کد خبر : 1957

گزارش «پیام نو» از شباهت های رفتار دولت و مردم به دوران فراگیری وبا در دوره قاجار

۱۶۷ سال پیش با فراگیری وبا در اطراف ایران، پادشاه و درباریان فرار را به قرار ترجیح دادند؛ در این وضعیت بغرنج، تنها کسی که به داد ایران رسید، میرزا تقی خان امیرکبیر صدر اعظم وقت بود.

۱۶۷ سال پیش با فراگیری وبا در اطراف ایران، پادشاه و درباریان فرار را به قرار ترجیح دادند؛ همانطور که آنها تهران به مقصد لواسان ترک کردند در دیگر شهرها هم وضعیت کم و بیش مانند تهران بود.  حاکم شیراز حسینعلی میرزا فرمانفرما و اطرافیانش بعد از مشاهده وبا، فرار کردند و بدون اینکه دستورالعملی جهت حفاظت شهر و مردم بدهند، اهالی را به حال خود رها کردند.

در این وضعیت بغرنج، تنها کسی که به داد ایران رسید، میرزا تقی خان امیرکبیر صدر اعظم وقت بود. او تدابیر ویژه ای را برای کنترل این بیماری اتخاذ کرد، ابتدا با دستور قرنطینه ایران، مرزهای کشور با عراق را بست. در همین حال در روزنامه دولتی اعلانی منتشر کرد و از مردم خواست که مراقبت های لازم را به عمل آورند. در اطلاعیه امیرکبیر خطاب به ملت ایران آمده بود: « در باب ناخوشی مسری از جمله وبا، طاغون و... اطبا روی زمین معالجات مختلف کردند، اما یک علت را در این باب مسلم گرفتند که کثافت و عفونت این ناخوشی‌ها را زیاد می‌کند» او علاوه بر این جارچی هایی را استخدام کرد که وظیفه آنها گوشزد خطر وبا و دعوت از مردم برای رعایت بهداشت بود. میرزا تقی خان به این هم اکتفا نکرد و دستور داد ماموران دولت با مایع‌های ضدعفونی‌کننده آن روزها شهرها را ضدعفونی کردند.

این اقدامات موجب شد که روند کشته شدگان ناشی از وبا سرعت زیادی به خود نگیرد و تعداد زیادی فوت نکنند. هر چند که عده ای نیز جان خود را از دست دادند.این عده به دلیل بی توجهی به توصیه های بهداشتی فوت کردند، بخصوص در شهر مقدس مشهد روزانه دهها نفر جان خود را از دست دادند.

طبابت درمان وبا

برکناری امیرکبیر و هجوم وبا

 

در کمتر از یکسال بعد از این ماجرا، امیرکبیر برکنار شد. پایان زمامداری امیرکبیر همانا زنده شدن اژدهای خفته وبا همانا. همین که دربار و عوامل آن کنترل وبا را رهاکردند، مرگ شهروندان تهران و دیگر شهرهای کشور نیز آغاز شد. گفته می شود در آن زمان یک سوم مردم ایران فوت کردند. با اینکه بنظر می رسد این تعداد اغراق باشد ولی در نوشته های افرادی همچون کنت دوگوبینو نویسنده، شاعر و خاورشناس مشهور فرانسوی که در آن سالها در تهران به سر‌ می‌برد،‌ آمده است: «هر کس دو پا داشت و‌ می‌توانست فرارکند برای حفظ جان خود از پایتخت گریخت. مردم چنان‌ می‌مردند که گویی برگ از درخت‌ می‌ریزد، من تصور‌ می‌کنم که بیش از یک سوم سکنه شهر تهران در اثر وبا مردند». برآورد ژوزف دزیره تولوزان پزشک مخصوص ناصرالدین شاه، از مرگ حدود یکصدهزار نفر به خاطر ابتلا به وبا حکایت دارد. در هر صورت یکی از دلایل انتشار آمار متضاد ، متمرکر نبودن سیستم ثبت فوتی ها و اوضاع آشفته آن دوران می باشد.

وبا

 

شباهت امروز به آن دوران قاجاریه

 

گرچه نباید ماجرای کرونا، به دوران شیوع وبا در زمان سلطنت قاجاریه بخصوص بعد از مرگ امیرکبیر شباهتی داشته باشد، ولی متاسفانه حداقل در چند مورد این شباهت دیده می شود. با اینکه با گذشت نزدیک به دو قرن سطح آگاهی عمومی بالا رفته و تکنولوژی به کمک بهداشت و درمان آمده است، اما ماجرای شیوع کرونا از چند جهت به شیوع وبا در ایران شباهت دارد. در این زمان نیز همچون دوران بعد از فوت امیرکبیر، دولت عملکرد ضعیف از خود نشان داد و نتوانست آنطور که باید از جان و مال شهروندان حراست کند. از سوی دیگر انتشار آمار فوتی ها و مبتلا شدگان به گونه ای بود که نتوانست اعتماد عمومی را جلب کند و نهایتا آمارهای مختلف درباره تعداد کشته شدگان منتشر شد که از این حیث نیز به دوران قاجار بی شباهت نیستیم.

گرچه در ماجرای کرونا برخی از مسئولان فوت کردند و برخی دیگر نیز در خط مقدم مبارزه با این ویروس هستند، لکن خانواده برخی دیگر ازآنان در ویلاهای شخصی و هتل ها اسکان دارند تا از روند شیوع کرونا، در امان بمانند. از این جهت اندک شباهتی به دوران قاجاریه داریم چراکه مقامات ارشد کشور وخانواده های آنان همچون دیگر مردم عادی در خانه های خود هستند. اما نکته ای که شاید مهمتر از همه اینها باشد، بی توجهی مردم به هشدارهاست. انگار نه انگار که سطح دانش عمومی افزیش یافته و سطح آگاهی مردم در این دوران ، اصلا قابل مقایسه با دوران قاجاریه نیست؛ مردم بی توجه به هشدار مقامات در خیابان ها رفت و آمد می کنند و بدتر از آن از فرصت تعطیلی کرونا استفاده می کنند تا به شمال رفته و تفریح کنند. این در حالی است که هم شمال یکی از منابع توزیع کروناست و هم اینکه هر کدام از ما ممکن است مبتلا به کرونا باشیم. با این حال چرا مردم سفر و مراعات نکردن توصیه های بهداشتی را به خانه ماندن ترجیح می دهند، پرسشی است که بنظر می رسد، باید محققان درباره آن پژوهش کنند.

 

کزارش؛ علیرضا شاکر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال نظر