کد خبر : 4308

قسمت هشتم

ایران دغدغه اصلی من بود و در تمام مدتی که مشاور امنیت ملی بودم، بر موضع خود پافشاری کردم.

به گزارش پیام نو، مشاور پیشین امنیت ملی ایالات متحده آمریکا با خاطراتی که در قالب کتاب منتشر کرده، در جهان خبرساز شده و هر روز تحلیل‌های متفاوتی از همکاری او با رئیس جمهور ایالات متحده ارائه می‌شود. جان بولتون در این کتاب به روابط سیاسی ایران و آمریکا در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ اشاره کرده است.

پیام نو در سلسله مطالبی به ترجمه مهمترین بخش‌های کتاب جدید جان بولتون که درباره ایران نوشته، می‌پردازد.

در اواسط ماه دسامبر، ترامپ پیشنهاد کرد که زندانیان داعش را از شمال شرقی سوریه به گیتمو (بازداشتگاه گوانتانامو) ببریم؛ اما ماتیس مخالفت کرد، سپس ترامپ تأکید کرد که سایر کشورها اتباع خود را از اردوگاه‌های کُردها برگردانند که این کار بسیار غیر منطقی بود؛ اما کدام دولت خارجی توانست در برابر بازگشت اتباع خود به شدت مقاومت کند؟ هیچ کشوری نتوانست مقاومت کند؛ اما این مقاومت به هیچ راه حلی نرسید. با گذشت رویدادها، این مسئله را پیش از اینکه من کاخ سفید را ترک کنم، حل نکردیم.

دقیقاً چه مدت طول می‌کشد تا ایالات متحده و سایر نیروهای ائتلاف با روشی امن و منظم، سوریه را ترک کنند؟ برنامه‌ریزان دانفورد (رئیس اسبق ستاد مشترک ارتش آمریکا) خروج را حدود 120 روز تخمین زدند؛ مطمئناً خروج ما از سوریه طی 48 ساعت انجام نمی‌شد. درخواست کردم که نیروهای امریکایی در منطقه اَلتَنف (پایگاه نظامی امریکا در استان حمص سوریه)، در داخل خاک سوریه که مرز مشترک با سه کشور سوریه، اردن و عراق دارد، بمانند. کنترل اَلتَنف نقطه گذرگاه مرزی مهمی را که جاده بین بغداد و دمشق بود، خنثی می‌کرد و باعث می‌شد ایران و سایر کشورها برای ورود به سوریه مجبور شوند به مسیر دورتری بروند تا از عراق وارد سوریه شوند. با کمال تعجب، ماتیس به ارزش اَلتَنف واقف نبود، احتمالاً به این دلیل که تمرکز وی بیشتر بر داعش بود تا ایران. ایران دغدغه اصلی من بود و من در تمام مدتی که مشاور امنیت ملی بودم، بر موضع خود در مورد اَلتَنف پافشاری کردم. علاوه بر این، چرا به خاطر هیچ چیز قلمرو خود را از دست بدهیم؟ 

همانطور که توافق کرده بودیم، ماتیس، دانفورد، پومپئو، و من شروع به تماس با متحدان خود کردیم تا در مورد آنچه که قرار بود اتفاق بیافتد، آماده شوند، بدون اینکه هیچ نشانه‌ای از پشتیبانی از آنها دریافت کنیم. اتین (مشاور دیپلماتیک رئیس جمهور فرانسه) به من گفت که ماکرون مطمئناً می‌خواهد درباره این تصمیم با ترامپ صحبت کند که باعث تعجب من نشد.

سایر واکنش‌ها نیز به همین اندازه قابل پیش‌بینی بود. ماکرون بعد از ظهر همان روز تماس گرفت و خوشحال نبود. ترامپ به ماکرون اهمیتی نداد و گفت کار ما با داعش تمام شده، و ترکیه و سوریه مسئول مابقی داعشی‌ها هستند. ماکرون پاسخ داد که ترکیه بر حمله به کُردها متمرکز بود و با داعش، سازش کرد. از ترامپ درخواست کرد که از سوریه خارج نشود و گفت: در مدت زمان کوتاهی پیروز میدان می‌شویم و باید خودمان کار را تمام کنیم. ترامپ موافقت کرد که دوباره با مشاورانش مشورت کند و به من گفت باید با مشاوران و معاونان ماکرون (که قبلاً انجام داده بودم) صحبت کنم، و ماتیس و دانفورد باید با همتایان خود صحبت کنند. تقریباً بلافاصله، ماتیس تماس گرفت تا بگوید وزیر دفاع فرانسه، فلورانس پارلی از تصمیم ترامپ راضی نیست. سفیر اسرائیل، ران درمر به من گفت که بدترین روز دولت ترامپ را تجربه کرده است.

