کد خبر : 10173

گزارش پیام نو از فراز و فرودهای اردوغان طی دو هفته اخیر؛

رئیس جمهور ترکیه سعی دارد به مردمش بفهماند اگر او در کاخ آکسارای نباشد، بدون شک ترکیه هم با مشکلات زیادی روبرو می‌شود.

پیام نو| این روزها اگر سری به اخبار منتشر شده در خبرگزاری‌های معتبر یا روزنامه‌های پرتیراژ و مطرح دنیا بزنید به وضوح می‌توانید ببینید یکی از موضوعاتی که زیر ذره‌بین تحلیل و بررسی خبرنگاران و تحلیلگران قرار گرفته، مسائل مربوط به ترکیه است. واقعیت انکار ناپذیری که نمی‌توان آن را به هیچ وجه کتمان کرد یا نادیده گرفت، رفتاری است که این روزها و به خصوص طی یک ماه گذشته از رئیس جمهوری این کشور یعنی رجب طیب اردوغان سر زده است. 

اردوغان و استفاده از مذهب

کسانی که زندگی نامه اردوغان را مطالعه کرده‌اند یا طی سال‌های اخیر رفتار سیاسی او را مورد توجه قرار داده‌اند به خوبی می‌دانند که او اساساً ریشه اسلامگرایی در بطن خود دارد. برخی‌ها معتقدند این ریشه مذهبی به تحصیل او در مدرسه مذهبی امام خطیب مربوط است و برخی دیگر به دلیل اینکه او در مدرسه عالی اقتصادی آکسارای که بعداً به دانشکده علوم اقتصادی و اداری دانشگاه مرمره تغییر نام داد، تحصیل کرده‌، اردوغان را از این موضوع مبری می‌دانند. اما در این میان برخی از منابع  اعلام کرده‌اند چندی پس از آنکه اردوغان در اداره حمل و نقل شهر استانبول شروع به کار کرد، در سال ۱۹۸۰ با رد تقاضای رئیس خود برای تراشیدن ریش، از ادامه کار امتناع کرد. شاید این یکی از دلایل محکمی باشد که وی را یک اسلام‌گرای دو آتشه می‌نامند. 

همین مساله  بسیار کوچک باعث شد تا او در سال 1994 میلادی بتواند به عنوان شهردار استانبول شروع به کار کند و تا 1998 یعنی چهار سال بعد در همین کسوت باقی بماند. سه سال بعد یعنی در سال 2001 میلادی اردوغان به عنوان متصدی حزب عدالت و توسعه شروع به کار کرد و دو سال بعد یعنی در سال 2003 میلادی او به عنوان بیست و هفتمین نخست‌وزیر ترکیه کار خود را شروع کرد. 

بسیاری از منتقدان و حتی طرفداران اردوغان معتقدند که او در طول مدت نخست‌وزیری‌اش به گونه‌ای عمل کرد که بتواند پایگاه اجتماعی خود را در میان طیف اسلامگراها تقویت کند. همه به یاد دارند که اردوغان در ژانویه سال 2009 میلادی دقیقاً در زمانی که در کنفرانس اقتصادی داووس در کنار شیمون پرز، رئیس وقت رژیم صهیونیستی نشسته بود یکباره او و سیاستمداران اسرائیل را قاتل خطاب کرد و در همان نقطه بود که او توانست حمایت از خود را چند برابر کند.

در همان زمان از ایران گرفته تا کشورهایی که به نوعی تل‌Hویو را غیر مشروع می‌دانستند، اقدام به تعریف و تمجید از اردوغان کردند و او نه تنها در ترکیه، بلکه در منطقه هم هواداران زیادی را برای خود دست و پا کرد. این روند البته هنوز هم تا حدودی ادامه دارد. به عنوان مثال در تیرماه سال گذشته (1399) اردوغان خواهان آن شد تا موزه ایاصوفیه مجدداً به مسجد تبدیل شود. این مکان که از 500 سال پیش توسط محمد فاتح از کلیسا به مسجد تغییر کاربری داده شد، در سال 1935 به دستور آتاترک به موزه تبدیل شد ولی حالا با اغراض سیاسی اردوغان مجدداً به محلی برای برگزاری نماز جمعه تبدیل شده است. 

اگرچه یونسکو از این اقدام اردوغان طی سال گذشته ابراز تاسف کرد اما واقعیت این است که اردوغان با این اقدام به نوعی سعی کرد تا بتواند اوضاع را به نفع خود رقم بزند. او در این میان سعی داشت تا بتواند به هر ترتیب که شده باز هم پایگاه طرفداران خود در استانبول که روزی شهردار این شهر به حساب می‌آمد را تقویت کند. دلیل این امر هم کاملاً مشخص است. از سال 2014 و 2015 بدین سو که حجم زیادی از پناهجویان سوری، افغان و عراقی وارد ترکیه شدند، عموماً در استانبول و برخی دیگر از شهرهای مرزی مانند هاتای اسکان داده شدند و همین موضوع حالا به یک چالش داخلی برای اردوغان تبدیل شده است.

