کد خبر : 8765

تقی آزاد ارمکی| استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

شورای نگهبان، نظام کارشناسی ندارد که عقل بازی داشته باشد و همه جوانب را ببیند.

پیام نو| ببینید! نهاد انتخابات یا هر انتخاباتی یک‌سری مدافعین و مخالفینی دارد. تحریم‌کنندگان انتخابات دو گروه هستند؛ کسانی که به صورت بنیادی مخالف جامعه دموکراتیک هستند و گروه دیگری که تصویر ویژه‌ای از نظام انتخاباتی و دموکراتیک دارند و وقتی انتظارات آنها برآورده نمی‌شود به یک گروه معترض و تحریمی‌ انتخابات تبدیل می‌شوند. به عقیده بنده تحریم‌کنندگان انتخابات به بخشی از نظام انتخابات تبدیل خواهند شد. اگر تحریمی وجود نداشته باشد، انتخابات آن جامعه بی‌معنا است. انتخابات حتماً یک مخالفانی دارد، این طبیعی است و باید به آنها احترام گذاشت و سخن آنها را شنید و وارد گفت‌و‌گو شد، تلاش کرد که مجاب شوند و در انتخابات شرکت کنند و اگر اینکار را نکردند، دیگر مهم نیست.

چون ضعف‌های نظام انتخاباتی را اینها بازگو می‌کنند و می‌بینند. الان هم در ایران عده‌ای قصد تحریم انتخابات را ندارند، فقط می‌گویند رای نمی‌دهیم و معتقد هستند اگر شرایط موجود بدین گونه ادامه پیدا کند، ما رأی نخواهیم داد. در ایران یک جمیعتی منتقد به انتخابات هستند، اینها کسانی هستند که شرایط را برای انتخابات مناسب نمی‌دانند و انتخابات مجلس را دیدند که یک عده رفتند و در مجلس گردن کلفتی می‌کنند. بخش عمده‌ای از کشور هم تصاحب کردند، یعنی آدم‌هایی با رأی حداقلی به مجلس رفتند و صدای بلندی هم دارند. مردم اینها را می‌بینند و می‌گویند در این شرایط جدید چه شرکت کنیم و چه نکنیم، در نهایت کسی رئیس جمهور خواهد شد و به مشارکت ما بستگی ندارد. از این منظر نقد می‌کنند، دوم اینکه فکر می‌کنند وقتی رئیس‌جمهور هم انتخاب کردیم، او قدرت انجام کاری را ندارد، چرا وقت خودمان را تلف کنیم؟ اما اگر فضا عوض شود، مثلاً بگویند اگر شما رأی ندهید انتخابات برگزار نمی‌شود، رئیس جمهوری که با هشت میلیون رأی بیاید، مشروعیت ندارد، یعنی رأی ندادن ممکن است به فقدان مشروعیت تبدیل شود؛ دوم اینکه اگر بدانند رئیس جمهور پرقدرت وارد می‌شود و کاری انجام می‌دهد، مردم رأی خواهند داد.

فایل صوتی ظریف زمینه‌ای برای پرشور کردن انتخابات است

همین مسئله‌ی ‌‌ظریف و غیر ظریف اتفاق نادری در جمهوری اسلامی است، بسیاری آن را دوست داشتند و برخی هم نه. به هر دلیلی این خودش درصد زیادی رأی آوری دارد. این مسئله نشان می‌دهد ریاست جمهوری جایگاه مهمی است. اگر ظریف وزیر خارجه نبود، ماجرا یک شکل دیگری رقم می‌خورد. این فایل صوتی خودش زمینه‌ای برای پرشور کردن انتخابات است. این فایل صوتی می‌تواند برای ظریف، اصلاح‌طلبان، مشارکت مدنی و سیاسی خوب باشد. اگر اتفاقی می‌افتاد که ظریف کاندیدا می‌شد و رد صلاحیت می‌شد هم شور دیگری در انتخابات ایجاد می‌کرد. مثلاً اگر اجازه دهند آقای احمدی‌نژاد تایید شود و بعد رد صلاحیت شود، باز هم شور دیگری در انتخابات ایجاد می‌شود. هرچند آدم‌های منتقد بیشتر می‌شوند اما همان‌ها به کسی که مخالف رد صلاحیت کننده‌ها است، رأی می‌دهند. یعنی در دعوا کسانی رأی می‌آورند که شما انتظارش را نداشتید.