پنجشنبه، ترامپ فهمید که وی تحت تأثیر پوشش رسانه‌ای مبنی بر خروج آمریکا از سوریه قرار گرفته است، نتیجه گرفتیم که تعیین ضرب‌الاجل برای خروج عاقلانه نیست. ارتش ترکیه به خوبی می‌دانست که برای انتقال منظم قدرت در یک منطقه، باید گفت‌وگوهای نظامی صورت بگیرد. این مذکرات زمان‌بر بود و در واقع هیئت آمریکایی قصد داشت هفته آینده دوشنبه، شب کریسمس، به آنکارا سفر کند.

بولتون ترامپ

بعد از ظهر همان روز فهمیدم که ماتیس تنها با ترامپ در «بیضی» جلسه داشته و همینطور که صحبت می‌کردم، ماتیس بیرون آمد و ترامپ درست پشت سر او بود. فوراً فهمیدم که اتفاقی افتاده است. به نظر می‌رسید ماتیس از دیدن من حیرت زده است؛ اما او بدون اینکه توضیحی بدهد با من دست داد. ترامپ گفت: «جان، بیا تو»، دو نفری در اتاق بیضی گفت‌وگو کردیم. ترامپ گفت: «داره میره». هیچ وقت واقعاً از ماتیس خوشم نیامد.

این همه آشفتگی به خاطر ماجرای ماتیس، قطعاً داستان سوریه و افغانستان را تحت تأثیر قرار داده بود، مخصوصاً به این دلیل که ماتیس، ترامپ را مجبور کرد تا دستور خروج نیروهای آمریکایی از سوریه را صادر کند، که عامل تعیین کننده استعفای وی بود. با این وجود، سؤال جانشینی باقی مانده بود. تا روز شنبه، دو روز پس از جلسه ماتیس در اتاق بیضی، ترامپ به من گفت: او منتظر ماه فوریه برای خروج ماتیس نبوده و تصمیم گرفته بود پات شاناهان، معاون وزیر دفاع را به عنوان وزیر دفاع انتخاب کند. علاوه بر این، اکنون ترامپ می‌خواست ماتیس بلافاصله برود، حتی روز دوشنبه به پنتاگون نیاید. اشاره کردم که تقریباً کریسمس نزدیک است و ترامپ گفت، «کریسمس سه‌شنبه است. امروز باید او را اخراج کنیم.»

مسئله سوریه همچنان در جریان بود. در طول آخر هفته، ترامپ تصمیم گرفت که تماس دیگری با اردوغان برقرار کند تا در مورد 2 موضوع صحبت کند: اول، ترکیه به هیچ نظامی آمریکایی در سوریه حمله نکند و دوم، ترکیه حتماً فقط به داعش حمله کند و به کُردها حمله نکند؛ هر دو نکته درست بود؛ اما کمی دیر بود.

ترامپ گفت که اول، اردوغان باید از شر داعش خلاص شود و در صورت نیاز ترکیه را پشتیبانی می‌کنیم. دوم، ترامپ به اردوغان فشار آورد که به دنبال کُردها نرود و آنها را نکُشد. ترکیه و کُردها باید در کنار هم نیروهای باقی مانده داعش را از بین ببرند. ترامپ اذعان کرد که اتخاذ چنین استراتژی برای اردوغان، تغییری محسوب می‌شود؛ اما ترامپ مجدداً تأکید کرد که چقدر از کُردها در ایالات متحده حمایت می‌شود،ر سپس ترامپ جمله‌ای گفت که فکر کرد استدلال قاطعی است: چشم‌انداز تجارت بیشتر ایالات متحده با ترکیه. اردوغان درد کشید تا بگوید کُردها را دوست دارد و افزود که یگان‌های مدافع خلق، حزب اتحاد دموکراتیک و حزب کارگران کردستان (سه گروه کُرد در ترکیه و سوریه) کُردها را فریب می‌دهند. 