مخالفان وی و کسانی که معتقد به آزادی مذهب و گفتمان در ترکیه هستند علناً این اقدام ترکیه را به نوعی در راستای یکدست کردن جامعه این کشور توسط اردوغان و هم‌قطاران او در حزب عدالت و توسعه یا آکپارتی دانستند. اردوغان به نوعی از سال 2014 به بعد سعی کرد تا به صورت گام به گام سیاست داخلی و خارجی ترکیه را به نفع خود رقم بزند. او در ابتدا با اجرای فرامین احمد داوود اوغلو، نخست‌وزیر وقت این کشور که غربی‌ها به دلیل نگارش کتاب «عمق استراتژیک» از وی به عنوان «کسینجرِ تُرک» نام می‌برند به نوعی سعی کرد خود را صلح‌طلب و پیگیر سیاست تنش صفر در داخل معرفی کند اما دیری نگذشت که اردوغان دست راست خود را چند هفته قبل از کودتای نافرجام جولای 2016 میلادی کنار گذاشت.

سیاست خارجی تهاجمی 

با کنار رفتن داوود اوغلو همه فکر می‌کردند که اردوغان به نوعی آرام می‌شود، اما او با تاکید بیش از حد بر ماجرای کودتا، هزاران نفر را در داخل کشور به حاشیه راند و یک قلع و قمع سراسری را رقم زد. داستان به اینجا ختم نشد، بلکه او در این میانه سعی کرد تا غرب را به خیانت علیه خودش در قضیه کودتا متهم کند و در اینجا بود که تنش با ایالات متحده و اروپا را شروع کرد. واقعیت این است که ترکیه از زمان تولد و شروع به کار داعش در سوریه به هر نحوی که توانست از این جریان و ارتش آزاد سوریه که مختلفان دمشق در صفوف او قرار داشتند، حمایت کرد و همین موضوع باعث شد تا ایالات متحده هم اقدام به تسلیح و آموزش کردهای عراق و به خصوص سوریه کند. 

این اقدام آمریکایی‌ها بهانه خوبی را به ترکیه داد که اردوغان از همان اوایل بحران سوریه تا به امروز اعلام کند که به دلیل وجود تهدیدی به نام پ.ک.ک، وارد سوریه شده است. همین چند روز پیش بود که پارلمان ترکیه مجبور شد تا لایحه‌ای که از سوی اردوغان و حزب عدالت و توسعه در مورد ادامه حضور دو ساله ارتش این کشور در ترکیه و عراق ارائه شده بود را مورد تایید قرار دهد. تایید این لایحه بر خلاف آنچه که عوام فکر می‌کنند، صرفاً برای ماجراجویی در سوریه  کاربرد ندارد، بلکه این سناریو متصل به انبوهی از مشکلاتی است که اردوغان خودش آنها را پدید آورده است.

مهمترین مشکل او، کاهش ارزش لیر در برابر دلار است. تا به امروز به هیچ وجه سابقه ندارد که هر 11 لیر معادل یک دلار شود، اما طی روزهای اخیر این اتفاق علناً رخ داد. این مسال ریشه در درگیری‌های مکرری دارد که اردوغان با غربی‌ها ایجاد می‌کند. اینکه او یک روز از خواب بیدار می‌شود و دستور اخراج سفیر آمریکا به همراه سفرای 9 کشور اروپایی را به دلیل تاکیدشان بر آزادی عثمان کاوالا، فعال سیاسی ترکیه‌ای صادر می‌کند و چند روز پس از آنکه سررسید وام‌های خارجی ترکیه سر می‌رسد از این موضع خود عقب‌نشینی می‌کند، نشان دهنده آن است که او زیر فشارهای زیادی قرار دارد. 

در داخل ترکیه، هم‌قطاران او در حزب عدالت و توسعه مانند علی باباجان، داوود اوغلو یا عبدالله گل از رئیس جمهوری این کشور فاصله گرفتند و حالا هر کدام برای خودشان دست به تاسیس یک حزب زده‌اند که نشان می‌دهد انتخابات سال 2023 برای اردوغان چندان آسان و راحت نیست. بر  همین اساس اردوغان برای اینکه همیشه سایه تهدید را روی سر مردمش نگه دارد، پرونده‌هایی مانند لیبی، قره‌باغ، سوریه، عراق، لبنان و حالا افغانستان را در دستور کار گذاشته است. 

او به نوعی با بندبازی در میان این پرونده‌ها و همچنین تعویض جایگاه خود میان آمریکا و روسیه، سعی می‌کند به هر ترتیب به مردمش بفهماند که اگر او در کاخ آکسارای نباشد، بدون شک ترکیه هم با مشکلات زیادی روبرو می‌شود. به همین دلیل است  که ما می‌بینیم اردوغان یک سیاست خارجی تهاجمی را در دستور کار گذاشته است. همانگونه که در ابتدای این متن گفته شد، او در مورد استفاده از عنصر مذهب هم بر اساس سناریوی خود عمل می‌کند. اردوغان می‌داند که ریل‌گذاری کشورش از زمان آتاترک تاکنون به سمت غرب بوده، و به همین دلیل است که این کشور حدود 5 دهه بر عضویتش در اتحادیه اروپا تاکید دارد. 

درست  است که تا به امروز اردوغان نتوانسته اروپایی‌ها را راضی کند تا کشورش به دامان اروپا بیفتد، اما واقعیت این است که او خودش مایل به انجام چنین کاری نیست و سعی دارد با شلوغ نگه داشتن عرصه سیاست خارجی خود، باز هم به مردمش بفهماند که تهدید در خارجِ نزدیکِ ترکیه وجود دارد، نه داخل این کشور! 

گزارش: شایان ملک‌زاده

ارسال نظر