کد خبر : 4179

قسمت هفتم

جان بولتون در کتاب خود می‌نویسد: اگرچه تهدید داعش از بین نرفته بود، مسئله اصلی متوقف کردن ایران بود.

به گزارش پیام نو، مشاور پیشین امنیت ملی ایالات متحده آمریکا همچنان با کتابی که به رشته تحریر درآورده، در محافل سیاسی جهان خبرساز است. جان بولتون در این کتاب به روابط سیاسی ایران و آمریکا در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ و دیدارهای رئیس جمهور ایالات متحده با سران کشورهای مختلف دنیا اشاره کرده است.

پیام نو در سلسله مطالبی به ترجمه مهمترین بخش‌های کتاب جدید جان بولتون که درباره ایران نوشته، می‌پردازد.

او در این کتاب با عنوان «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» می‌نویسد: پس از اینکه حمله شیمیایی اسد به دوما در ماه آوریل را تلافی کردیم، سوریه به طور غیرمستقیم سرو کله‌اش پیدا شد، سوریه از طریق ترکیه اقدام کرد. ترکیه، کشیش اندرو برونسون (Andrew Brunson کشیش آمریکایی که در ترکیه مستقر بود و اکتبر ۲۰۱۶ بعد از کودتای نافرجام ۲۰۱۶ ترکیه علیه رجب طیب اردوغان و همزمان با پاکسازی ۲۰۱۶–۲۰۱۷ در ترکیه و دستگیری ده‌ها هزار نفر از نظامیان، کارمندان و … دستگیر شد) را به زندان انداخت.

برونسون و خانواده‌اش واعظ پروتستان غیرسیاسی به مدت دو دهه قبل از دستگیری در سال 2016 پس از کودتای نظامی ناکام علیه رئیس جمهور رجب طیب اردوغان در ترکیه زندگی کرده بودند. برونسون وسیله معامله بود و بدخواهانه متهم به توطئه همراه با پیروان فتح‌الله گولن، معلم اسلامی که در آمریکا زندگی می‌کرد، شده بود و گولن زمانی متحد اردوغان بود؛ اما اکنون محکوم به دشمنی با اردوغان و متهم تروریستی شده بود. درست پس از بازگشت ترامپ از هلسینکی، اردوغان درخواست دیداری کوتاه پس از نشست ناتو (و بعداً درخواست تماس تلفنی کرد) درباره برونسون و «رابطه» خود با گولن داشت.

اردوغان همچنین موضوع دیگری را بارها مطرح کرد تا با ترامپ گفت‌وگو کند: محکومیت «محمد آتیلا»، مقام ارشد بانک دولتی ترکیه «هالک بانک»، به‌خاطر کلاهبرداری مالی مرتبط با نقض گسترده تحریم‌های ایران. تحقیقات در خصوص این بانک، شخص اردوغان را به دلیل اتهاماتی که وی و خانواده‌اش از هالک بانک برای اهداف شخصی استفاده کرده بودند، تهدید می‌کرد و داماد اردوغان نیز وزیر امور دارایی ترکیه شد.

برای اردوغان، گولن و «جنبش» او مسئول اتهامات هالک بانک بودند؛ بنابراین همه این اتفاقات توطئه علیه اردوغان بود و البته منظور ما این نبود که علیه ثروت رو به رشد خانواده او صحبت کنیم. اردوغان درخواست داشت پرونده هالک بانک بررسی نشود؛ بر خلاف اینکه دادستان‌های آمریکا قلاب‌های خود را عمیقاً در پرونده کلاهبرداری بانک فرو کرده بودند. سرانجام، اردوغان از تصویب قوانین کنگره ابراز نگرانی کرد که ممکن بود فروش جنگنده F-35 را به ترکیه متوقف کند؛ زیرا آنکارا در شرف خرید سیستم دفاع هوایی S-400 روسیه بود. اردوغان نگرانی‌های زیادی داشت.

با این حال، آنچه ترامپ می‌خواست، بسیار محدود بود: چه زمانی برانسون آزاد می‌شد تا به آمریکا بازگردد؟ ترامپ فکر کرد اردوغان در این خصوص قول داده بود. اردوغان گفت: تنها روند قضایی ترکیه ادامه دارد و برونسون دیگر در زندان نیست؛ اما در بازداشت خانگی در ازمیر ترکیه بود. 

تُرک‌ها که نگران تشدید مشکلات با آمریکا بودند، می‌خواستند راهی برای خروج از این وضعیت بیابند؛ یا ما اینگونه فکر می‌کردیم، تُرک‌ها سعی در مبادله‌ای داشتند تا برونسون در تحقیقات هالک بانک لحاظ شود. این مبادله در بهترین حالت نیز بعید بود؛ اما ترامپ می‌خواست برونسون از ترکیه خارج شود؛ بنابراین پومپئو و منوچین با همتایان تُرک خود مذاکره کردند (منوچین به دلیل اینکه دفتر خزانه‌داری کنترل دارایی‌های خارجی نیز درگیر پرونده هالک بانک شده بود).

