کد خبر : 7281

فواد شمس| روزنامه‌نگار و کارشناس ارشد جغرافیا

باید منتظر بود جنگ فراتر از درگیری منطقه‌ای بین آذربایجان و ارمنی‌ها شود.

پیام نو| جنگی که جمهوری آذربایجان با پشتیبانی تمام‌عیار نظامی دولت اردوغان علیه ارمنی‌های ساکن قره‌باغ و ارمنستان راه انداخته است، می‌رود که تبدیل به یکی از بحران‌های بزرگ منطقه‌ای و جهانی شود. البته پیش از این نیز مناقشه قره‌باغ همچون کلافی سردرگم بوده است. برای آن‌که بتوانیم تصویری درست از وضعیت بحرانی قره‌باغ داشته باشیم، نیاز است ابتدا جغرفیای این منطقه را بشناسیم.

قره‌باغ منطقه‌ای جغرافیایی در شمال رودخانه ارس و در شرق ارمنستان و جنوب غربی جمهوری آذربایجان است. این منطقه از دیرباز محل سکونت اقوام مختلفی بوده است. قدیمی‌ترین آن‌ها ارمنی‌ها بودند که همواره در این منطقه اکثریت داشتند. در دوران‌های اخیر نیز اقوامی از آذری و البته کردهای مسلمان و کردهای ایزدی هم در این منطقه سکونت یافتند.

جغرافیای پیچیده قره‌باغ

بخشی که قره‌باغ کوهستانی  یا همان  ناگورنو قره‌باغ  نامیده می‌‌شود از دیرباز محل سکونت ارمنی‌ها بوده است. اکثریت این منطقه را ارمنی‌ها تشکیل می‌دهند و از زمان شوروی نوعی واحد اداری خودمختار به نام آرتساخ داشتند. البته به دلایل سیاست خاص شوروی و قدرتی که حاکمان باکو در زمان شوروی داشتند در تقسیمات اداری این منطقه  با حفظ خودمختاری زیرمجموعه جمهوری آذربایجان حساب می‌شد.  مناطق غیرکوهستانی قره‌باغ  نیز که اکثریت ساکنانش کردها بودند تا سال 1929 تحت عنوان «جمهوری سرخ کردستان» اداره می‌شد که باز هم به دلیل نفوذ حکوم باکو این جمهوری منحل و این منطقه نیز ضمیمه جمهوری آذربایجان شد.

بر اساس این وضعیت جغرافیای قره‌باغ پیچیده است و برای شناخت بحران باید به این پیچیدگی توجه کرد. از یک طرف قره‌باغ کوهستانی وجود دارد که ارمنی‌ها آن را واحد جغرافیایی خودمختاری به نام آرتساخ  می‌دانند که از دیرباز وجود داشته داشته است و در زمان شوروی هم خودمختاری داشته است. از طرف دیگر مناطق دیگری که در تقسیمات جغرافیایی - سیاسی شوروی جز آذربایجان بوده و در جنگ دهه 90 میلادی به تصرف ارمنی‌ها در آمده اند نیز محل سکونت کردها، ارمنی‌ها و آذری‌ها با هم بوده است.

مناقشه از کجا شروع شد؟

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تمام جمهوری‌های داخل این اتحادیه بر اساس توافقی رفراندوم برگزار کردند تا به استقلال برسند. این امر در قره‌باغ کوهستانی که جمهوری خودمختار آرتساخ  خوانده می‌شد نیز رخ داد. اکثریت ارمنی این منطقه نیز خواهان حفظ خودمختاری خود شدند. اما حاکمان باکو این رفراندوم را قبول نکردند. از همین نقطه بود که جنگ آغاز شد. البته پیش از آن هم در زمان شوروی درگیری‌های قومیتی در شهر گنجه، باکو و سومیقات علیه ارمنی‌ها رخ داده بود. گروه‌های تندروی پان ترک - اسلامیست با پشتیبانی گروه افراطی گرگ‌های خاکستر ترکیه اقلیت ارمنی‌نشین در این شهرهای جمهوری آذربایجان را آماج حملات خود قرار داده بودند. در ادامه این تنش‌ها موضوع خودمختاری آرتساخ در قره‌باغ  بهانه‌ای برای یک جنگ تمام‌عیار شد.

فواد شمس

ایران از حضور نیروهای تروریست سوری نگرانی به‌حقی دارد. احتمال خرابکاری این جریانات تروریستی در مرز ایران بسیار بالاست. به صورتی که بنا به برخی اخبار این جریانات با تحرکات خود در حاشیه رودخانه مرزی ارس موجب ناامنی در این مرز شده‌اند. از این رو حساسیت ایران بالاتر هم رفته است

در جریان این جنگ چندین ناحیه  دیگر از بخش قره‌باغ غیرکوهستانی نیز به تصرف قوای ارمنی در آمده که در واقع قطع‌نامه‌های سازمان ملل در مورد این منطبق است، نه لزوما تمام  قره‌باغ و خصوصا بخش کوهستانی آن معروف به ناگورنو یا همان جمهوری خودمختار آرتساخ.

