کد خبر : 10513

یادداشت اختصاصی| شایان ملک‌زاده

اتفاقی نادر در سوریه رخ داد که می‌تواند سیگنالی از تحولات جدید منطقه مخابره کند.

پیام نو| پس از 10 سال، روز گذشته (سه‌شنبه) شاهد یک اتفاق نادر در سوریه بودیم که به نوعی می‌تواند مخابره‌کننده یک سیگنال از تحولات جدید منطقه به حساب آید. شاید به کار بردن کلمه «نادر» یا مترادف آن در تحلیل‌های عرصه بین‌الملل کمی ناشیانه باشد؛ چراکه هر روز که از خواب بلند می‌شوید در گوشه و کنار دنیای سیاست آن‌هم در مقیاس جهانی‌، شاهد وقوع یک اتفاق از پیش تعیین نشده و حتی غیر قابل پیش‌بینی هستید، اما در این میان نکته‌ بسیار مهمی وجود دارد. 

اگر بپذیریم که عالم سیاست همانند اقتصاد و کارآفرینی، عالمِ رقابت است، می‌توان گفت که حداقل 40 تا 50 درصد راه را در تحلیل روزانه وقایع جهانی پیموده‌اید، اما آنچه ستون فقرات این رقابت را تشکیل می‌دهد، «منافع» است. منافع هم اعم از انفرادی یا جمعی به ما این نکته را گوشزد می‌کند که در جهانِ سیاست و سپس سیاست، «هیچ دشمن و دوست دائمی وجود نداشته» و نخواهد داشت. شاید بسیاری از مخاطبانِ این سطور پیش خود بگویند که سیاست آن‌قدرها هم که می‌گویند، بدون چهارچوب نیست و الزاماتی در آن وجود دارد که طرفین را مجبور به پیروی از یکسری قوانین می‌کنند، اما متاسفانه این تحلیل هم غلط است.

چرخش به سمت دمشق؟

یکی از پرونده‌هایی که آرام آرام در حال تغییر شکل دادن بوده و به خوبی در حال نشان دادن تغییر وضعیت در منطقه است، پرونده شامات یا همان سوریه است. از 10 سال پیش که بحران در خاورمیانه و شمال آفریقا با بهار عربی رُخ عیان کرد، دمشق یکی از نقاطی بود که بیشترین هزینه را برای مقابله با این بحران پرداخت کرد؛ بحرانی که حدود 125 تا 135 جریان تروریستی خُرد و کلان در آن حضور داشتند و تنها نام داعش و جبهه‌النصره (شاخه سوری القاعده) به گوش جهانیان خورد و خروجی آن را به وضوح دیدیم. 

در طول این 10 سال به وضوح دیدیم که هر کدام از کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای نقش خود در مورد تشدید بحران سوریه را به نوعی بازی کردند. به عنوان مثال اردن یکی از کشورهایی بود که سعی کرد از طریق مرزهایش با سوریه، تعداد زیادی از عناصر گروه «کلاه‌سفیدها» که توسط سرویس اطلاعات خارجی بریتانیا (MI6) آموزش‌های عکاسی و تصویربرداری را فرا گرفته بودند وارد سوریه کند و در نهایت اوضاع را متشنج کند. امارات هم به دلال تسلیحات در این جنگ تبدیل شده بود که البته در کنار عربستان سعی داشت تا بتواند اوضاع را به نفع خود تغییر دهد. 

قطر و کویت هم هر کدام به نوعی در این سناریو نقش ایفا کردند و اسرائیلی‌ها هم در حال نظاره و پیش بردن سناریوهای اطلاعاتی خود بودند. در نهایت روسیه و ایران از هوا و زمین بر تروریست‌ها تاختند و شد آنچه که ملاحظه می‌کنید. حالا این روند به جایی رسیده که دیروز وزیر خارجه امارات متحده عربی پس از یک دهه قطع روابط کشورش با دمشق، به سوریه سفر کرد. اگرچه بسیاری از خبرگزاری‌های کشورمان سعی کردند تا خبر این سفر را به نوعی کمرنگ جلوه دهند، اما روزنامه الوطن سوریه در گزارش خود نه‌تنها سفر عبدالله بن زاید،‌ وزیر خارجه امارات به دشمق را تأیید کرد، بلکه این روزنامه اعلام کرد که وی با بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه دیدار کرد و پیامی از رئیس امارات و ولیعهد ابوظبی تقدیم اسد کرده است.

