| 20:12   
کد خبر : 11584

یادداشت اختصاصی

اتحادیه اروپا می‌خواهد به صورت غیرمستقیم منافع روسیه را مورد هدف قرار دهد.

پیام نو| از حدود دو ماه پیش تاکنون شاهد برجسته شدن اخبار مربوط به تحولات اوکراین هستیم، اما این بار محوریت این رخدادها قدری با سال‌های گذشته تفاوت دارد. همه به یاد دارند در سال 2014 میلادی که باراک اوباما زمام امور کاخ سفید را در دست داشت و جو بایدن در کسوت معاون وی ایفای نقش می‌کرد، یک نزاع سیاسی تمام عیار شکل گرفت که در بطن خود یک نبرد امنیتی میان سرویس‌های اطلاعاتی دو کشور را به دنبال داشت. 

بازهم اوکراین! 

زمانی که یکباره انقلاب اوکراین از هجدهم فوریه 2014 کلید خورد و مردم معترض در میدان استقلال کی‌یف علیه ویکتور یانوکوویچ، رئیس جمهوری وقت این کشور به خیابان آمدند بسیاری از تحلیلگران امنیتی و سیاسی معتقد بودند این تجمع‌ها چیزی مانند انقلاب نارنجی سال 2004 و 2005 است که غرب برای آنها در قالب انقلاب‌های مخملی طراحی کرده بود، اما جمعیت به حدی زیاد شد و شعارها به حدی جنبه رادیکال به خود گرفت که دیگر نمیشد آنرا با انقلاب نارنجی مقایسه کرد. 

کمی آنطرف‌تر یعنی در مسکو، حاکم کرملین که خودش روزی افسر اطلاعاتی ک.گ.ب در آلمان شرقی بوده، در حال رصد لحظه به لحظه اوضاع و احوال در اوکراین بود. پوتین به خوبی می‌دانست که اینبار واشنگتن سناریوی جدیدی برای او و رئیس جمهور تحت حمایتش در اوکراین طراحی کرده و به همین منظور ترتیبات خروج یانوکوویچ از طریق مرزهای شرقی را داد. در نهایت یانوکوویچ در تاریخ 24 فوریه 2014 توسط دو هلی‌کوپتر نظامی به همراه سگش از اوکراین خارج شد اما معلوم نشدکه او در کجا اقامت گزید. 

پس از خروج یانکوویچ از اوکراین یکباره جدایی‌طلبان تحت حمایت روسیه مناطق لوهانسک و دونتسک واقع درشرق اوکراین را به اشغال خود در آوردند. دلیل این امر هم مشخص بود، چراکه در درجه اول شرق اوکراین با روسیه هم‌مرز بود و روسیه برای آنکه این مناطق را به عنوان یک دیوار دفاعی استراتژیک به نفع خود چینش کند و در درجه دوم این مناطق منابع عظیمی از ذغال‌سنگ را در درون خود جای داده که از زمان اتحاد جماهیر شوروی تاکنون به نوعی مورد بهره‌برداری روسیه بود یا کمپانی‌ها وابسته به مسکو محصولات استخراج شده از این معادن را خریداری و بهره‌برداری می‌کردند. 

حالا با گذشت حدود 7 سال از آن روزها شاهد آن هستیم که بازهم اوکراین به تیتر یک اخبار حوزه بین‌الملل تبدیل شده و در دو ماه گذشته حداقل روزی 4 تا 6 خبر به صورت میانگین به این پرونده اختصاص داده شده است. ماجرا از این قرار است که روسیه اخیراً و پس از آنکه ایالات متحده و اوکراین مانور نظامی مشترک برگزار کردند، تحرکاتی را در مرز خود با اوکراین آغاز کرد. روس‌ها بر اساس اعلام واشنگتن و تحرکات سیاسی – نظامی تیم بایدن و اتحادیه اروپا به این جمع‌بندی رسیده‌اند که اوکراین قرار است به جمع کشورهای عضو ناتو بپیوندد و این موضوع به معنای نقض خطوط قرمز کرملین در دریای سیاه به شمار می‌رود. 

روس‌ها از سوی دیگر در برآوردهای خود به این نتیجه رسیده‌اند که طی شدن این روند به نوعی منتج به اعمال فشار و هدف قرار گرفتن منافع روسیه در حوزه دریای بالتیک و حوزه بالکان می‌شود که این محور هم یکی از استراتژیک‌ترین خطوط قرمز مسکو به حساب می‌آید. بر همین اساس روس‌ها در یک اقدام متقابل رزمایشی را در نزدیکی مرزهای خود با اوکراین برگزار کردند اما پس از اتمام یاین رزمایش بخشیاز ادوات، تسلیحات و نیروهای نظامی خود را در مرز با اوکراین باقی گذاشتند و مابقی را به کشورشان بازگرداندند. این اقدام نه تنها صدای ولودیمر زلینسکی، رئیس جمهوری اوکراین را درآورد، بلکه به تبع آن ایالات متحده به عنوان متحد کی‌یف و سپس اتحادیه اروپا هم این اقدام روس‌ها را تنش‌آفرین خطاب کردند و حتی آنرا شروعی برای یک درگیری نظامی دانستند. 