در واقع استدلال ارمنی‌های ساکن قره‌باغ کوهستانی این است که همان‌طور که دیگر جمهوری‌های داخل اتحاد جماهیر شوروی بعد از فروپاشی از حق تعیین سرنوشت ملل خود استفاده کردند، ارمنی‌های قره‌باغ هم از این موضوع استفاده کرده‌اند. در این بین البته بحث مناطق غیرکوهستانی قره‌باغ که در جنگ اول قره‌باغ به تصرف قوای ارمنی در آمده موضوع قطع‌نامه‌های سازمان ملل است.

تالش‌ها و کردها؛ فراموش‌شدگان مناقشه

در مناقشه قره‌باغ رسانه‌ها فقط از ارمنی‌ها و آذری‌ها صحبت می‌کنند. در حالی که مردمان دیگری نیز هستند که  صدایشان شنیده نمی‌شود. کردها جز گروه‌های جمعیتی بودند که در قره‌باغ حضور داشتند. به صورتی که حتی در زمان شوری بین سال های 1921 تا 1929 در آن منطقه جمهوری سرخ کردستان را نیز تشکیل داده بودند که بعدها با فشار باکو و استالین منحل شد. در جریان جنگ قبلی قره‌باغ در دهه 90 میلادی کردهای مسلمان اکثرا به سمت آذربایجان مهاجرت کردند و کردهای ایزدی به سمت ارمنستان.

در کنار کردها دیگر گروه جمعیتی که در موردش کم می‌دانیم  تالش‌ها و تات‌های ساکن در جمهوری آذربایجان هستند. در زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوری این جمعیت نیز در شهر لنکران و آستارا و دیگر مناطق مناطق تالش و تات که نزدیک مرز ایران در جوار دریای کاسپین (خزر) زندگی می‌کنند، اعلام جمهوری کردند و خواهان خودمختاری بودند. اما تحت فشار دولت باکو نهایتا این امر منتفی شد. در کنار همه این‌ها جمعیت بزرگی از «لزگی‌ها» و «آوارها» نیز در جمهوری آذربایجان زندگی می‌کنند، که متاسفانه چندان وضعیت مناسبی هم ندارند. همه این تنوع جمعیتی در یک جغرافیای محصور بین دریای کاسپین (خزر) و دریای سیاه و کوه‌های قفقاز خودش بر پیچیدگی بحران افزوده است.

توسعه‌طلبی جغرافیایی اردوغان با اجاره تروریست‌ها از سرتاسر جهان

اما چیزی که این دور از درگیری‌ها را نسبت به ادوار گذشته در قره‌باغ حساس‌تر کرده است گسیل صدها تروریست از سوریه و لیبی به منطقه توسط دولت اردوغان است. از طرف دیگر اخباری از حضور احتمالی نیروهایی از پاکستان و افغانستان نیز می‌رسد. دولت بلاروس که خودش این روزها درگیر بحران داخلی است به خاطر روابط حسنه‌ای که لوکاشنکو با اردوغان دارد، به عنوان تامین‌کننده اسلحه این نیروها مطرح شده است.

این موضوع باعث تشدید نگرانی‌ها از طرف جامعه جهانی شده است، خصوصا ایران که با منطقه درگیری و محل استقرار نیروهای ترویستی مرز مشترک دارد. اردوغان با استفاده از احساسات پان‌ترکیستی با رنگ و لعاب مذهبی در قره‌باغ یک بحران منطقه‌ای و جهانی دیگر را شعله‌ور کرده است، در حدی که به نظر می‌رسد یک طرف واقعی جنگ دولت اردوغان است تا دولت باکو.

اردوغان با وجود مشکلات عدیده سیاسی و اقتصادی در داخل ترکیه، همواره از کارت احساسات ناسیونالیستی پان‌ترکی و احساسات مذهبی برای حل مشکلات داخلی استفاده می‌کند. سیاست‌های توسعه‌طلبانه  دولت اردوغان پیشتر در سوریه و لیبی و حتی در قبرس بحران‌آفرین شده بود.

برخی از تحلیل‌گران حوزه ژئوپلتیک بر این اعتقاد هستند که  سیاست کلان توسعه‌طلبانه اردوغان به دنبال حذف ارمنستان از نقشه جغرافیایی است تا پیوستگی جغرافیایی سرزمین‌های تحت کنترل اردوغان به گستره‌ای  از دریای مدیترانه تا دریای خزر پیش برود تا  بعد از آن حتی در یک رویای بلندپروازانه اردوغان به سمت کشورهای آسیای میانه و حتی منطقه سین شیانگ چین و اویغورها برود. این امر قطعا تنش‌های بسیار بزرگی در حوزه ژئوپلتیک منطقه ایجاد خواهد کرد و بازیگران بزرگ‌تری همچون روسیه و چین و حتی هند را وارد تنش قره‌باغ خواهد کرد.