در مکالمات سه‌جانبه، منوچین، پومپئو و من توافق کردیم هیچ‌کاری بدون توافق کامل دادستان وزارت دادگستری در جنوب ایالت نیویورک انجام نشود؛ جایی که این پرونده شامل بیش از 20 میلیارد دلار نقض تحریم‌های ایران بود. چندین بار، منوچین سرحال و سرزنده بود؛ زیرا با وزیر دارایی ترکیه به توافق رسیده بود. این اتفاق خیلی معمول بود: وقتی که منوچین با کلاهبرداران ترکیه یا بازرگانان چین مذاکره می‌کرد، نتیجه معامله همیشه روشن بود. در هر حالت، معامله زمانی که پای عدالت و دادگستری به آن باز می‌شد، از هم می‌پاشید، به همین دلیل تلاش برای دستیابی به این مسیر برای آزادی برونسون هرگز عملی نشد. در این میان، ارز ترکیه همچنان به سرعت در حال کاهش بود و بازار سهام نیز عملکرد بهتری نداشت.

اردوغان خودش اسلامگرایی افراطی بود، مشغول دگرگونی ترکیه از دولت سکولار کمال آتاتورک به کشوری اسلامی بود. او از اخوان‌المسلمین و دیگر تندروها در خاورمیانه حمایت می‌کرد و حماس و حزب‌الله را تأمین مالی می‌‌کرد و البته رفتار خصمانه‌ای با اسرائیل داشت و به ایران، کمک می‌کرد تا تحریم‌های آمریکا را دور بزند. 

اما پیش از آزادی برونسون، شرایط در سوریه رو به وخامت بود. در ماه سپتامبر نگران بودیم که اسد در حال برنامه‌ریزی برای عملیاتی وحشیانه در استان ادلب باشد، که سنگر مهمی برای مخالفان اسد در شمال غربی سوریه بود و اکنون خانه صدها هزار نفر از سوری‌های آواره و تروریست‌های تندرو شده بود و همچنین حضور ارتش ترکیه در آنجا با هدف جلوگیری از حمله اسد بود. روسیه و ایران تقریباً مطمئناً به اسد کمک می‌کردند، خونریزی و هرج و مرج می‌کردند، و مسیر خروج انبوه پناهندگان از سوریه به ترکیه را فراهم می‌کردند.

همراه با پناهندگان مشروع، هزاران تروریست را فراری دادند که بسیاری از آنها به اروپا مقصد مورد نظرشان می‌رفتند. نگران بودم که اسد مجدداً از سلاح‌های شیمیایی استفاده کند و فوراً به وزارت دفاع فشار آوردم تا در صورت بروز چنین اتفاقی، به واکنش نظامی احتمالی (امیدوار بودم این بار با کمک انگلیس و فرانسه) فکر کنند. 

روز شنبه هشتم سپتامبر، در عراق، گروه‌های شبه نظامی شیعه که بدون شک از طرف ایران پشتیبانی می‌شدند، به سفارت ما در بغداد و کنسولگری ما در بصره حمله کردند و ایران، موشک‌هایی را علیه اهداف ما نزدیک اربیل کردستان عراق شلیک کرد. چند روز قبل از سالگرد یازده سپتامبر و با حمله سال 2012 به مجتمع دیپلماتیک ما در بنغازی، نیاز داشتیم تا در این مورد به پاسخی مناسب و استراتژیک فکر کنیم. تا روز دوشنبه، «پاسخ» ما بیانیه احتمالی محکوم‌کننده نقش ایران در حملات این کشور بود. ماتیس حتی با این بیانیه نیز مخالفت کرد، هنوز هم اظهار می‌کرد که کاملاً مطمئن نیستیم گروه‌های شبه نظامی شیعه با ایران گره خورده باشند.

1

وی در پاسخ به این اقدام، نگران این بود که بسته شدن کنسولگری نشان‌دهنده عقب‌نشینی ما از عراق باشد. با این وجود، 28 سپتامبر، پومپئو تعطیلی کنسولگری را اعلام کرد. وقتی به رویدادهای تابستان 2019 می‌رسیم و سقوط هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی و سایر اقدامات خصمانه ایران در منطقه، به یاد همه این اقدامات منفعلانه دولت می‌افتم که هیچ بازدارندگی در قبال ایران نداشت. 

اندکی پس از این رویداد، ترامپ دوباره به موضوع اردوغان و ترکیه برگشت. با توجه به موضوع برونسون، دو رئیس جمهور، اول دسامبر در بوئنوس آیرس در خلال اجلاس G20 دوجانبه با هم ملاقات کردند، که عمدتاً در مورد هالک بانک بحث کردند. اردوغان، یادداشتی را از طرف مؤسسه حقوقی نماینده هالک بانک ارائه کرد، که ترامپ کاری بیشتری نسبت به قبل انجام نداد، ترامپ معتقد بود که هالک بانک در خصوص نقض تحریم‌های ایران کاملاً بی‌گناه است. 