منابع نزدیک به دولت سوریه به این روزنامه اعلام کرده‌اند که در این دیدار بازگشت سوریه به اتحادیه عرب بررسی شد و بن‌زاید به اسد گفته است که سوریه در اجلاس سران آتی عرب در الجزایر حاضر خواهد بود و از دمشق دعوت به عمل خواهد آمد تا در اجلاس سران عرب در ماه مارس (برای اولین بار از ۲۰۱۱) شرکت کند. در این مسیر بسیاری از ناظران بین‌الملل معتقدند که این اقدام امارات را باید نوعی چرخش به سمت دمشق دانست که شاید تا حدودی درست باشد، اما مسئله اصلی چیز دیگری است. 

مرزبندی‌های جدید اعراب

اگر به آرایش هیأت اماراتی نکاهی گذرا بیندازیم به خوبی می‌بینیم که بن‌زاید یک تیم سیاسی-اقتصادی را با خود به دمشق برده بود. خلیفه شاهین، وزیر مشاور در امور خارجه و علی محمد حماد الشامسی، رئیس سازمان گمرک فدرال و امنیت گذرگاه‌ها همراه وزیر خارجه امارات در این سفر بودند و این چینش نشان می‌دهد که امارات همانند عربستان سعودی به دنبال ایجاد کشش میان خود با دمشق از طریق کمک‌های مالی است. این موضوع البته زمانی که سوریه مجدداً به جمع اعضای اتحادیه عرب بپیوندد، تشدید می‌شود و بسیاری از کشورهای عربی منطقه بدون تردید سعی می‌کنند تا سویه را از طُرُق مالی حمایت کنند. 

به یاد داریم که ماه گذشته عبدالله دوم، پادشاه اردن با بشار اسد به صورت تلفنی گفت‌وگو کرد و چندی قبل از آنهم وزیر دفاع سوریه به اَمان سفر کرده بود که در نهایت تنها مرز زمینی میان دو کشور برای تبادل کالا و ملزومات اساسی پس از 10 سال بازگشایی شد. این اقدام در آن زمان شاید تنها نشان می‌داد که دمشق در حال برقراری مناسبات با همسایه جنوبی خود است، اما حال که امارات دست به چنین کاری زده نشان می‌دهد تمام این حرکاتِ دیپلماتیک، یک نوع طرح‌ریزی حساب شده است و به نظر می‌رسد بریتانیا یا ایالات متحده و شاید هم هر دو در آن دخیل باشند. 

در این میان سایت «آر.تی» به نقل از منابع و فعالان گزارش داد که امارات تلاش‌های دیپلماتیک عربی را هدایت می‌کند و می‌خواهد سوریه را با اعراب آشتی دهد. وئام وهاب،‌ رئیس حزب توحید عربی هم در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «جرأت امارات در روابط با سوریه باید انگیزه‌ای برای دیگر عرب‌ها باشد». او به این نکته اشاره کرد که 20 اکتبر محمد بن زاید آل نهیان، ولیعهد ابوظبی و معاون فرمانده کل نیروهای مسلح این کشور تماس تلفنی را از جانب بشار اسد دریافت کرده و حالا این خروجی همان تماس‌ها است. 

در این میان به نظر می‌رسد اماراتی‌ها به دنبال آن هستند که بتوانند با پیش‌قدم شدن در این مسیر سوریه را به جمع اعراب بازگرداند که شاید بسیاری از تحلیلگران این اقدام را به معنای دور کردن سوریه از ایران تلقی کنند. توجه کنید که سوریه از منظر سیاسی می‌تواند به هر سویی که می‌خواهد متمایل شود، اما مسئله اینجاست که اعراب اگر قرار باشد که امتیازاتی را به دمشق بدهند، خواهان دور شدن از تهران هستند و در این میان سوری‌ها سعی خواهند کرد تا توازن و تعادل را میان اعراب و تهران حفظ کنند، اما این سفر به نوعی نشان داد که «عربیت در خاورمیانه، مقدم بر اسلامیت» است.

از سوی دیگر پا پیش گذاشتن امارات به عنوان کشوری که حالا با اسرائیل روابط عمیق سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی دارد کمی می‌تواند نگران کننده باشد. توجه داشته باشید که تل‌آویو همین اخیراً نشستی را در عراق با سران برخی طوایف تنظیم و برگزار کرد که صدای تهران و بغداد را درآورد و البته عاملان هم تحت پیگرد قرار گرفتند. در مورد سوریه هم بدون شک رژیم صهیونیستی به دنبال آن خواهد بود که بتواند با اعزام واسطه‌ها به دمشق نزدیک شود و شاید اتفاق‌هایی که در عراق رخ داد، در این کشور هم به صورت پنهان طرح‌ریزی و اجرا شود. به هر ترتیب سیگنال‌های تغییر در منطقه خاورمیانه و سپس در آفریقا به گونه‌ای مخابره می‌شود که می‌توان آنرا «موج تغییرِ هدفمند» دانست.

شایان ملک‌زاده

ارسال نظر