کد خبر : 473

هاشمی طبا در گفتگو با «پیام نو»:

فرقی ندارد آقای روحانی سرکار باشد یا آقای جهانگیری یا تاج‌زاده و رسایی و قالیباف. هیچ‌کدام آمادگی حل مسائل اصلی کشور را ندارند چون حل این مسائل نیازمند جراحی بزرگ در کشور و تحمیل هزینه‌های زیاد است که هیچ یک قدرت و توانایی انجام آن را ندارند.

«سیدمصطفی هاشمی‌طبا» چهره ای نام آشنا عرصه سیاسی ایران است که طی سالهای اخیر با کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوی به شهرت در میان عموم مردم رسید. هاشمی طبا با اینکه بدون اعلام انصراف  به حسن روحانی رای داد ولی اینروزها به منتقد دولت تبدیل شده است. وی در گفت‌و‌گو با "پیام نو" معتقد است که اگر چه مشکلات کشور فراتر از تحریم‌هاست و اصلاحات به بن‌بست رسیده اما نهاد انتخابات را علی‌رغم تمام کاستی‌ها را باید نگه داشت.

در شرایط سیاسی و اقتصادی فعلی کشور، وضعیت شرکت در انتخابات و ترکیب مجلس آینده را چگونه پیش بینی می کنید؟

به نظر من مردم در انتخابات شرکت خواهند کرد اما ترکیب مجلس تاثیری بر تصمیمات و وضعیت کشور ندارد. چون تمامی افراد از گروه‌ها و جناح‌های مختلف وقتی سرکار می‌آیند، سیاست‌های پوپولیستی به کار می‌گیرند. جرات ندارند سیاست‌های متضمن آینده کشور را اجرا کنند. به عنوان مثال بگویند که امسال به دلیل کسری بودجه، دولت حقوق کارمندانش را افزایش نخواهد داد. بنابراین فرقی ندارد آقای روحانی سرکار باشد یا آقای جهانگیری یا تاج‌زاده و رسایی و قالیباف. هیچ‌کدام آمادگی حل مسائل اصلی کشور را ندارند چون حل این مسائل نیازمند جراحی بزرگ در کشور و تحمیل هزینه‌های زیاد است که هیچ یک قدرت و توانایی انجام آن را ندارند.

«فرقی ندارد آقای روحانی سرکار باشد یا آقای جهانگیری یا تاج‌زاده و رسایی و قالیباف. هیچ‌کدام آمادگی حل مسائل اصلی کشور را ندارند چون حل این مسائل نیازمند جراحی بزرگ در کشور و تحمیل هزینه‌های زیاد است که هیچ یک قدرت و توانایی انجام آن را ندارند.»

بنابراین از نظر شما اصلاحات ساختاری به بن‌بست رسیده است؟

بله. سال‌هاست قابل انجام به معنای واقعی خود نیست. شرایط کشور مثل هواپیمایی است که در حالت اتوپایلوت گذاشته شده و رو به جلو می‌رود. زمانی شخصی مانند احمدی‌نژاد می‌آید و خیلی بد عمل می‌کند و شخص دیگری مثل آقای روحانی کمتر بد عمل می‌کند اما هیچ‌کدام به اصلاح مشکلات کشور روی نمی‌آورند.

در خصوص استعفای ریاست‌جمهوری که مورد نظر برخی سیاسیون است، چه نظری دارید؟

به نظر من بحث استعفا بی‌معناست چون با تغییر افراد، تغییری در سیاست‌ها حاصل نخواهد شد. مسائل حکمرانی با رفت و آمد افراد حل نخواهد شد. ضمن این که یکی از راه‌های حل مسائل کشور، سازش با آمریکاست. اینها که نه می‌توانند تسلیم شوند، نه باید تسلیم شوند و نه جرات‌اش را دارند. بنابراین ایشان چه استعفا بدهد یا ندهد هیچ تغییری در وضعیت کشور به وجود نمی‌آید.