البته این کارها همه مزخرف بود؛ زیرا دادستان‌ها کارمندان وزارت دادگستری بودند، اگر تحقیقات هالک بانک در زمان هشت سال ریاست جمهوری ترامپ هم آغاز می‌شد، به همین روش پیش می‌رفت که در هشت سال دولت اوباما اتفاق افتاد. 

ظاهراً اردوغان علاقه داشت که خلافت داعش را از میان ببرد؛ اما دشمن واقعی او کُردها بودند، او معتقد بود آنها با حزب کارگران کردستان یا «پ.ک.ک» در ترکیه متحد بودند، که آمریکا مدت‌ها بود که آن را گروه تروریستی محسوب می‌کرد، چرا ما باید با گروهی تروریستی ارتباط داشته باشیم تا گروه دیگری را نابود کنیم؟ همه این اتفاقات ناشی از عدم موفقیت اوباما بود؛ زیرا اوباما، ایران را تهدید بسیار جدی‌تر قلمداد نکرده بود. بسیاری از کشورها درگیر جنگ با داعش بودند، از جمله ایران، نماینده تروریستی آن حزب‌الله و سوریه؛ اما برخلاف اوباما، تهران داشت بر جنگ بعدی نیز تمرکز می‌کرد؛ جنگ پس از شکست داعش. 

از آنجایی که خلافت داعش کوچک‌تر می‌شد، ایران در حال گسترش دامنه کنترل خود در منطقه بود. آمریکا مدت‌هاست که از تلاش کُردها برای استقلال بیشتر یا حتی استقلال از عراق حمایت می‌کرد، و دولتی کُرد برای کشورهای موجود در این منطقه نیاز به بررسی مجدد مرزها داشت. مرزبندی مجدد، امر پیچیده‌ای بود؛ اما آنچه پیچیده نبود احساس وفاداری شدید آمریکا به کُردهایی بود که با ما علیه داعش جنگیده بودند. 

14 دسامبر، ترامپ و اردوغان تلفنی با هم صحبت کردند. من پیش از مذاکره تلفنی، با ترامپ راجع به اوضاع سوریه مختصراً حرف زدم، و او گفت، «باید گورمون رو از سوریه گم کنیم»، که ترسیدم این جمله را مستقیماً به اردوغان بگوید. ترامپ گفت که ما به قطعنامه‌ای در مورد هالک بانک بسیار نزدیک شده‌ایم. او فقط با منوچین و پومپئو صحبت کرده بود و گفت که موضوع داماد بزرگ اردوغان (وزیر دارایی ترکیه) را حل می‌کنیم و این مسئولیت را از شانه وی برمی‌داریم. اردوغان بسیار سپاسگزار بود و در کمال تعجب، انگلیسی صحبت می‌کرد، سپس به موضوع سوریه بازگشت. 

ترامپ گفت که اگر ترکیه می‌خواهد ادامه جنگ با داعش را اداره کند، آمریکا آماده ترک سوریه است، ترکیه می‌توانست بقیه جنگ را ادامه دهد و ما از سوریه بیرون می‌آمدیم. اردوغان در این خصوص قول داد؛ اما گفت نیروهای وی به پشتیبانی لجستیکی نیاز دارند. سپس به قسمت دردناک رسید. ترامپ گفت که اردوغان از من سؤال کرد (من در حال گوش دادن به تماس بودم، که امری متعارف بود) فوراً بر طرح خروج آمریکا از سوریه کار کنیم، در حالی که ترکیه نبرد علیه داعش را در دست می‌گرفت. او گفت: من باید این کار را بی سر و صدا انجام دهم؛ ولی ما سوریه را ترک می‌کردیم؛ زیرا داعش به پایان راه رسیده بود. 

موضوع خروج از سوریه برای من بحران شخصی بود. احساس کردم که خروج از سوریه به دو دلیل اشتباه بسیار بزرگی بود، ادامه تهدید جهانی داعش و این واقعیت که نفوذ ایران بدون شک افزایش خواهد یافت. از ماه ژوئن با پومپئو و ماتیس بحث کرده بودیم که ما باید به سیاست جزئی‌نگر و به اجزای ریز تقسیم شده خود در سوریه خاتمه دهیم، به عنوان مثال، منبج، ادلب، منطقه جنوب غربی سوریه، و غیره)، و روی تصویر بزرگ (مسائل اصلی) تمرکز کنیم. با توجه به اینکه عمده خلافت سرزمینی داعش از بین رفته بود (اگرچه تهدید داعش از بین نرفته بود)، مسئله اصلی متوقف کردن ایران بود. با این حال، اگر ایالات متحده، کُردها را رها کند، آنها یا با اسد علیه ترکیه متحد می‌شوند، که کُردها به درستی آن را تهدید بزرگ می‌دانستند (از این طریق اسد، نماینده ایران را تقویت می‌کردند)، یا به تنهایی با ترکیه می‌جنگند.

مترجم: مسعود سعیدی مقدم

ارسال نظر