| 20:36   
کد خبر : 12403

یادداشت اختصاصی:

اینکه تحلیل‌ها در بغداد در آستانه برگزاری انتخابات و حتی حین‌ِ آن از کدام منبع موثق‌ یا غیرموثق در خروجی اخبار و خبرگزاری‌ها قرار می‌گرفت، موضوعی‌ است که بررسی آن هفته‌ها می‌تواند به طول بینجامد.

پیام نو| از زمان برگزاری انتخابات پارلمانی عراق در اکتبر 2021 تاکنون حدود سه ماه می‌گذرد و همچنان این کشور در وضعیت نامعلوم سیاسی به سر می‌برد. به داوری تاریخ و بر اساس داده‌ها و سوابقی که از گذشته تاکنون وجود دارد، بسیاری از مفسران و ناظران بین‌المللی همانموقع که این انتخابات برگزار می‌شد، معتقد بودند که بدون شک پس از برگزاری و اعلام نتایج آن، احتمال یک بهم‌ریختگی داخلی در عراق و به خصوص در بغداد وجود دارد. به موازات این تحلیل، طیف دیگری معتقد بودند که نباید تا این حد منفی‌بافی کرد؛ چراکه اوضاع آنقدرها هم که گفته می‌شود وخیم نبوده و به نوعی جناح‌ها بر اساس نظرسنجی‌هایی که انجام شده (کمی بیشتر یا کمتر)، میزان آرای خود را کسب خواهند کرد.

تزریق تحلیل مبهم بر خروجی انتخابات

اینکه تحلیل‌ها در بغداد در آستانه برگزاری انتخابات و حتی حین‌ِ آن از کدام منبع موثق‌ یا غیرموثق در خروجی اخبار و خبرگزاری‌ها قرار می‌گرفت، موضوعی‌ است که بررسی آن هفته‌ها می‌تواند به طول بینجامد اما باید دانست که اساساً جغرافیای خاورمیانه به انضمام آفریقا (به خصوص شمال آفریقا که به مرزهای اروپا نزدیک‌تر است) محلی برای نبرد غول‌های رسانه‌ای دنیا به حساب می‌آید که دقیقاً همین کشمکش‌ها به صورت ممتد و در ادوار گذشته توانسته بر روی تحولات منطقه تاثیرگذار باشد.

بگذارید کمی از حاشیه به متن بیاییم و در مورد همین نبرد رسانه‌ای که برخاسته از یک استراتژی سیاسی – امنیتیِ تنظیم شده در ساختار بالادستی قدرت‌های بزرگ مانند آمریکا یا اروپا است، متمرکز شویم. واقعیت این است که علم رسانه، محصولی است که ریشه در غرب دارد و تمام منطقه و حتی کشورهای شرقی، این مورد را از دنیای لیبرال‌ها وام گرفته‌اند و بر اساس سیاست‌های خود، آنرا دستخوش تغییر کردند. به عنوان مثال شبکه راشاتودی یا همان «RT» که یک خبرگزاری هم در درون خود دارد، از جمله رسانه‌هایی است که بریتانیا آنرا ابزار نفوذ و مولفه جنگ سرد جدید در قرن 21 در قبال خود قلمداد کرده و حتی تیمی مرکب را متشکل از نخبگان امنیتی، سیاسی، رسانه‌ای و اقتصادی برای رصد این خبرگزاری روسی در سراسر دنیا تشکیل داده است.

در مورد عراق هم تقریباً چنین اتفاقی در حال رخ دادن بوده و بهتر است که بگویم این واقعه رخ داده است! توجه داشته باشید آمریکایی ها زمانی که در سال 2003 میلادی به عراق حمله کردند، چندین ماه قبل‌تر، تیم‌های رسانه‌ای مختلفی را بری تزریق سیاست‌های خود به افکار عمومی عراق تشکیل دادند و حتی برخی از عناصر این تیم‌ها چند ماه قبل از یورش ارتش ایالات متحده و با پوشش‌هایی که سازمان سیا برای آنها ساخته بود، وارد بغداد شدند تا در ساعت صفر‌های متعددی که به آنها ابلاغ شده بود، توپخانه رسانه‌ای خود را روشن کنند و سرنگونی رژیم بعث را مباح و مشروع جلوه دهند.

