کد خبر : 10255

یادداشت اختصاصی

امارات به نیابت از اسرائیل و عربستان اوضاع را مهندسی کرده تا هجمه جریانات سیاسی به سمت حزب‌الله و سپس تهران معطوف شود.

پیام نو| طی روزهای اخیر شاهد شروع یک دور تنش جدید میان لبنان و عربستان بودیم که دامنه آن به سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس کشیده شد. اصل ماجرا از این قرار بود که چندی پیش جورج قرداحی، وزیر اطلاع‌رسانی لبنان در زمانی که هنوز این پست دولتی را به عهده نگرفته بود، در برنامه پارلمان ملت که از سوی خبرگزاری الجزیره تهیه و پخش شده بود اعلام کرد که عربستان در جنگ یمن شکست خورده و مردم این کشور هم در قبال تجاوز ائتلاف سعودی از خودشان دفاع مشروع کرده‌اند. 

سناریوی «برادر بزرگتر» برای بیروت

پخش این مصاحبه از سوی الجزیره باعث شد تا سعودی‌ها بلافاصله به اظهارات قرداحی واکنش نشان دهند. در گام اول وزارت خارجه عربستان اقدام به احضار سفیر لبنان در ریاض کرد و مراتب شدیدترین اعتراض خود را به بیروت اعلام کرد. اما این آخر کار نبود، بلکه اوضاع به سمتی رفت که عربستان شدت عمل علیه بیروت را بسیار بیشتر کرد و حتی به آن سرعتی باورنکردنی داد. 

عربستان به نوعی آبروی خود را در خطر دید و سخنان وزیر اطلاع‌رسانی لبنان این کشور را به شدت عصبانی کرد. کمی بعد از این ماجرا امارات هم سفیر لبنان را احضار کرد اما معادله زمانی پیچیده‌تر شد که ریاض سفیر لبنان را اخراج کرد. در امتداد این وضعیت، بحرین هم که عموماً دنباله‌روی سیاست‌های عربستان در منطقه است، سفیر لبنان را از منامه اخراج کرد. کویت هم کشور دومی بود که پس از بحرین، سفیر لبنان را اخراج کرد و امارات هم این روند را در پیش گرفت. 

شکل گرفتن یک سه‌ضلعی متشکل از امارات، بحرین و کویت علیه لبنان شاید برای بسیاری از مخاطبان این نوشتار عجیب باشد اما واقعیت غیرقابل انکار این است که در مرکز این مثلث عربستان سعودی یا همان «برادر بزرگتر» قرار دارد. لفظ برادر بزرگتر، عنوانی است که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برای ریاض برگزیدند که البته بسیاری آن را قبول ندارند، اما به هر دلیل سعودی‌ها به دلیل آنکه خود را خادمین حرمین به دنیا معرفی می‌کنند و بیشترین حجم پترودلار را در اختیار دارند، خودشان را رهبر جهان اسلام و دنیای عرب می‌دانند.

عربستان در پرونده یمن که از سال 2015 با همراهی سودان، امارات و برخی دیگر از کشورهای عربی گشوده است، یا محاصره قطر و حالا ایجاد هجمه علیه لبنان به نوعی یک کارزار سیاسی را به راه انداخت تا بتواند خود را گرداننده این نمایش‌ها به دنیا معرفی کند تا در نهایت جایگاه از دست رفته خود را به دست بیاورد. در پرونده اخیر که بیروت و دولت نجیب میقاتی هدف گرفه شده، سعودی‌ها با تندی و رفتار نسنجیده یکباره همه چیز را برهم زدند که بدون تردید هدف آنها زمین زدن دولت فعلی بیروت است که تشکل آن بیش از یکسال و نیم زمان برده است. 

بهانه اصلی ریاض در این پرونده اگرچه سخنان وزیر اطلاع‌رسانی لبنان علیه عملکرد خاندان سعود در یمن بود، اما ماجرا آنجا مشخص‌تر شد که یکباره موسسات قرض‌الحسنه وابسته به حزب‌الله لبنان از سوی عربستان در فهرست تروریستی قرار گرفت. همین یک نمونه کافی است که به همه اثبات شود بهانه اصلی ریاض، سخنان جورج قرداحی نبوده و نیست، بلکه ریاض از نفوذ حزب‌الله در لبنان و همچنین نقش تهران در معادلات این کشور ناراحت و عصبانی است. 