نقش روسیه و ایران در بحران قره‌باغ

با حضور نیروهای تروریستی چندملیتی در جبهه قره‌باغ و دخالت‌های آشکار دولت اردوغان و دخالت ضمنی پاکستان و پشتیبانی تسلیحاتی بلاروس باید منتظر بود این جنگ فراتر از یک درگیری منطقه‌ای بین آذربایجان و ارمنی‌ها بشود. از این رو موضع دولت جمهوری اسلامی ایران تا این‌جا تاکید بر آتش‌بس فوری و همچنین صیانت از مرزهای ایران در رودخانه ارس بوده است، خصوصا این که ایران از حضور نیروهای تروریست سوری نگرانی به‌حقی دارد. احتمال خرابکاری این جریانات تروریستی در مرز ایران بسیار بالاست. به صورتی که بنا به برخی اخبار این جریانات با تحرکات خود در حاشیه رودخانه مرزی ارس موجب ناامنی در این مرز شده‌اند. از این رو حساسیت ایران بالاتر هم رفته است.

همچنین روسیه که با هر دو کشور آذربایجان و ارمنستان روابط نزدیکی دارد، تلاش‌های سیاسی خود را برای آتش‌بس آغاز کرده است. البته تصور عمومی این است که روسیه به صورت سنتی حامی ارمنی‌هاست. در حالی که واقعیت روی زمین چیز دیگری را نشان می‌دهد. دولت فعلی ارمنستان به زعامت پاشینیان بیشتر رویکرد نزدیکی به بلوک غرب و دوری از روسیه را دارد. شاید به همین دلیل باشد که پوتین شخصا چندان بی‌علاقه نیست که ارمنستان در این بحران تحت فشار قرار بگیرد. البته تجربه نشان داده است که پوتین شطرنج‌باز قهاری در مسایل ژئوپلتیکی است و مهره‌های مختلفی را برای بازی نگه می‌دارد. پس باید صبر کرد و دید نقش‌آفرینی پوتین در نهایت در صفحه شطرنج پیچیده قفقاز و قره‌باغ چگونه خواهد شد؟

راه حل چیست؟

با درنظرگرفتن  تمام پیچیدگی‌های این بحران که می‌رود از سطح محلی و منطقه‌ای تبدیل به یک بحران جدی جهانی شود، قطعا یافتن یک راه‌حل امر ساده‌ای نیست که اگر ساده بود در چند دهه گذشته راهی یافت می‌شد. از طرفی آذربایجان مدعی بخشی از خاک خودش است، از طرفی ارمنی‌ها نیز نگران موجودیت خود هستند. با دخالت کشورهای خارجی و حضور نیروهای تروریستی فرامنطقه‌ای بر پیچیدگی اوضاع افزوده شده است.

در این بین تا این‌جا پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران به همراه بسیاری از مجامع بین‌المللی و کشورهای بی‌طرف این است که آتش‌بس فوری برقرار شود تا مشکلات از راه گفت‌وگو حل شود. به نظر می‌رسد با توجه به وضعیت جغرافیایی منطقه و ترکیب جمعیتی آن باید یک نوع مصالحه صورت بگیرد که طرفین به حدی از خواسته‌های خود برسند. بدین صورت که  مناطقی که به قره‌باغ غیرکوهستانی موسوم است و در تقسیمات جغرافیای سیاسی جزئی از جمهوری آذربایجان هست در یک فرایند زمان‌مند و مورد تایید مجامع بین‌المللی اعاده داده شود و آوارگان بدون درنظرگرفتن تعلق قومیتی و مذهبی فقط بر اساس حق واقعی سکونت در سرزمین خود  به آن جا بازگردند.  در طرف مقابل خودمختاری منطقه کوهستانی قره‌باغ که ساکنان آن ارمنی هستند توسط آذربایجان به رسمیت شناخته شود. قطعا این راه‌حل برآورده‌کننده تمامیت خواسته‌های طرفین نیست اما در این بحران، تمامیت‌خواهی تنها بر آتش درگیری‌ها می‌افزاید.

در این بین امری که افکار عمومی ایرانیان بیش از همه باید به آن توجه کند درس‌هایی هست که این دست بحران‌ها به ما می‌دهد. حفظ وحدت سرزمین و همبستگی بین تمام ساکنان یک واحد جغرافیایی مشخص امری ضروری برای حفظ صلح و زندگی مسالمت‌آمیز بین تمام شهروندان ورای تعلق قومیتی، زبانی و مذهبی است. امید می‌رود که شاهد صلح هر چه سریع‌تر و پایان جنگ و خون‌ریزی در کشورهای شمال رودخانه ارس باشیم و البته مراقبت بیشتری از حفظ صلح و همزیستی در کشور خودمان بکنیم.

ارسال نظر