در همانموقع که ارتش آمریکا مشغول جنگیدن در کوچه پس کوچه‌های عراق با القاعده و برخی دیگراز جناح‌های نظامیِ بومی بود، در واشنگتن بسیاری از نخبگان رسانه‌ای و امنیتی که ریشه در عالم سیاست داشتند، به فکر این بودند که از این به بعد باید با افکار عمومی و رسانه‌های حریف اعم از العربیه، الجزیره و غیره در پرونده قطور عراق چه کرد؟ پاسخ کاملاً مشخص است و نتیجه آن رویش رسانه‌های آمریکا با رسم‌الخط و زبان عربی بود که یکی از آنها را باید «شبکه الحُره» دانست.

الحُره که در آوریل 2004 (یکسال پس از حمله به عراق) متولد شد شبکه ماهواره‌ای عربی زبان مستقر در ایالات متحده به حساب می‌آید که اخبار و برنامه‌های آن برای مخاطبان در خاورمیانه و شمال آفریقا تهیه و پخش می‌شود. این شبکه به صورت مالی توسط دولت آمریکا تأمین مالی می‌شود و طبق قانون اسمیت-موند که در سال 1948 (در بحبوحه جنگ سرد) به تصویب رسیده، از پخش در داخل خاک ایالات متحده منع شده است. این شبکه همچنین سعی کرده است خود را از رقبای منطقه‌ای متعدد خود مانند بخش عربی بی.بی.سی، بخش عربی فرانس 24، راشاتودی عربی و اسکای نیوز عربی با دسترسی به پوشش عمیق‌تر مسائل و سیاست‌های ایالات متحده و پوشش طیف وسیع‌تری از نظرات و دیدگاه‌ها نسبت به آنچه که معمولاً در سایر شبکه‌های تلویزیونی عربی شنیده می‌شود متمایز کند.

سیاست مهمی که الحره و طراحان آن در نظر داشته و دارند این است که شبکه مذکور در آنتن‌های زمینی در سراسر عراق از جمله بصره و بغداد در دسترس است و به طور مداوم در عراق رتبه‌های بالاتری نسبت به الجزیره و العربیه کسب می‌کند. نکته قابل توجه در مورد الحُره این است که مقامات آمریکایی به نوعی در سال 2004 به این نتیجه رسیدند که تعصبات ضدآمریکایی در عراق را نمی توان به زور تفنگ تا سال‌ها از ذهن مردم این کشور زدود و به همین دلیل نورمن پاتیز، مدیر اجرایی و بنیانگذار و رئیس غول صنعت پخش «وست وود وان» ماموریت یافت که بتواند چهره آمریکا را از طریق تاسیس الحُره در جهان عرب و به خصوص عراق و بعدها هم در آفریقا تطهیر کند.

مثال الحُره به این جهت ارزشمند است که بدانیم در عراق اساساً تحلیل واقعی و برآمده از واقعیت (آنهم در اثنای انتخابات و حین و حتی پس از برگزاری آن) چندان یا وجود ندارد یا اینکه به ان جهت‌دهی شده است. فارغ از اینکه ایالت متحده از رسانه‌هایش در سراسر دنیا (به خصوص خاورمیانه) چگونه به نفع منافع سیاسی، امنیتی و اقتصادی‌اش استفاده می‌کند، باید دانست که در عراق سه طیف شیعیان، اهل تسنن و کُردها حضور دارند که هر کدام از آنها به یک کشور متصل هستند که در لبنان هم همین روند وجود دارد. این طیف‌ها هر کدامشان رسانه‌هایی با رسم‌الخط و سیاست‌های خاص خود دارند که همین موضوع باعث بهم‌ریختگی در فضای عمومی عراق می‌شود و آنوقت است که حتی اگر نخبگان عرصه تحلیل، درست‌ترین برآورد را بدهند، بازهم رسانه‌ها هستند که می‌توانند در کشوری مانند عراق و منطقه‌ای به نام خاورمیانه دست بالا را داشته باشند. حال آنکه در این میان فیسبوک، توئیتر و حتی اینستاگرام، هرکدام برای خود سلطنتی در حوزه هدایت افکار عمومی به وجود آورده‌اند که مصداق بارز آنرا باید جرقه بهار عربی از داخل فیسبوک دانست!

بازهم مقتدی!  

