کد خبر : 4050

قسمت سوم

جان بولتون در کتاب خود از تلاش سران سه قدرت اروپایی برای ماندن آمریکا در برجام نوشت.

به گزارش پیام نو، کتاب مشاور پیشین امنیت ملی ایالات متحده آمریکا همچنان نقل محافل سیاسی جهان بوده و با واکنش‌های متفاوتی در سراسر جهان همراه شده است. جان بولتون در کتاب «اتاقی که در آن اتفاق افتاد»، به‌شکلی ویژه روابط پیچیده ایران و آمریکا را بررسی کرده و از مکالمات خود با دونالد ترامپ، پرده برداشته است.

پیام نو در سلسله مطالبی به ترجمه مهمترین بخش‌های کتاب جدید جان بولتون که درباره ایران نوشته، می‌پردازد.

او در بخشی از این کتاب درباره ایران می‌نویسد: عصر روز سه‌شنبه، پومپئو به من در فلوریدا زنگ زد، مذاکرات مربوط به خروج از توافق هسته‌ای ایران را پیش برد. نگران این بودم که ممکن است عصبیت آشکار پومپئو درباره نابودی توافق هسته‌ای ایران منجر به تأخیر بیشتر در خروج ما از برجام شود. می‌دانستم که بوروکراسی در آمریکا و عدم تصمیم‌گیری از نابودی توافق‌نامه بین‌المللی مقدس دیگری جلوگیری می‌کند، تردید در سطح سیاسی دولت کُشنده است.

ترامپ بقیه هفته را در فلوریدا ماند؛ اما من به واشنگتن برگشتم، بر موضوع ایران تمرکز کردم. مدت‌ها بود باور کرده بودم تهدید هسته‌ای ایران، اگرچه از نظر عملیاتی به اندازه کره شمالی پیشرفت نداشته؛ اما به همان اندازه خطرناک بود. دلیل بالقوه این خطر، وسواس فکری مذهبی و انقلابی است که رهبران ایران را تحریک می‌کند.

برنامه هسته‌ای تهران (همانند تسلیحات شیمیایی و بیولوژیکی) و قابلیت‌های موشکی بالستیک، ایران را به تهدیدی منطقه‌ای و جهانی تبدیل کرده است. در خاورمیانه‌ای که پیش از این هم پُرتنش بوده، پیشرفت ایران در زمینه هسته‌ای باعث الهام بخشیدن به دیگر کشورها شد، مانند ترکیه، مصر، عربستان سعودی تا قدم‌هایی در زمینه برخورداری از توانایی‌های تسلیحات هسته‌ای بردارند. 

با مارک سدویل (مشاور امنیت ملی انگلیس)، سپس با همتای آلمانی خود، جان هِکِر ملاقات کردم و به صورت تلفنی با فیلیپ اتین (دیپلمات فرانسوی و مشاور دیپلماتیک رئیس جمهور فرانسه) صحبت کردم، در حالی که مکرراً می‌گفتم تصمیم نهایی اتخاذ نشده، توضیح دادم که همه راه‌ها را امتحان کردم، هیچ راهی برای «درست کردن» توافق وجود ندارد. این خبر برای هر سه همتای من و دولت‌های‌شان، خبر بدی بود، به همین دلیل مکرراً این خبر را تکرار می‌کردم. می‌دانستم یا لااقل امید داشتم که ترامپ ظرف چند هفته از این توافق خارج می‌شود.

این اخبار مانند صاعقه خواهد بود و می‌خواستم یقین داشته باشم که هر کاری کرده‌ام تا نزدیک‌ترین متحدین ما از شنیدن این خبر غافلگیر نشوند. با دیدارهای قریب‌الوقوع آتی، ماکرون و مرکل در کاخ سفید، فرصت‌های خوبی پدید می‌آمد تا در مورد این مسائل بحث کنیم؛ اما آنها باید از قبل می‌دانستند که این بار ترامپ به معنای واقعی قصد خارج شدن دارد. شاید.

ماکرون (رئیس جمهور فرانسه) 24 آوریل برای نخستین ملاقات رسمی با ترامپ وارد کشور شد، با مراسمی که حتی فرانسوی‌ها را تحت تأثیر قرار داد. خبر تأسف‌بار برای مطبوعات؛ هیچ مشکلی پیش نیامد.

