوین در اقتصاد خود جلوگیری کنند که در ظاهر خیلی‌ها تقابل این کشور با بیت‌کوین و سایر رمزارزها را به دلیل حاکمیت حزب کمونیست بر  این کشور عنوان می‌کنند. این تحلیل ممکن است درست باشد اما واقعیت این است که چین به ظاهر در حال بی‌اعتبارسازی بازار رمزارزها است. به عنوان مثال نیمه اول پهریور ماه سال جاری شاهد آن بودیم که ظرف مدت چند ثانیه یکباره قیمت بیت کوین اُفت شدیدی را تجربه کرد. این اقدام در بازه زمانی رخ داد که تمام معامله‌گران حوزه رمزارزها معتقد بودند که قرار است بیت کوین آرام آرام جان تازه بگیرد و به سمت سقف تاریخی خود حرکت کند. به همین دلیل اشخاصی که معاملات خود را در قیمت‌های بالا باز کرده بودند و اصطلاحاً پوزیشن یا موقعیت لانگ (Long Position) را در چارت خود نشانه‌گذاری کرده بودند، یکباره و در عرض چند ثانیه سرمایه خود را از دست دادند. 

دلیل این اقدام صرفاً آزادسازی سرمایه توسط نهنگ‌هایی بود که میزان بالایی بیت‌کوین در اختیار داشتند و به دنبال این اقدام ویدئویی منتشر شد که نشان می‌دهد ده‌ها نفر که پوزیشن یا موقعیت شورت (Short Position) را در چارت خود منظور کرده‌اند یکباره با ریزش آنی بیت‌کوین شادمانی می‌کنند. بر اساس آمارها گفته شد که این نهنگ‌ها متعلق به کشور چین بودند و همین اقدام آنها باعث ایجاد بی‌اعتمادی در بازاری شد که همه فکر می‌کردند قرار است در آن به سود برسند. همان موقع بسیاری از تحلیلگران بازارهای سرمایه اعلام کردند که اگر این اقدام اگر ادامه پیدا کند می‌تواند بی‌اعتمادی و بی‌اعتباری در بازار رمزارزها به وجود بیاورد. اینکه تا چه حد این تحلیل درست است، قاعدتاً می‌تواند دایره تحلیل را گسترده‌تر می‌کند اما نکته اینجاست که چینی‌ها در پس این سناریو قرارد دارند. 

چند هفته بعد یکباره خبرگزاری رویترز اعلام کرد که مبادلات ارزهای دیجیتال در چین توسط دولت این کشور ممنوع اعلام شده است. در همین راستا پکن اقدام دیگری را در دستور کار خود قرار داد که به صورت مستقیم صرافی‌های متمرکز را هدف قرار داد. به عنوان مثال پکن اعلام کرد که بزرگترین صرافی رمزارز دنیا یعنی صرافی «بایننس» را فیلتر کرده است. کمی بعد هم این صرافی اعلام کرد حساب کاربری افرادی که از چین در این صرافی فعالیت می‌کنند را به حالت «فقط برداشت» تبدیل می‌کند. این اقدام دقیقاً برای مقابله با تزریق نوسانات چین به بازار رمز ارزها به خصوص در معاملات فیوچرز (Futures exchange) صورت گرفت که می‌تواند تاییدی باشد بر اقدامات نهنگ‌های چینی طی ماه‌های و هفته‌های اخیر.

این روند به اینجا ختم نشد. ایالات متحده با دیدن این وضعیت سعی کرد تا موضع آرام‌تری را در قبال رمزارزها بگیرد. علیرغم اینکه گری گنسلر، رئیس کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) اعلام کرده بود که رمزارزها یک نوع سرمایه سرگردان به شمار می‌روند، اما این نهاد دولتی آمریکا سعی کرده تا یک موضع میانه در قبال این پدیده نوظهور قرن بیست و یکم اتخاذ کند اما باز هم به هر ترتیب ذره‌بین خود را بر رمزارزها نگه داشته است. 

در این میان چینی‌ها همین چند روز پیش سعی کردند تا روی دیگری از خود را در مورد تقابل با آمریکا آنهم در حوزه رمز‌ارزها نشان دهند. بر اساس گزارش منتشر شده از سوی فایننشال‌تایمز که چند روز پیش منتشر شد، دولت چین رستوران‌ زنجیره‌ای مک‌دونالد را برای پذیرش ارز دیجیتال بانک مرکزی چین (CBDC) تحت فشار قرار داده است. در این گزارش گفته شده که این غول تولیدکننده فست فود دنیا، آزمایش رنمینبی دیجیتال (واحد پول رسمی چین) که به یوآن دیجیتال هم معروف است را در شانگهای آغاز کرده است. با این حال دولت چین از مک‌دونالد خواسته است تمهیداتی اتخاذ کند که قبل از فرا رسیدن بازی‌های المپیک زمستانی پکن که اوایل فوریه آغاز می‌شود، یوآن دیجیتال را در تمام نمایندگی‌های خود در سراسر این کشور به گزینه‌های پرداخت اضافه کند.

نکته‌ای که برخی از کارشناسان بازارهای سرمایه و به خصوص رمزارزها بدان اشاره می‌کنند این است که چین با سرکوب رمزارزها و بیت کوین از یک سو به دنبال آن است تا انحصار استخراج و سوددهی این بازار را همانند سایر اقدامات حزب کمونیست، به حساب‌های دولتی کانالیزه کند و از سمت دیگر می‌کوشد تا بتواند از اعتبار این بازار بکاهد. اگرچه که ایالات متحده هم تقریبا به دنبال کنترل معاملات رمزارزها است، اما به عنوان مثال اینکه ما می‌بینیم غول خرده‌فروشی دنیا یعنی وال مارت (Walmart) که یک پلتفرم آمریکایی به حساب می‌آید با قرار دادن 200 کیوسک کوین استار امکان پرداخت با بیت‌کوین را برای مشتریان خود فراهم می‌کند و قرار است 8هزار خودپرداز بیت‌کوین در شعب خود نصب کند، نشان می‌دهد که آمریکا بر خلاف چین به دنبال آن است تا ارزش پدرِ رمزارزها یعنی بیت‌کوین را به نوعی رشد دهد. 

فارغ از این مسائل باید دانست که ارزش کلی بازار رمزارزها (Market Cap) در زمان نگارش این متن 2 تریلیون و 538 میلیارد دلار است که می‌تواند به بیشتر از این حجم برسد. حال باید دید که چین و آمریکا در این نبرد کاملاً پنهان قرار است چه استراتژی جدیدی را برگزینند. مضاف بر اینکه هند به تازگی وارد این بازار شده است و خبر دیگر آنکه دفتر اصلی صرافی بایننس از مالزی به دُبی منتقل خواهد شد که این مساله نشان می‌دهد دولت‌های ساکن در حاشیه خلیج فارس قرار است به زودی وارد دنیای پر پیچ و خم ارزهای دیجیتال شوند که می‌تواند حجم بازار رمزارزها را به یک عدد جدید تبدیل کند.

گزارش از فرشاد گلزاری

ارسال نظر