اگر رئیس‌جمهور با مشارکت پایین به قدرت برسد، جمهوری اسلامی با مشکلات بنیادینی مواجه خواهد شد، اولین چالش آن تنظیم رابطه با نیروی اجتماعی معترض و متکثر در ایران است، وقتی رئیس جمهوری با بیست تا سی درصد انتخاب شود، یعنی ۷۰ درصد دیگر رأی ندادند و مجاب می‌شوند که در هر موقعیتی اعتراض کنند. جامعه مجبور می‌شود، نیروی امنیتی و انتظامی به سامان بیاید. در یک مرحله‌ی کوتاه‌مدت به سمت امنیتی شدن می‌رود. در مرحله‌ی دوم به شکل امنیتی نمی‌تواند استمرار پیدا کند، پس گشایشی اتفاق می‌افتد و در آنجا فروپاشی رخ می‌دهد.

اگر مشارکت در انتخابات پایین باشد، با بن‌بست ارتباطی روبرو خواهیم شد

اگر مشارکت در انتخابات پایین باشد، با یک بن‌بست ارتباطی با جهان روبرو خواهیم شد. در صحنه سیاست خارجی ما وارد جنگ با غرب نخواهیم شد، بلکه یک بن‌بست ارتباطی با جهان روبرو خواهیم داشت، یعنی همانی که ترامپیست‌ها و صهیونیست‌ها به دنبال آن بودند، تا ما به انزوا کشیده شویم و در انزوا دچار میرایی شویم و در نزاع و ستیز قرار بگیریم. اگر با دنیا وارد جنگ شویم، در نهایت مدافعانی را هم پیدا خواهیم کرد، مثل جنگ ایران و عراق. در جنگ بقای ما بیشتر است اما در انزوا بقا کوتاه است. چون آدم منزوی افسرده خواهد شد و افسردگی بیماری و ناتوانی می‌آورد.

جامعه ایرانی هم چنانچه به انزوا بیانجامد، ارتباطش با دنیا قطع شود، در کوتاه مدت دچار ناکامی خواهد شد. اگر انتخابات ریاست جمهوری غیرمشارکتی باشد و آدمی بیاید که قدرت نداشته باشد و بیشتر انتصابی باشد، در حقیقت بدون رقیب باشد، شبیه به این است که داماد باشد اما عروس نباشد یا عروسی که داماد نداشته باشد. مثلاً جشنی را برپا می‌کنید اما یک طرف وجود ندارد، ظاهراً عروسی است و جشنی بر پاست اما عروس یا داماد نیست. در واقع مهمانی خودی‌ها است، اما در دراز مدت می‌بینید این خود سر خود را می‌خورد و علیه خودش اقدام می‌کند، تعارضات درونی شکل می‌گیرد و فروپاشی اتفاق می‌افتد.

شاید شورای نگهبان به این مسائل آگاه باشد، اما حاضر نباشد آن را بپذیرد؛ شما یک سری از چیزها را می‌دانید اما نمی‌خواهید بپذیرید. لباس گرم نمی‌پوشید چون فکر می‌کنید شاید سرما تمام شود. شورای نگهبان هم می‌داند که هوا سرد است اما نمی‌داند سرماخوردگی در پی دارد. البته این سرماخوردگی را نظام کارشناسی باید بگوید و شورای نگهبان نظام کارشناسی که عقل بازی داشته باشد و همه جوانب را ببیند، ندارد. کارشناس‌ها هم مثل خودش مسائل را می‌بینند، پس مشارکت پایین نابسامانی و نارضایتی اجتماعی ایجاد می‌کند.

مردم واکسن را حق خودشان می‌دانند

مردم واکسن را حق خودشان می‌دانند و ربطی به انتخابات ندارد. وظیفه همه‌ی دولت‌ها در دنیا این است که بدون مناقشه‌های سیاسی مردم را واکسیناسیون کنند. رابطه‌ با آمریکا هم از اثرگذاری سیاسی خارج شده و تبدیل به یک ضرورت شده است، یعنی هرکسی بیاید باید این مشکل را سامان بدهد. مشکل کشور تورم و رکود اقتصادی است، همه اینها مشکلات بنیادی ایجاد می‌کند و جامعه را دچار خنگی و افسردگی می‌کند، در دراز مدت ما دچار ضعف مفرط می‌شویم و در یک بحران آسیب می‌بینیم، پس رابطه با آمریکا هم از دسترس گروه‌های سیاسی رقیب خارج می‌شود؛ هر گروهی بیاید باید در این زمینه وارد گفت‌وگو شود، پس این یک امتیاز بزرگ برای گروه یا جناحی نیست. بلکه یک ضرورت است، مثل نان دادن یا تامین امنیت مردم.

یک دولت اصولگرا توانایی مذاکره با آمریکا دارد یا خیر؛ توانایی چیست؟ چاره‌ای جز مذاکره ندارد وگرنه منزوی می‌شود.

منبع: انصاف‌نیوز

ارسال نظر