دولتمردان معتقدند خروج آمریکا از برجام دلیل اصلی  مشکلات اصلی کشور است. با این گزاره موافقید؟

به نظرم من مشکلات کنونی کشور فراتر از مساله برجام و در زمینه حکمرانی است. ضمن این که با خروج آمریکا از برجام، در ایران مابه‌ازای این تصمیم کاری انجام نشد. به نظر من مسائل کشور محدود به نفت و ترامپ و تحریم نیست. مشکلات بزرگ‌تر اقلیمی و سرزمینی داریم. ما ایران را به عنوان گاو شیرده، یک بار مصرف کرده‌ایم و امکان بازگشت به نقطه اولیه امری سخت است. ما در دو دوره تحریم شدیم اما در زمان احمدی‌نژاد 7 میلیارد دلار و در زمان روحانی 8 میلیارد دلار واردات خودرو داشتیم. در همین زمان کولبران ما باید برای لقمه نانی این نشان‌دهنده حکمرانی غلط است.

«به نظر من بحث استعفای رئیس جمهور  بی‌معناست چون با تغییر افراد، تغییری در سیاست‌ها حاصل نخواهد شد. یکی از راه‌های حل مسائل کشور، سازش با آمریکاست. اینها که نه می‌توانند تسلیم شوند، نه باید تسلیم شوند و نه جرات‌اش را دارند. بنابراین ایشان چه استعفا بدهد یا ندهد هیچ تغییری در وضعیت کشور به وجود نمی‌آید.»

منظورتان از مشکلات بزرگ‌تر، مسائل محیط‌زیستی است؟

بله. از نظر من فساد تمام کشور را در نظر گرفته است. آلوده کردن رودخانه، از بین بردن جنگل‌ها و از بین بردن آب زیرزمینی مصداق فساد فی‌الارض است. ما الگوی زندگی‌مان را الگوی زندگی آمریکایی انتخاب کرده‌ایم و توجهی هم به فقرا نداشته‌ایم.

اگر به جای آقای روحانی در سال 96 شما به عنوان رییس‌جمهوری انتخاب شده بودید، سیاست افزایش قیمت بنزین را چگونه عملیاتی می‌کردید؟

در بهترین حالت من می‌توانستم 20 درصد بهتر از آقای روحانی کار کنم اما ایشان دو کار اساسی را انجام نداد. اول این که هزینه‌های دولت را کاهش نداد و دوم این که حداقل‌های زندگی افراد را به بازار آزاد سپرد و اگر من بودم این دو کار را انجام نمی‌دادم.

با چه راهبردهایی این کار را انجام می‌دادید؟

با همان راهبردی در «ستاد بسیج اقتصادی» در دهه 60 انجام دادیم و چند قلم کالای اساسی را برای همه مردم (ولو اندک) با قیمت پایین تامین کردیم و موفق هم بودیم. در بخش انرژی هم به جای حذف کارت سوخت (که مردم به آن عادت کرده بودند) مابه‌ازای درآمد حاصل از صرفه‌جویی سوخت را به امکانات حمل و نقل عمومی منتقل می‌کردم. در واقع سهمیه‌بندی سیاست بهتری از افزایش قیمت است و ما تجربه‌اش را در دهه 60 داریم. اگر چه به این سیاست هم انتقادهایی از سوی افراد مختلف وارد است.

درواقع به جای بازگشت پول به مردم آن را به حمل و نقل عمومی اختصاص می‌دادید؟

این که دروغ است که پول را به مردم برمی‌گردانند. از 18 میلیون خانواری که دولت اعلام کرده حداقل 12 میلیون نفر ماشین دارند. این افراد اگر ماهی 100 لیتر بنزین مصرف کنند، پول مازاد مصرف بنزین از بسته معیشتی که به آنان پرداخت می‌شود بیشتر است. تقویت امکانات کمیته امداد و سازمان بهزیستی هم راهبرد خوبی است؛ چون آنان راحت‌تر و بهتر می‌توانند فقرا و نیازمندان را شناسایی کنند و به دولت اعلام کنند.

ارسال نظر