بولتون

قبل از اینکه ماکرون-ترامپ، بدون همراهان در اتاق بیضی با هم صحبت کنند، اوباش مطبوعات برای گرفتن عکس‌های متداول و پرسش‌های معمول وارد شدند. ترامپ، توافق‌نامه ایران را «احمقانه»، «مسخره» و با صفت‌هایی مشابه توصیف کرد. از خودم این سؤال را پرسیدم که آیا این بار مردم خروج از برجام را جدی گرفتند یا خیر. با خروج اهالی مطبوعات از اتاق بیضی، ترامپ و ماکرون تنهایی برای مدتی طولانی‌تر از انتظار صحبت کردند، همان‌طور که ترامپ بعداً به من گفت، بخش اعظم آن مذاکرات شامل توضیحات ترامپ به ماکرون درباره خروج آمریکا از برجام می‌شد.

ماکرون سعی کرد ترامپ را ترغیب کند که از برجام خارج نشود؛ اما نتوانست. در عوض، ماکرون برای به دام انداختن ترامپ تلاش کرد تا چارچوب مذاکره مفصل‌تر با «چهار محور» را ارائه کند که در جلسه طولانی با کابینه مورد بحث قرار گرفته بود. (این 4 محور: مدیریت برنامه هسته‌ای ایران در حال حاضر، مدیریت آینده برنامه هسته‌ای ایران، برنامه موشک‌های بالستیک، صلح و امنیت منطقه بود).

ماکرون سیاستمدار باهوشی بود و سعی داشت از یک شکست، موضوعی بسازد که حداقل از دیدگاه وی تا حدودی مثبت به نظر می‌رسید. مذاکره تقریباً به طور کامل به زبان انگلیسی انجام شد، ماکرون به طور واضح درباره توافق گفت: «هیچ کس فکر نمی‌کند که برجام، توافق کاملی باشد» و ذکر کرد مذاکرات باید برای «توافق جامع جدید» مبتنی بر چهار محور ادامه یابد.

در طول جلسه، ترامپ نظر من را درباره توافق ایران پرسید. گفتم که این توافق مانع دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای نمی‌شود و هیچ راهی برای «رفع» نقص‌های اساسی توافق وجود ندارد. خاطرنشان کردم که به نقل از جمله مشهور آیزنهاور «اگر نمی‌توانید مشکلی را حل کنید، آن را بزرگ کنید» و گفتم که فکر می‌کنم ظاهراً ماکرون در حال بزرگ کردن توافق هسته‌ای است. 

ترامپ گفت: «نمی‌شه روی فنداسیون خراب، ساخت و ساز کرد. کِری (جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما) توافق بدی کرد. الان نمی‌خوام بگم چی کار می‌خوام بکنم؛ اما اگه این معامله را خاتمه بدم، برای انجام معامله جدید آماده هستم. ترجیح می‌دم همه چیز رو حل کنم تا اون رو ترک کنم». ترامپ گفت، باید «به جای رفع مشکلات توافق بد، به توافق جدید برسیم.» (ماکرون در تماس بعدی به ترامپ گفت که مشتاق دستیابی سریع به توافق جدید است، که هیچ واکنشی از طرف ترامپ برنخاست.)

جلسه دیدار ترامپ و مرکل (صدر اعظم آلمان) در تاریخ 27 آوریل «سفر کاری» بود، نه «سفر دولتی»، بنابراین به عظمت دیدار با ماکرون نبود. مداکره ترامپ با مرکل تنها 15 دقیقه قبل از جلسه مفصل کابینه به طول انجامید. وی با شکایت از آلمان در خصوص «تغذیه جانور (منظور روسیه)» از طریق خط لوله نورد استریم 2 (Nord Stream II)، و انتقال آن به اتحادیه اروپا شروع کرد، که ترامپ فکر می‌کرد رفتار روسیه با آمریکا وحشتناک است.