صف‌بندی جدید علیه کرملین

مخاطبان این سطور شاید بگویند که درگیری روسیه و آمریکا از دهه‌ها قبل وجود داشته و دو طرف در جنگ سرد با یکدیگر تسویه‌حساب کردند و دیگر نمی‌توان این مدل از تقابل‌های نظامی و سیاسی را چندان مهم دانست. این تحلیل چندان درست نیست؛ چراکه تنش بر سر مساله اوکراین به حدی از منظر سیاسی و نظامی بالا گرفته که سه‌شنبه هفته گذشته مقارن با هفتم دسامبر 2021، روسای جمهوری روسیه و آمریکا برای دومین بار با هم دیدار کردند اما این گفت‌وگو صرفاً مجازی بود. 

در عالم روابط بین‌الملل زمانی که نماینده دو قدرت بزرگ مانند روسیه و آمریکا در فاصله کمی از دیدار اولشان که در سوئیس برگزار شد، با یکدیگر مذاکره و دیدار می‌کنند، نشان می‌دهد که منازعه و تقابل به حدی رسیده که ممکن است هر آن یک اصطکاک سخت به وجود بیاید و آنجاست که مذاکره و تبادل نظر می‌تواند کارگشا باشد. بر همین اساس پرونده اوکراین را باید در وضعیت کنونی بحرانی قلمداد کرد اما مضاف بر آن باید توجه داشت که یک پای این پرونده اتحادیه اروپا به حساب می‌آید. 

برای روشن شدن نقش اتحادیه اروپا در پرونده اوکراین و به صورت کلی تقابل با روسیه باید به این نکته توجه کنیم که سران اتحادیه اروپا و شش کشور همسایه شرقی این اتحادیه شامل ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان، اوکراین، بلاروس و مولداوی در می 2009 اعلامیه‌ای را که به اعلامیه  « مشارکت شرقی » معروف شد، امضاء کردند تا چارچوب روابط آتی خود را بر اساس این اعلامیه بنا کنند. تا قبل از سال 2001، کشورهای این منطقه جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی اتحادیه اروپا نداشتند، اما اجرای عملیات نظامی در افغانستان، نقش محوری کشورهای این حوزه برای تداوم حضور ناتو در این کشور را افزایش داد.

بر این اساس با توجه به تلاش‌های روسیه در سال‌های اخیر برای بازیابی قدرت گذشته خود و پیگیری یک سیاست تهاجمی‌تر که در مواردی با منافع غرب تضاد پیدا کرده است، ابتکار مشارکت شرقی در دراز مدت می‌تواند منافع روسیه در این منطقه را مورد تهدید قرار دهد. در واقع این ابتکار را می‌توان در چارچوب به کارگیری قدرت نرم اتحادیه اروپا برای همراه کردن کشورهای منطقه با سیاست‌های خود علیه مسکو ارزیابی کرد.

به همین دلیل امروز (چهارشنبه) اتحادیه اروپا میزبان «اجلاس مشارکت شرقی» خواهد بود. بر اساس اعلام شارل میشل، رئیس شورای اروپا، ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان، مولداوی و اوکراین امروز در این اجلاس شرکت خواهند کرد، در حالی که بلاروس به این نشست نخواهد پیوست؛ چراکه مشارکت خود در این سازمان را به حالت تعلیق درآورده است. 

بر اساس گزارش یورونیوز، روابط سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا با این پنج کشور شرکت‌کننده در اجلاس مشارکت شرقی ارزیابی خواهد شد و آنها همچنین درباره بسیج نظامی روسیه در نزدیکی مرز اوکراین نیز گفت‌وگو خواهند کرد. اینکه بلاروس در این اجلاس شرکت ندارد به نوعی نشان از صف‌بندی‌های جدیدی است که از ماه‌ها پیش به وجود آمده؛ به گونه‌ای که بلاروس حالا به سوی مسکو متمایل شده و همین امر نشان می‌دهد قطب‌بندی‌ها در حال تشدید شدن هستند. 

نکته‌ای که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که اساساً محوریت اصلی این اجلاس نوعی مداخله نرم در پرونده قره‌باغ است؛ چراکه رئیس شورای اروپا دیروز (سه‌شنبه) یعنی یک روز قبل از اجلاس مشارکت شرقی میزبان رهبران جمهوری آذربایجان و ارمنستان برای یک نشست سه‌جانبه در بروکسل بوده است. این اقدام اروپایی‌ها به نوعی نشان می‌دهد که کشورهای عضو اتحادیه به دنبال آن هستند که حالا به صورت غیرمستقیم منافع روسیه را مورد هدف قرار دهند. اروپایی‌ها به دلیل اشتراکات مذهبی و بر اساس منافعی که در ارمنستان دارند به دنبال آن هستند تا بتوانند روس‌ها را به هر ترتیب که شده اینبار از ناحیه قره‌باغ مورد «آزار سیاسی» قرار دهند. سناریویی که نشان می‌دهد حالا اروپایی‌ها با هماهنگی پشت‌پرده آمریکا به جدال با روسیه آمده‌اند تا قره‌باغ را هم به محور اعمال فشارهای خود علیه کرملین اضافه کنند.

شایان ملک‌زاده

ارسال نظر