عربستان از سال‌ها قبل به صورت دقیق از سال 2010 میلادی در منطقه به خصوص در عراق و سوریه با حمایت از تکفیری‌ها به دنبال یکسره کردن معادلات به نفع خود بود اما عملکرد حزب‌الله  لبنان در سوریه، حشدالشعبی در عراق و انصارالله در یمن باعث شده تا سعودی‌ها کینه عجیب و غریبی از این جریان‌ها به دل بگیرند و حالا به نظر می‌رسد به دنبال تسویه حساب هستند.

تحمیل هزینه غیرمستقیم به تهران 

در چند روز گذشته یکی از مهترین و البته مشکوک‌ترین اقداماتی که علیه لبنان انجام شد، تایید خبر به فروش گذاشتن ساختمان سفارت امارات در بیروت بود. حدود دو روز پیش وبگاه «صوت بیروت اینترنشنال» به نقل از یک منبع اماراتی عالی رتبه اعلام کرده بود که مقر سفارت امارات در لبنان به فروش گذاشته خواهد شد و هیچ مقام دیپلماتیک یا کارمند وزارت خارجه امارات دیگر در لبنان حضور ندارد و بازگشت آنها به بیروت، به بازگشت حاکمیت به این کشور بستگی دارد. 

حالا در چنین شرایطی خبرگزاری راشاتودی با انتشار خبر فوری اعلام کرد عبدالخالق عبدالله، استاد علوم سیاسی امارات و یکی از شخصیت‌های نزدیک به حکومت این کشور در صفحه کاربری خود در توییتر نوشته است که خبر به فروش گذاشتن مقر سفارت امارات در بیروت صددرصد صحیح است. وی مدعی شده است امارات تنها با دولت ملی در لبنان تعامل و رایزنی می‌کند و نه با دولت و حکومت حزب‌الله و ایران! او در جایی دیگر اعلام کرده که در سایه تسلط حزب‌الله بر تصمیم حاکمیتی لبنان، پس از امروز بازگشتی به بیروت وجود ندارد.

این اظهارات به خوبی نشان می‌دهد که امارات حتی پا را از عربستان فراتر گذاشته و با فروش مقر دیپلماتیک خود در بیروت به دنبال آن است که به بیروت بفهماند این کشور توسط ابوظبی «طرد» شده است. این اقدام شاید با  سعودی‌ها هماهنگ شده باشد و شاید هم اینگونه نباشد، اما محتوای این اقدام نشان می‌دهد رد پای تل‌آویو در این پرونده مشهود است. کاملاً واضح است ریاض در این پرونده حکم شروع کننده و القاءکننده بی‌ثباتی را بازی می‌کند و به دنبال این است که بی‌دولتی را به بدنه لبنان تزریق کند، اما اقدام امارات به خوبی نشان می‌دهد این کشور با فشار اسرائیل دست به عملیاتی کردن چنین تصمیم زده است. 

اسرائیل به خوبی می‌داند وضعیت اقتصادی لبنان بسیار خراب است و در این مسیر دولت و شخصِ نجیب میقاتی همانند سعد الحریری، چشمشان به کمک‌های امارات و عربستان است. به همین دلیل با قطع روابط و بزرگنمایی از عدم بازگشت به بیروت، خواهان آن هستند تا بتوانند اوضاع را به نحوی جلوه دهند که دلیل قطع روابط ایران و حزب‌الله لبنان است. اسرائیل در دوران ترامپ سعی کرد تا منافذ اقتصادی ایران را به هر ترتیب که بود، مسدود کند ولی اقدام اخیر تهران در ارسال سوخت به بیروت نه تنها عربستان، بلکه رژیم صهیونیستی را ناراحت و عصبانی کرده است. 

این عصبانیت حالا به جایی رسیده که امارات به نیابت از اسرائیل و عربستان برای بازگرداندن نفوذ از دست رفته‌اش طوری اوضاع را مهندسی کرده‌اند که هجمه تمام جریانات سیاسی به سمت حزب‌الله و سپس تهران معطوف شود. آنها با این اقدام به دنبال «ایجاد به‌هم‌ریختگی داخلی» در بیروت هستند و می‌خواهند به لبنان القاء کنند که نزدیک شدن به تهران، بهایی گزاف دارد. بر همین اساس طی روزهای اخیر احتمال دارد که وزیر اطلاع‌رسانی لبنان مجبور به استعفا شود و در امتداد این پرونده به احتمال زیاد وزرای همسو با حزب‌الله و جنبش أمل هم مجبور به کناره‌گیری می‌شوند. حال باید دید ریاض می‌تواند برای تهران (آن هم در کشاکش مذاکره با تهران) هزینه‌تراشی کند یا اینکه خود دچار انزوا می‌شود؟!

شایان ملک‌زاده 

ارسال نظر