حدود ساعت هفت و 15 دقیقه بعد از ظهر به وقت محلی، در تاریکی تقریباً کامل و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی در پایگاه الاسد فرود آمدیم. از پایگاه یکم نیروی هوایی با هاموی (Humvee، خودرو نظامی چهارچرخ سبک با موتور دیزلی) مسلح و زره‌پوش دور شدیم و به چادری رفتیم که قصد داشتیم با فرماندهان ایالات متحده آمریکا ملاقات کنیم.

همانطور که پیش می‌رفتیم، واقعاً مطمئن نبودیم که عبدالمهدی برای ملاقات می‌آید یا نه. به دلایل امنیتی، او حداقل توجه را به خود جلب می‌کرد؛ اما شنیده بودیم که یک هواپیما از بغداد عازم منطقه است، تنها موردی که نمی‌دانستیم حضور یا عدم حضور عبدالمهدی (نخست‌وزیر پیشین عراق) در هواپیما بود! پس از دیدار فرماندهان با رئیس جمهور و بانوی اول، من با فرماندهان گفت‌وگو کردم، چادر با میز، صندلی و پرچم چیده شده بود، سپهبد پاول لاکامرا، فرمانده عملیات مداخله نظامی علیه داعش (در عراق و سوریه)، سرتیپ دن کاین (نیروی دریایی) و معاون فرمانده و چند فرمانده دیگر ملاقات کردم. از فرماندهان عملیات مداخله نظامی بیشتر علیه داعش خواستم؛ بنابراین لاکامرا را کنار کشیدم و از او خواستم علاوه بر هر چیز دیگری که قصد داشت مطرح کند، بر تهدید ایران در سوریه نیز تأکید کند.

با ادامه بحث و گفت‌وگو بین ترامپ و فرماندهان، لاکامرا گفت که پایگاه الاسد برای ادامه فشار بر ایران بسیار مهم است. ترامپ با تعجب و دقت پرسید: «ماندن در عراق فشار بیشتری به ایران وارد می‌کند؟» سفیر ایالات متحده در عراق داگلاس سیلیمان پاسخ داد: «بله»، با تأکید گفت: «بله»، و لاکامرا و دیگران تصدیق کردند. ترامپ سعی کرد جلسه را به پایان برساند با گفتن اینکه «خروج شریرانه» از سوریه می‌خواهم و ادامه حضور آمریکا در عراق به دلایل زیادی رکن اساسی برای ماست.

تصمیم گرفتم بر شانس خود پافشاری کنم و از لاکامرا و کین در مورد ارزش التنف پرسیدم. لاکامرا گفت، «من هنوز به رؤسای خود گزارش ندادم». وقتی وارد بحث شدم، لاکامرا به رئیس جمهور اشاره کرد و گفت: «شما اکنون اینجا هستید.» لاکامرا، به اعتبار خودش گفت: ما باید نیروها را در التنف نگه داریم. ترامپ پاسخ داد، «خُب، در مورد التنف بعداً برنامه‌ریزی می‌کنیم.»

اندکی پس از آن ترامپ و بانوی اول برای ملاقات با سایر نفرات به چادر دیگری رفتند و استفان میلر، سارا سندرز، و من در کنار لاکامرا، و کین ایستادیم، دیگر فرماندهان مشغول تهیه پیش‌نویس بیانیه عمومی شدند. نوشتیم که رئیس جمهور و فرماندهان «در مورد خروج قاطعانه، آزادانه و منظم نیروهای آمریکایی و ائتلاف از سوریه گفتگو کردند و بر اهمیت حضور مستمر آمریکا در عراق برای جلوگیری از تجدید تهدید داعش و محافظت از دیگر منافع ایالات متحده تأکید کردیم» که همگی بر سر آن توافق داشتیم. 

مترجم: مسعود سعیدی مقدم

ارسال نظر