اهمیت بحث رسانه‌ها در انتخابات پیشین و حتی قبل‌ترِ عراق را بدان جهت ذکر کردیم که بدانید جریانات سیاسی در این کشور خودشان هم اسیر همین منظومه‌های رسانه‌ای هستند. زمانی که صدر با 73 کرسی انتخابات پارلمان را به نفع خود رقم زد، این رسانه‌ها بودند که اخبارها را بات تیترهای جهت‌دار منتشر کردند و اعتراضات درمنطقه خضرا (منطقه سبز بغداد) یکباره به وجود آمد. البته ریشه این اعتراضات به نوعی به دستکاری آرای انتخاباتی مربوط بود که در نهایت باعث شد این اعتراضات به وجود بیاید، اما نکته مهم در این پرونده، بازیگری صدر و به نعل و میخ زدن او بود.

همه به یاد دارند که رهبر جریان صدر عراق قبل از انتخابات اعلام کرد که در این رویداد سیاسی مهم شرکت نخواهد کرد و حتی گفته بود که نمی‌گذارد از جریان منتسب ه وی کسی نامزد شود. چندی بعد از این سخنان، صدر در سخنرانی خود اعلام کرد که به او «حس مرگ» دست داده و ممکن است تا چندی دیگر در میان مردم عراق نباشد؛ اما هیچگاه دلیل آنرا بیان نکرد! این روند به جایی رسید که او در نهایت با قدت وارد انتخابات شد و زمانی که پیروز میدان معرفی شد، یکباره همه چیز را به نفع خود دانست. در گام اول و در اقدامی نادر، او جریان مسلحِ زیر نظر خود را منحل کرد و همان روز اعلام کرد که سلاح باید در اختیار دولت باشد.

چندی بعد که اعتراض‌ها بالا گرفت و جناح منتسب به هادی العامری (ائتلاف الفتح) و نوری مالکی (دولت القانون) و همچنین عمار حکیم (جریان حکمت ملی عراق) نتایج را نپذیرفتن و اعلام کردند که از شرکت در تشکیل فراکسیون اکثریت و دولت ائتلافی صرفنظر می‌کنند، صدر به سراغ جریان‌های اهل تسنن و به خصوص جناح محمد الحلبوسی (رئیس پارلمان عراق) رفت. او در این دیدارها به دنبال تشکیل دولت با سنی‌ها بود که به نوعی خلاف قانون به شمار می‌آمد ولی حالا اخار منتشر شده نشان می‌دهد، آنهایی که در قالب «نشست چارچوب هماهنگی شیعیان عراق» با صدر و مالکی دیدار داشته‌اند نمی‌خواستند در تشکیل دولت حضور داشته باشند، پس از حکم اخیر دادگاه عراق با صدر هماهنگ شده‌اند.

در این میان گزارش‌ها حاکی از آن است که مقتدی صدر توانسته فراکسیون اکثریت را با 180 نماینده پارلمان تشکیل دهد که شامل حزب دموکرات کردستان (۳۱ کرسی)، ائتلاف تقدم (۳۷ کرسی)، ائتلاف عزم (۱۴ کرسی) و ائتلاف تصمیم (۵ کرسی)، به اضافه فراکسیون صدر است که در انتخابات با ۷۳ کرسی پیروز شد و جناح‌های کوچک‌تر و مستقل سیاسی نیز به فراکسیون اکثریت تشکیل‌شده توسط صدر ملحق شده‌اند. این مساله به خوبی نشان می‌دهد که اساساً تحولات عراق از یک فُرم سیاسی مشخص و از پیش تعیین شده یا براساس یک قانون و روند خاص پیروی نمی‌کند. البته که بسیاری از تحلیل همچنان بر پایه ریزش آرای برخی از احزاب و آسیب‌شناسی این رویداد در انتخابات اخیر عراق تاکید دارد و حتی بحث دستکاری شدن آرای انتخاباتی را هم متذکر می‌شود، اما واقعیت این است که صدر به نوعی بازی کرد که بسیاری از جریان‌های داخلی و حتی کشورهای خارجی هم انتظارش را نداشتند.

این دقیقاً همان نعل و میخ صدر بر پیکره بغداد است که حالا باید دید در انتخاب نخست‌وزیر چه اتفاق‌هایی خواهد افتاد و او سعی دارد کفه ترازو را به سمت کدام بازیگر سنگین کند!

شایان ملک‌زاده

 

 

 

 

ارسال نظر