برای من روشن بود ترامپ فکر می‌کرد آلمان اسیر روسیه است. ترامپ همچنین از جمله‌ای استفاده کرد که بعداً بارها و بی‌شمار آن را شنیدم، «اتحادیه اروپا بدتر از چینه، فقط کوچک‌تره»، ترامپ اضافه کرد که اتحادیه اروپا از آمریکا سوءاستفاده می‌کند که مرکل مخالفت کرد (به زبان انگلیسی، کل جلسه به زبان انگلیسی بود). مرکل همچنین خواستار تأخیر سه تا چهار ماهه در تحمیل جهانی تعرفه‌های فولاد و آلومینیوم شد که ترامپ در نظر گرفته بود، تا اتحادیه اروپا با آمریکا مذاکره کند. ترامپ جواب داد که او نمی‌خواهد با اتحادیه اروپا مذاکره کند. با خودم فکر کردم، خیلی بد بود که ترامپ نسبت به مذاکره با کره شمالی چنین احساسی نداشت.

بحث درباره ایران ناپیوسته بود. مرکل از ما خواست در توافق بمانیم و ترامپ با بی‌تفاوتی واکنش نشان داد. در مصاحبه مطبوعاتی، ترامپ درباره ایران گفت: «آنها سلاح هسته‌ای نخواهند داشت». 

ترامپ برای اینکه نتانیاهو را مختصراً در خصوص نظرات آمریکا درباره ایران در جریان بگذارد، گفت که کل توافق بر پایه دروغ است، ایران ایالات متحده را بازی داده بود و اسرائیل باید با خیال راحت این توافق را علناً به باد انتقاد بگیرد، که البته نتانیاهو قبلاً با جدیت این کار را کرده بود.

با گذشت روزها، بی‌سر و صدا با منوچین (وزیر خزانه‌داری)، هیلی (نیکی هیلی، نماینده اسبق امریکا در سازمان ملل)، کوتس (دن کوتس، اداره‌کننده اطلاعات ملی امریکا)، هَسپِل (جینا هسپل، رئیس آژانس اطلاعات مرکزی (سیا)) و دیگران به توافق رسیدیم که همه چیز نشان‌دهنده خروج ما در اوایل ماه می از توافق با ایران بود، و اینکه همه ما باید به فکر اتخاذ انتخاب تصمیم مناسب و مراحل پیگیری بعد از خروج از برجام باشیم.

منوچین اصرار داشت که 6 ماه برای بازگشت تحریم‌ها نیاز است؛ اما نمی‌توانستم درک کنم چرا تحریم‌های مجدد بلافاصله اعمال نمی‌شود. این مشکلی بود که با خزانه‌داری تحت مدیریت منوچین داشتم. منوچین به‌نظر همان اندازه که در کاهش تأثیر تحریم‌ها نگران بود، از تحمیل تحریم‌ها نیز نگران بود. جای تعجب نیست که ایران، کره شمالی و سایرین آنقدر در فرار از تحریم‌ها خوب عمل می‌کنند؛ آنها زمان کافی برای آماده شدن با رویکرد منوچین را دارند (که در اصل همان روش و رویکرد اوباما بود). پومپئو با من موافقت کرد که تحریم‌ها باید سریعاً به مرحله اجرا درآید. 

نهایتاً، تماس تلفنی نه‌چندان جدی روز شنبه پنجم ماه می بین ترامپ و ترزا می (نخست وزیر وقت انگلیس) در مورد ایران و سایر موضوعات برقرار شد و وزیر امور خارجه انگلیس، بوریس جانسون، یکشنبه‌شب برای بحث و گفتگوهای بیشتر وارد واشنگتن شد. 

روز دوشنبه ساعت 9 صبح جانسون را در دفتر کارم دیدم و در مورد ایران و کره شمالی مفصل حرف زدیم. جلسات اخیر ترامپ با ماکرون و مرکل و «چهار محور» پیشنهادی ماکرون را بررسی کردیم. جانسون گفت که انگلیس نیز نظرات مشابهی دارد. گفتم که خوشحال می‌شوم ایده پیشنهادی را «چهار محور» پیشنهادی جانسون بنامم و همه ما با خنده به توافق رسیدیم. جانسون، مانند ماکرون تأکید کرد که انگلیس ضعف‌های توافق موجود را کاملاً درک کرده است.

مترجم: مسعود سعیدی مقدم

ارسال نظر