کد خبر : 478

پیش بینی صادق زیباکلام:

اصلاح‌طلبان این انتخابات را به کل، جز و به اصل و فرع واگذار کردند و پیروز این میدان، تندروهایی از طیف جبهه پایداری و سایر رادیکال‌هایی از درون اردوگاه اصولگرایی خواهند بود.

پیام نو: به شخصه، پیش‌تر به شکل رسمی اعلام کردم که در این انتخابات(مجلس یازدهم) به واسطه اعتراض به کشته شدن تعدادی از هم‌وطنان در جریان اعتراضات آبان 98 شرکت نخواهم کرد. اما با توجه اتفاقاتی که در جریان بررسی صلاحیت نامزدهای انتخابات مذکور تا امروز رخ داده، باید گفت که، آنچه در خصوص انتساب بحث ردصلاحیت افراد در هیئات اجرایی به دولت مطرح شده به نظر من، چندان صحیح نیست.

بلکه، همانگونه که اطلاع دارید، هیئت‌های اجرایی، در کنار نمایندگان دولت، با حضور نمایندگان دستگاه قضا نیز  به بررسی صلاحیت افراد پرداخته و اساسا، مشخص نیست که در این هیات، چه میزان اکثریت با دولتی‌های بوده و چه میزان نیز به کرسی نمایندگان قضائی اختصاص یافته است.

با این حال، چه ردصلاحیت‌هایی که در هیئت‌های اجرایی صورت گرفته و چه، عدم احراز صلاحیت‌هایی که بعدا در شورای نگهبان رقم می‌خورد، محل بحث جدی خواهد بود. چرا که اساسا، هرگونه تعیین صلاحیتی، چه توسط هیئت‌های اجرایی، چه توسط دولت و چه از جانب دستگاه قضائی و شورای نگهبان، مغایر و در تناقض با ابتدایی‌ترین و اصولی‌ترین مبانی مردمسالاری است.

به هرگونه که مفهوم "مردمسالاری" را تعریف کنیم، این که مردم بتوانند به افراد دلخواه خود رای بدهند از اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین مبانی آن بوده و هرگونه خدشه‌ای به هرشکل به این مفهوم و انتخاب آزادانه مردم، ناقض دموکراسی تلقی خواهد شد.

اصولگراها در ایران، سال‌ها بر این طبل کوبیده‌اند که؛ در هر نظامی، نظارتی بر انتخابات، ولو بدون عنوان نظارت استصوابی و بدون حضور یک شورای نگهبان، انجام شده و مکانیزمی اعمال می‌شود تا هرکسی بدون داشتن متر و معیار مشخص در انتخابات شرکت نکند.

امری که به اعتقاد من، یک دروغ بزرگ، بیش نیست. در هیچ نظام مبتنی بر دموکراسی، ما چنین ساز و کاری نداریم که در خلال آن، یک نهاد، اقدام به گزینش و چینش افراد کرده و صلاحیت عده‌ای را برای حضور یا عدم حضور در آوردگاه انتخاب مردم بررسی کند. بنا بر این، به شخصه، اعتقادم بر این است که، چه نظارت استصوابی از سوی هیئت‌های اجرایی اعمال شود و چه شاهد اعمال آن توسط شورای نگهبان باشیم، این مسئله با ابتدایی‌ترین اصول مردمسالاری در تضاد قرار گرفته و عنوان "آزاد" را از پسوند واژه "انتخابات" حذف می‌کند.

با همه این اشارات و تفاسیر، متاسفانه جریان اصلاح‌طلب در کشور نیز هیچ "چه باید کرد" روشنی برای انتخابات ترسیم نکرده و این مهم، باعث ریزش قابل اعتنایی در بدنه عمیق این جریان سیاسی شده است. بنا بر این به فرض اینکه، شخصی به مانند عارف در این انتخابات شرکت کرده و تائید صلاحیت نیز می‌شد، تصور نمی‌کنم که حتی، یکصدهزار رای را در سبد خود می‌داشت.

به اعتقاد من، اصلاح‌طلبان این انتخابات را به کل، جز و به اصل و فرع واگذار کردند و پیروز این میدان، تندروهایی از طیف جبهه پایداری و سایر رادیکال‌هایی از درون اردوگاه اصولگرایی خواهند بود. بر این مبنا، مجلس یازدهم، یکی از تندروترین مجالس خواهد بود که پس از انقلاب شکل گرفته است. در واقع، هر زمان که مردم در انتخابات شرکت نکنند، تندروها با نهایتا، 20درصد آرا به مجلس و شورای شهر راه پیدا خواهند کرد. بر این مبنا، مثلا در تهران که ما، بالغ بر 6 میلیون واجد شرایط رای داریم، نمایندگان تندروی جبهه پایداری و اصولگرایان رادیکال با 200 تا 300 هزار رای به بهارستان راه پیدا خواهند کرد.

*فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

 

ارسال نظر